تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !



وقتی گوش نوای مرگ را می‌شنود دیگر لبخند از لب‌هایش محو می‌شود! این واژه پرشر و شور همراه خود ترس بر دلها می‌نشاند و این هم طبیعی است.
اصلا زندگی قابلت جدا شدن از مرگ را ندارد، تا مرگ نباشد که زندگی هیچ معنایی نمی‌دهد! مرگ تنها متعلق به ما آدم‌ها نیست، بلکه تمام ذره‌های این دنیا مرگ دارند؛ از ستارهای آسمانی گرفته تا کوچک‌ترین ذره‌ی زمینی دیر یا زود مرگ به سراغشان می‌آید.
اما فقط ما انسان‌ها هستیم که از مرگ می‌ترسیم! می‌دانید چرا؟ چون تنها بر ما منت نهاده شده و این ویژگی میل به بقا ابدی در ما نهاده شده است. (به نظرم می‌آید که تنها ما انسان‌ها میل به بقا ابدی داریم، نظر شما چیست؟)

به همین دلیل است که اکثر ما، دوست داریم ذکری و یادی از ما بعد از مرگمان باشد.
اگر دوست‌دارید بعد از مرگ‌تان از شما یادی شود دو راه بیشتر ندارد:
۱. یا چیزی بنویسید که قابل خواندن باشد.
۲. یا کاری کنید که قابل نوشتن باشد.

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷



یکی از ارکان نویسندگی، ساده‌نویسی است. به نظر من ساده‌نویسی از زیبا نویسی هم مهم‌تر است. برای گیرا کردن مطلبت، محتوایت را قوی کن، احتیاجی به پیچ و تاب‌های ادبی نیست تا بی‌سوادی خود را در آن پنهان کنی!

مطالبی که تا به حال در باب ساده‌نویسی منتشر کردم، همه در باب نظر بود و به روحیات نویسنده برمی‌گشت و بیشتر سخن از کنج اتاقک ذهن نویسنده به میان بود، و نمونه آخر آن ۷ راه‌کار برای ساده‌نویسی ویژه نویسندگان جوان است.  شما می‌توانید تمام مطالب مربوط به ساده‌نویسی را در اینجا ببینید.

وامّا ساده‌نویسی که یکی از آداب تحریر است صرف مباحث نظری نیست، بلکه مهارت‌های فنی و تجربه‌های عملی از لوازم ملکه شدن ساده‌نویسی است که هر نویسنده‌ای که به موفقیت می‌اندیشد به آن‌ها نیازمند است.
و این مهارت‌ها مانند هر مهارت دیگری نیار به تمرین و تلاش و اهتمام جدی دارد.

از جمله مهارت‌های ساده‌نویسی عبارت است از : استفاده از زبان گفتاری، به زبان معیار نوشتن، کوتاه نویسی، پیوستگی و تعامل صحیح جملات به خصوص جملات معترضه، پاراگراف بندی صحیح و اصولی، استفاده صحیح از نشانه‌ها، پرهیز از کثرت پاورقی و ...

که به مرور زمان مطالب و نکاتی کلیدی در هر کدام از مهارت‌های فنی ساده‌نویسی برای‌تان می‌نویسم.
البته توقع ندارید که از پشت مانیتور بتوانم تمام مباحث ساده‌نویسی را شرح دهم؟؟!!! این کار نیازمند کلاس و مطالعه است.

۹۷-۴-۱۹ ۱ ۲ ۵۰

۹۷-۴-۱۹ ۱ ۲ ۵۰



هر آدمی در بازه‌ی زمانی مشخصی و در حالت خاصی بازدهی بالایی دارد؛ در مورد نویسندگی و مطالعه هم این اصل ثابت است.


من بعد از مدتی حساب و کتاب کردن فهمیدم که روزی که سحر خیز باشم بازدهی فوق‌العاده‌ای در زمینه نوشتن و مطالعه دارم؛ لذا ۶ سال است که شب‌ها زود می‌خوابم تا صبح هم زود بیدار شوم.

امّا وقتی صبح زود از خواب بیدار می‌شوم نمی‌توانم روزم را کامل استفاده کنم و بازدهی‌ام در بعد از ناهار تقریبا صفر می‌شود و این مشکلی بود که راه پیشرفتم را سد کرده بود، اگر کسی موفقیت می‌خواهد با نیم روز فعالیت به موفقیت دست پیدا نمی‌کند.

به همین دلیل برای استفاده از بعدازظهر الآن حدود ۴ سال است که ناهار نمی‌خورم، یعنی ناهار را ساعت ۶ عصر می‌خورم و دیگر احتیاجی به شام نیست و خوابی سبک دارم.


این‌ها را نگفتم تا شما هم مثل من شوید؛ گفتم که شما هم باید سیکل بازدهی خود را پیدا کنید و زندگی خود را براساس آن تنظیم کنید تا به موفقیت دست یابید.

و این تابستان فرصت خوبی است که سیکل بازدهی خود را پیدا کنید. 

و نکته ما قبل آخر اینکه : شما چقدر حاضرید از خواب و خوراک‌تان بگذرید تا به موفقیت برسید؟؟

و نکته پایانی آنچه که باعث شد این پست را بنویسم یک پیام بود که شما هم بخوانیدش:

قیمت یک پیتزای خوب با یک کتاب خوب یکی است، فرق آن‌ها در طول مدتی است که می‌توانند ما را خوشحال کنند؛ اولی یک ربع و دومی یک عمر!

حیرت‌آور است که برای اغلب ما آن یک ربع مهم‌تر است !!!


۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵

۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵



وبلاگ‌هایی را می‌بینیم که ناگهان کرکره را پایین می‌کشند و تعطیل می‌کنند؛ یا موقتی و یا گاها دائم


دوستان عزیز نوشتن را ترک نکنید، به خصوص که مخاطبانی هم پیدا کرده‌اید!!!

و اگر هم دل‌تان راضی نمی‌شود حداقل بنویسد برای سطل زباله!  بله اشکال ندارد که نشرش نمی‌دهید یا وبلاگ‌‌تان را تعطیل می‌کنید، ولی با نوشتن‌های مکرر گرمای قلم‌تان را حفظ کنید.


باور کنید که این گرمایی که از درون قلم برمی‌خیزد و بر دشت کاغذ می‌نشیند آنچنان می‌تواند آرامش بخش و قدرت افزا باشد که رهایی از هر سختی و مشکل را برای شما فراهم می‌کند.


بنویسید و بنویسید و بنویسید


۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۴

۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۴



تردید خاصی برای انتشار این مطلب داشتم، ولی وقتی دیدم که حتی بعضی از دوستان قلم به دست در این فضای مه‌آلود اطلاعی از این روز در تقویم ندارند و مطلبی منتشر نکرده‌اند، مصمم شدم که به حرمت قلم باید دست به کیبرد بشویم.


از این که روزی را در تقویم به نام پدیده‌ای ثبت کنیم و سالی یک‌بار اگر شد، آن را گرامی داریم متنفرم!

حکم همایش‌هایی را دارد که بعد از مرگ یک شخصیت بزرگ از او تقدیر می‌کنند. قبل از فوت او آنقدر مانع تراشی می‌کنند که بی‌ربط به نزدیک شدن اجل او نیست، آن وقت ... چه بگویم ...

و یا مثلا همایش‌های مبتذل اخلاقی که برگزار می‌شود.


وقتی یک روز را در تقویم به نام قلم و یا هر چیز دیگری ثبت کردیم، به خود افتخار می‌کنیم که حقش را ادا کردیم و دیگر وقت استراحت است.

نمی‌خواهم بگویم اولویت با قلم است که دوستانی بیاند و من را  مؤاخذه کنند که مردم در گرانی دست و پا می‌زنند و یا در بی‌آبی غرق تشنگی‌ هستند و یا اینکه سکه فلان شد و دزدی چقدر زیاد است و تو به قلم می‌پردازی؟؟!!!


ولی هرکس در هر حرفه‌ای که مشغول است، ظلم‌ها و ستم‌های به آن حرفه‌ را بیشتر درک می‌کند و در دفاع از آن به پا می‌خیزد؛ و من ظلم‌های مسئولین به قلم و اهل قلم را از نزدیک لمس کرده‌ام و چشیده‌ام و لذا برخود لازم می‌دانم که نه تنها گله‌مند باشم، بلکه این موضوع را به مطالبه عمومی تبدیل کنم.


در غم ما روزها بیگاه شد *** روزها با سوزها همراه شد

در نیابد حال پخته هیچ خام  *** پس سخن کوتاه باید والسلام


بیایید به مناسبت امروز و برای گرامی‌داشت تمام قلم دوستان و قلم به دستان و تمامی نویسندگان و خبرنگاران و ویراستاران و هر آنکس که عشق به این حرفه دارد قسمتی از کتاب بلند بگو آزادی اثر مصطفی محمدی را با هم مرور کنیم:

صفحه‌ی ۱۶ این کتاب را باز کنید و با من بخوانید؛ و اگر اشکی جاری شد مانعش نشوید!


شعار و تظاهرات و هیاهوی خیابانی هم هست که مبارزه را علنی و رسمی می‌سازد. ولی هنگامی که سلاحِ اندیشه توی دست می‌گیری تا با قلم و زبانت افکار پلید را نشانه بروی، دشمن بیشتر به هراس می‌افتد تا زمانی که تفنگ به دوش آویخته و برابرش ایستاده باشی.

تفنگ را که از دست بدهی، خلع سلاح می‌شوی؛

ولی سلاح اندیشه را کسی نمی‌تواند ازت بدزدد.

همین سبب می‌شود تا لحظه‌ای که تو را خاموش یا نابود نسازند، از پا ننشینند.


۹۷-۴-۱۴ ۹ ۳ ۹۳

۹۷-۴-۱۴ ۹ ۳ ۹۳



۱. نویسنده‌ نباید همه‌ی آنچه را که می‌داند در یک جمله به خورد خواننده بدهد!

       به ازای هر واحد معنای، باید جمله‌ای مستقل ساخت و از تو در تو کردن عبارات خودداری کرد. مگر راه‌رو می‌سازی که می‌خواهی تو در تو باشد؟



۲. نوشته، باید هم برای خواندن باشد و هم برای شنیدن!

       درست است که نوشته باید مرز خود را با گفتار حفظ کند، ولی چنان باید نوشت که خواننده احساس کند با نویسنده در حال گفتگو است. مردم از گفتگو خسته نمی‌شوند و گاهی ممکن است گذر ساعت ها گفتگو با یکدیگر را احساس نکنند. برای جذب مخاطب بیشتر باید کاری کنی که مخاطبت به جای احساس خواندن بیشتر احساس شنیدن کند.



۳. باور داشته باشید که اگر به سادگی سخن گفتن، بنویسید؛ هیچ احدی شما را متهم به بی‌سوادی نمی‌کند!

        احتیاج به لفظ قلم نویسی نیست.    هرچند برای تغییر این باور در جامعه نیاز به فرهنگ‌سازی است.



۴. قصد‌تان از نوشتن، فقط رساندن پیام باشد!

           لفظ‌اندیشی نکنید، بلکه به فکر محتوا و معنا باشید.



۵. وقتی قلم به دست گرفتی، اعتماد به نفس داشته باش!

       لفاظی‌ها ناشی از اضطرابی است که وجود نویسنده را فراگرفته است.

           باید اطمینان به سخن خود داشته باشید و با شجاعت به ساده‌ترین بیان مقصود خود را به لفظ بیاورد.

        با ساده‌نویسی تمام حرفت به راحتی آشکار می‌شود، و تو چه باکی داری از اینکه دیگران بدانند در اندیشه‌ات چه می‌گذرد؟



۶.وقتی می‌نویسی مخاطب واحدی را تصور کن!

     مگر این نیست که در گفتگوهای دوستانه، با مهربانی و صمیمیت لب به سخن می‌گشاییم؟

       پس چرا با این شیوه قلم خود را ساده نکنیم؟



۷. و باز هم مطالعه کتب و آثار بزرگان

      وقتی با آثار ساده‌نویسان انس داشته باشی، ناخود‌آگاه قلمت ساده‌نویس می‌شود.



تمام سعی‌ام این بود که پرحرفی نکنم!


۹۷-۴-۱۳ ۳ ۵ ۷۱

۹۷-۴-۱۳ ۳ ۵ ۷۱



تنها کسی می‌تواند ساده‌نویس حرفه‌ای شود که نسبت به آنچه که بیانش می‌کند هیچ گونه ابهامی نداشته باشد.

گنگی‌های در مطلب ناشی از ذهن آشفته است!

لذا لازم است که مطلب به خوبی برای خودت جا افتاده باشد تا بتوانی آن را به خوبی بیان کنی.

سادگی در بیان را یک اصل قرار بده که بفهمی مبحث را به خوبی فراگرفته‌ای یا نه؟


تنها بحثی را می‌توان پخته شده به حساب آورد که به توان با زبان ساده برای عموم توضیح داد. سعی کنید قلم‌تان مطالبی را بگوید که برای‌تان به صورت کامل فهم شده باشد، و نسبت به آن دچار ابهام نباشید.


۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷

۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷



نویسنده باید بداند که همانگونه که سادگی در رفتار و گفتار صمیمیت بیشتری دارد و بهترین کمک برای گیرایی است، در نوشتار هم همین حکم را دارد.

هیچ‌گاه گمان نکنید که ساده‌نویسی شخصیت علمی شما را پایین می‌آورد، بنظرم ساده‌نویسی سخت‌تر از دشوار‌نویسی است!  اگر باور نمی‌کنید امتحان کنید.


اگر می‌خواهید خواننده و مخاطب شما از نوشته‌هایتان خسته نشود و از دست‌ آن‌ها فراری نباشد، به اصل ساده‌نویسی ملزم باشید و سعی کنید آن را به قلم‌تان پیوند بزنید، که چه مبارک پیوندی خواهد شد.


۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲

۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲



نویسندگان تا قبل از مشروطه بیشتر برای اهل فضل و دانش‌‌جویان رسمی علوم می‌نوشتند؛ لذا شما می‌بینید که بسیاری از فارسی زبانان گذشته به زبان عربی کتاب می‌نوشتند.

نویسندگی برای عموم مردم را نهضت مشروطه به همراه خود برای نویسندگان ایرانی به ارمقان آورد، وگرنه نویسندگان به ندرت برای مردم دست به قلم می‌شدند.  و ملازم جدانشدنی نویسندگی برای عموم مردم ساده نویسی است، که با نهضت مشروطه رشد چشم‌گیری در نوشته‌های ایرانی داشته است.


آفریده شدن ادبیات داستانی، کمک ویژه‌ای به رونق ساده‌نویسی در نویسندگی بود،‌ پدیده‌ای که آن را وامدار دهخدا هستیم.

و البته جمالزاده  هم این شیوه را نثر معیارش قرار داد، ممکن است شما و یا حتی خود من با اندیشه‌های جمالزاده مخالف باشیم و آن‌ها را مضر بدانیم، ولی نثر آن‌ها تاثیر به سزایی بر ساده‌نویسی و نویسندگی در ایران داشت.


و اما با رشد مدرنیته و تکنولوژی،‌ این وبلاگ‌نوسی بود که سهم زیادی در رونق دادن ساده‌نویسی در ایران به خود اختصاص داد.

شروع این کار مبارک در ایران از سال ۱۳۸۰ بود و تا به امروز که آمار وبلاگ‌های فارسی فضای مجازی به بیش از یک میلیون می‌رسد، شمار نویسندگان فارسی را ده‌ها برابر کرد، آن هم در کمتر از یک دهه.

امروز هزاران نویسنده خانم و آقا در وبلاگ‌های شخصی خود می‌نویسند و همچنان در زبان فارسی و نویسندگی ایران تحول می‌آفرینند.


البته اگر ورود شبکه‌های اجتماعی نبود، تحول بیشتری از جانب وبلاگ‌نویسی انتظار می‌رفت، ولی متاسفانه با به وجود آمدن شبکه‌های اجتماعی  بر پیکره‌ی نویسندگی ایران ضربه‌ای سهمگین وارد شد، که جبران این خسارت سنگین است.


این مباحث الهام گرفته از فصلی در کتاب بهتر بنویسیم رضا‌بابایی است.


۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱

۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱




اگر نیم‌نگاهی به شاعرهای معاصر داشته باشیم، به راحتی می‌فهمیم که آن شاعری که ساده‌نویس‌تر بوده است شعرش بیشتر زمزمه لب‌ها و نامش ذکر یاد‌ها است.

  به شعر‌های سهراب، عزیز جان‌ها، نیم‌نگاهی داشته باشید! اصلا با روح و روان آدمی بازی می‌کند!

    چرا؟  چون اصل ساده‌نویسی شاکله نویسندگی او شده بود.


حتی نمی‌خواهد راه دو بروید!  در همین فضای بیان، کدام وبلاگ‌ها مشتری بیشتری دارد؟

   به نظر من آن‌هایی که ساده‌تر و صمیمانه‌تر می‌نویسند.


دو هشدار:

هشدار اول : بعضی علوم اصطلاحات خود را دارند و پیچیدگی آن را به پای عدم ساده‌نویسی نویسنده نگذارید! و توقع نداشته باشید که نویسنده پای علم را بگیرد و پایین بکشد، نه خواننده باید خود را بالا ببرد و به آن برساند. مانند : فلسفه و  عرفان نظری 


هشدار دوم : بعضی هم در ساده‌نویسی افراط می‌کنند که نوشتار را به گفتار تبدیل می‌کنند.


۹۷-۴-۰۵ ۱ ۳ ۵۲

۹۷-۴-۰۵ ۱ ۳ ۵۲


۱ ۲ ۳ ۴ ... ۶ ۷ ۸

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!