تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۱۱ مطلب با موضوع «آدابـــــ تحریر :: ساده نویسی» ثبت شده است

یکی دیگر از نکات فنی ساده‌نویسی، استفاده از زبان معیار در نوشته‌ها است؛ تو بخوان « معیار نویسی » !

برخی از نویسندگان به دلایل مختلف از نثر همگانی گریزان‌اند و شیوه‌ی مخصوص خود را پدید می‌آوردند؛ تو بخوان « سبک ».  این سبک‌های نویسندگان تازمانی که بر مبنای اصول زبانی استوار باشند، نثر یا زبان غیر معیار محسوب می‌شوند که البته خرده‌ای نمی‌توان برآن‌ها گرفت.

وامّا زبان معیار چیست ؟

زبان نوشتاری رسانه‌های گروهی و متون درسی رسمی است. زبان نوشتاری دانش‌جویان و دانش آموزان است.
زبان معیار در هر عصر و دوره‌ای، متفاوت است و براساس مسائل اجتماعی، فرهنگی، تاریخی، فکری و ... دگرگون می‌شود. بنابراین زبان معیار در هر زمانی، شاخصه‌های خودش را دارد.


شاخصه‌های نثر معیار دوره‌ی ما :
 تلاشم بر این بوده است که شاخصه‌های مهم زبان معیار دوره‌ی خودمان را از این طرف و آن طرف جمع کنم، و در هرکدام به تناسب چند کلمه‌ای بیاورم.

۱. محتوا دوستی :
     وظیفه اصلی زبان رساندن پیام به صورت شیوا و رسا است. و فرم و صورت گرایی‌ها نتیجه آفرینش‌های ادبی است. لذا زبان معیار آنچنان دنبال ادبیات پردازی نیست، می خواهد به اصل مطلب و محتوا بپردازد.

۲. ساده زیستی :
     زبان معیار امروزی گرایش شدیدی به سادگی دارد. اگر در گذشته پیچیدگی واژه و معنای آن فضل و بزرگی بود، امروزه سادگی و روانی نشانه فضل نویسنده است. البته سادگی را با بی‌محتوایی و ابتذال به اشتباه نگیرید!

۳. حفظ اعتدال :
     زبان معیار ما، برخلاف قرن‌‌های قبل به عربی میل ندارد، و همچنین مانند دهه‌های اول قرن با واژگان عربی سرجنگ ندارد، این اقتضای فرهنگ دینی ما است. و همچنین دیگر رنگ و لعاب فرنگی هم به خود نمی‌گیرد و می‌کوشد با سرمایه‌های خود نوآوری کند.

۴. فراری از ادبیات :
     زبان امروزی چنانچه گفتیم، می‌‌خواهد پیام را سریع‌تر برساند و برود، انگار عجله دارد! لذا در زبان معیار عناصری مانند اغراق و بدیع و آرایه‌پردازی و ... نمی بینید.  و زبان ادبیاتی که در جست‌وجوی راه و روش‌های متفاوت و غیر متعارف برای بیان معانی است به هنر تعبیر می‌کنند.

۵. بیزار از کهنه گرایی :
     و اگر هم نویسندگان حرفه‌ای چشم به سنت‌های زبانی گذشته دارند، تنها برای این است که بتوانند براساس آن‌ها زبان امروز را بی‌نیاز کنند و آن را اصیل کنند. نکته قابل توجه در این مورد این است که علاوه بر دوری از واژه‌های کهنه، باید از هیئت‌‌ها و ترکیب‌های کهنه هم دوری کرد؛ مانند : « بایدش گفت » ویا  «گفته آمد » .

۶. مردم داری :
    نثر معیار روزگار ما برخلاف سده‌های پیشین، میل زیادی به زبان گفتاری مردم دارد. که قبلا در مورد نقش مشروطیت، داستان‌نویسی و وبلاگنویسی در این مورد توضیح دادیم (به اینجا مراجعه شود)


۷. بومی گریزی :
     در نثر معیار امکان استفاده از واژه یا اصطلاح یا ساختار بومی، بدون توضیحات لازم، وجود ندارد. و زبان معیار بیشتر مرکز گرا شده است.

۸. دوری از کلمات نامأنوس 

۹. حذف الفاظ تزیینی و کم سود

۱۰. حذف مقدمه چینی‌های طولانی و کم فایده
      این دو مورد آخر به خصوص در مقالات علمی زیاد شده است.

امیدوارم که نثر معیار به قلم‌هایمان ضمیمه شود؛ چرا که تخلف از نثر معیار تنها در صورتی جایز است که نویسنده بتواند نثری بهتر (سبک) به وجود آورد و آن را جایگزین کند.


۹۷-۴-۲۷ ۱ ۲ ۴۱

۹۷-۴-۲۷ ۱ ۲ ۴۱



قرار بر این شد که نکته‌های فنی ساده‌نویسی را باهم دیگر بازخوانی کنیم و با تمرین و پشت‌کار آن‌ها در قلم خود ملکه کنیم.

یکی از مواردی که امروز می‌خواهم به آن بپردازم، استعارات و کنایات است، اگر بخواهم استعاره و یا کنایه و مجاز را تعریف کنم به شما خوانندگان گرامی توهین کرده‌ام.

در اینکه فنون بلاغی و آرایه‌ها کلام را زیبا‌تر و شیرن‌تر می‌کند و اثر آن را چند برابر می‌کند، کسی شک و شبه ندارد؛ منتهی دو نکته را باید مد نظر داشت: 
اولا؛ متون علمی آنچنان مجالی به آرایه‌ها نمی‌دهند تا خودنمایی کنند، شما هم نخواهید به زور در متون علمی، آرایه بگنجانید.
دوما؛ با استفاده بی‌رویه و افراطی آرایه‌ها خواننده خود را به دردسر نیندازید!

پس اولین نکته از فنون ساده‌نویسی را این‌گونه بگویم:
احتیاط در استفاده از آرایه‌ها و پرهیز از تراکم آن‌ها

۹۷-۴-۲۴ ۲ ۴ ۴۷

۹۷-۴-۲۴ ۲ ۴ ۴۷



یکی از ارکان نویسندگی، ساده‌نویسی است. به نظر من ساده‌نویسی از زیبا نویسی هم مهم‌تر است. برای گیرا کردن مطلبت، محتوایت را قوی کن، احتیاجی به پیچ و تاب‌های ادبی نیست تا بی‌سوادی خود را در آن پنهان کنی!

مطالبی که تا به حال در باب ساده‌نویسی منتشر کردم، همه در باب نظر بود و به روحیات نویسنده برمی‌گشت و بیشتر سخن از کنج اتاقک ذهن نویسنده به میان بود، و نمونه آخر آن ۷ راه‌کار برای ساده‌نویسی ویژه نویسندگان جوان است.  شما می‌توانید تمام مطالب مربوط به ساده‌نویسی را در اینجا ببینید.

وامّا ساده‌نویسی که یکی از آداب تحریر است صرف مباحث نظری نیست، بلکه مهارت‌های فنی و تجربه‌های عملی از لوازم ملکه شدن ساده‌نویسی است که هر نویسنده‌ای که به موفقیت می‌اندیشد به آن‌ها نیازمند است.
و این مهارت‌ها مانند هر مهارت دیگری نیار به تمرین و تلاش و اهتمام جدی دارد.

از جمله مهارت‌های ساده‌نویسی عبارت است از : استفاده از زبان گفتاری، به زبان معیار نوشتن، کوتاه نویسی، پیوستگی و تعامل صحیح جملات به خصوص جملات معترضه، پاراگراف بندی صحیح و اصولی، استفاده صحیح از نشانه‌ها، پرهیز از کثرت پاورقی و ...

که به مرور زمان مطالب و نکاتی کلیدی در هر کدام از مهارت‌های فنی ساده‌نویسی برای‌تان می‌نویسم.
البته توقع ندارید که از پشت مانیتور بتوانم تمام مباحث ساده‌نویسی را شرح دهم؟؟!!! این کار نیازمند کلاس و مطالعه است.

۹۷-۴-۱۹ ۱ ۲ ۵۰

۹۷-۴-۱۹ ۱ ۲ ۵۰



۱. نویسنده‌ نباید همه‌ی آنچه را که می‌داند در یک جمله به خورد خواننده بدهد!

       به ازای هر واحد معنای، باید جمله‌ای مستقل ساخت و از تو در تو کردن عبارات خودداری کرد. مگر راه‌رو می‌سازی که می‌خواهی تو در تو باشد؟



۲. نوشته، باید هم برای خواندن باشد و هم برای شنیدن!

       درست است که نوشته باید مرز خود را با گفتار حفظ کند، ولی چنان باید نوشت که خواننده احساس کند با نویسنده در حال گفتگو است. مردم از گفتگو خسته نمی‌شوند و گاهی ممکن است گذر ساعت ها گفتگو با یکدیگر را احساس نکنند. برای جذب مخاطب بیشتر باید کاری کنی که مخاطبت به جای احساس خواندن بیشتر احساس شنیدن کند.



۳. باور داشته باشید که اگر به سادگی سخن گفتن، بنویسید؛ هیچ احدی شما را متهم به بی‌سوادی نمی‌کند!

        احتیاج به لفظ قلم نویسی نیست.    هرچند برای تغییر این باور در جامعه نیاز به فرهنگ‌سازی است.



۴. قصد‌تان از نوشتن، فقط رساندن پیام باشد!

           لفظ‌اندیشی نکنید، بلکه به فکر محتوا و معنا باشید.



۵. وقتی قلم به دست گرفتی، اعتماد به نفس داشته باش!

       لفاظی‌ها ناشی از اضطرابی است که وجود نویسنده را فراگرفته است.

           باید اطمینان به سخن خود داشته باشید و با شجاعت به ساده‌ترین بیان مقصود خود را به لفظ بیاورد.

        با ساده‌نویسی تمام حرفت به راحتی آشکار می‌شود، و تو چه باکی داری از اینکه دیگران بدانند در اندیشه‌ات چه می‌گذرد؟



۶.وقتی می‌نویسی مخاطب واحدی را تصور کن!

     مگر این نیست که در گفتگوهای دوستانه، با مهربانی و صمیمیت لب به سخن می‌گشاییم؟

       پس چرا با این شیوه قلم خود را ساده نکنیم؟



۷. و باز هم مطالعه کتب و آثار بزرگان

      وقتی با آثار ساده‌نویسان انس داشته باشی، ناخود‌آگاه قلمت ساده‌نویس می‌شود.



تمام سعی‌ام این بود که پرحرفی نکنم!


۹۷-۴-۱۳ ۳ ۵ ۷۱

۹۷-۴-۱۳ ۳ ۵ ۷۱



تنها کسی می‌تواند ساده‌نویس حرفه‌ای شود که نسبت به آنچه که بیانش می‌کند هیچ گونه ابهامی نداشته باشد.

گنگی‌های در مطلب ناشی از ذهن آشفته است!

لذا لازم است که مطلب به خوبی برای خودت جا افتاده باشد تا بتوانی آن را به خوبی بیان کنی.

سادگی در بیان را یک اصل قرار بده که بفهمی مبحث را به خوبی فراگرفته‌ای یا نه؟


تنها بحثی را می‌توان پخته شده به حساب آورد که به توان با زبان ساده برای عموم توضیح داد. سعی کنید قلم‌تان مطالبی را بگوید که برای‌تان به صورت کامل فهم شده باشد، و نسبت به آن دچار ابهام نباشید.


۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷

۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷



نویسنده باید بداند که همانگونه که سادگی در رفتار و گفتار صمیمیت بیشتری دارد و بهترین کمک برای گیرایی است، در نوشتار هم همین حکم را دارد.

هیچ‌گاه گمان نکنید که ساده‌نویسی شخصیت علمی شما را پایین می‌آورد، بنظرم ساده‌نویسی سخت‌تر از دشوار‌نویسی است!  اگر باور نمی‌کنید امتحان کنید.


اگر می‌خواهید خواننده و مخاطب شما از نوشته‌هایتان خسته نشود و از دست‌ آن‌ها فراری نباشد، به اصل ساده‌نویسی ملزم باشید و سعی کنید آن را به قلم‌تان پیوند بزنید، که چه مبارک پیوندی خواهد شد.


۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲

۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲



نویسندگان تا قبل از مشروطه بیشتر برای اهل فضل و دانش‌‌جویان رسمی علوم می‌نوشتند؛ لذا شما می‌بینید که بسیاری از فارسی زبانان گذشته به زبان عربی کتاب می‌نوشتند.

نویسندگی برای عموم مردم را نهضت مشروطه به همراه خود برای نویسندگان ایرانی به ارمقان آورد، وگرنه نویسندگان به ندرت برای مردم دست به قلم می‌شدند.  و ملازم جدانشدنی نویسندگی برای عموم مردم ساده نویسی است، که با نهضت مشروطه رشد چشم‌گیری در نوشته‌های ایرانی داشته است.


آفریده شدن ادبیات داستانی، کمک ویژه‌ای به رونق ساده‌نویسی در نویسندگی بود،‌ پدیده‌ای که آن را وامدار دهخدا هستیم.

و البته جمالزاده  هم این شیوه را نثر معیارش قرار داد، ممکن است شما و یا حتی خود من با اندیشه‌های جمالزاده مخالف باشیم و آن‌ها را مضر بدانیم، ولی نثر آن‌ها تاثیر به سزایی بر ساده‌نویسی و نویسندگی در ایران داشت.


و اما با رشد مدرنیته و تکنولوژی،‌ این وبلاگ‌نوسی بود که سهم زیادی در رونق دادن ساده‌نویسی در ایران به خود اختصاص داد.

شروع این کار مبارک در ایران از سال ۱۳۸۰ بود و تا به امروز که آمار وبلاگ‌های فارسی فضای مجازی به بیش از یک میلیون می‌رسد، شمار نویسندگان فارسی را ده‌ها برابر کرد، آن هم در کمتر از یک دهه.

امروز هزاران نویسنده خانم و آقا در وبلاگ‌های شخصی خود می‌نویسند و همچنان در زبان فارسی و نویسندگی ایران تحول می‌آفرینند.


البته اگر ورود شبکه‌های اجتماعی نبود، تحول بیشتری از جانب وبلاگ‌نویسی انتظار می‌رفت، ولی متاسفانه با به وجود آمدن شبکه‌های اجتماعی  بر پیکره‌ی نویسندگی ایران ضربه‌ای سهمگین وارد شد، که جبران این خسارت سنگین است.


این مباحث الهام گرفته از فصلی در کتاب بهتر بنویسیم رضا‌بابایی است.


۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱

۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱




اگر نیم‌نگاهی به شاعرهای معاصر داشته باشیم، به راحتی می‌فهمیم که آن شاعری که ساده‌نویس‌تر بوده است شعرش بیشتر زمزمه لب‌ها و نامش ذکر یاد‌ها است.

  به شعر‌های سهراب، عزیز جان‌ها، نیم‌نگاهی داشته باشید! اصلا با روح و روان آدمی بازی می‌کند!

    چرا؟  چون اصل ساده‌نویسی شاکله نویسندگی او شده بود.


حتی نمی‌خواهد راه دو بروید!  در همین فضای بیان، کدام وبلاگ‌ها مشتری بیشتری دارد؟

   به نظر من آن‌هایی که ساده‌تر و صمیمانه‌تر می‌نویسند.


دو هشدار:

هشدار اول : بعضی علوم اصطلاحات خود را دارند و پیچیدگی آن را به پای عدم ساده‌نویسی نویسنده نگذارید! و توقع نداشته باشید که نویسنده پای علم را بگیرد و پایین بکشد، نه خواننده باید خود را بالا ببرد و به آن برساند. مانند : فلسفه و  عرفان نظری 


هشدار دوم : بعضی هم در ساده‌نویسی افراط می‌کنند که نوشتار را به گفتار تبدیل می‌کنند.


۹۷-۴-۰۵ ۱ ۳ ۵۲

۹۷-۴-۰۵ ۱ ۳ ۵۲



من نویسنده‌ای می‌شناسم که خانه‌اش در ندارد، لذا مجبور است از درب وارد شود!

با هیچ چیز موافقت نمی‌کند، اما همه چیز را مورد موافقت قرار می‌دهد!

او وقتی به بازار می‌رود چیزی نمی‌خرد، بلکه خریداری می‌کند!

برای کشته‌شدگان بیشتر از کشتگان گریه می‌کند!

به قتل رسیدن را بر کشته شدن ترجیح می‌دهد!

پذیرفته‌شدگان را خوشبتر از پذیرفتگان می‌داند!


بله درست حدس زدید، این نویسنده محترم دچار گرایش به گونه‌ای از بیماری به نام حشو نویسی است.

او آن قدر با مخاطب خود احساس راحتی و صمیمیت نمی‌کند که حتی مجبور است به جای کلمه‌ی " من " کلمه‌های " اینجانب، نگارنده، راقم این سطور" استفاده کند.

وبلاگ‌نویسان باید خدا را شکر کنند که اکثرشان اهل این‌گونه کلمات اضافی نیستند!


یادآوری:

این درازنویسی و حشوگویی وقتی بد است که شیوه و سیره نویسنده شود، وگرنه استفاده‌ی هر ازگاهی اشکال ندارد.

و ناگفته نماند که در بعضی از نوشته‌ها باید کمی از صمیمیت بین خود و مخاطب را کم کرد!


۹۷-۴-۰۱ ۱ ۴ ۵۸

۹۷-۴-۰۱ ۱ ۴ ۵۸



نویسندگان جوان و عزیزما!

بدانید و آگاه باشید؛ محل زندگی قسم و تاکید بی‌جا بازار است، نه مباحث علمی ونوشته‌های تخصصی !

امّا متاسفانه این روزها کتاب‌ها به بازار تبدیل شده است؛ از بس که پر از تکرار‌های قسم وار و لفّاظی‌های اصرار گونه است.


۹۷-۳-۰۹ ۲ ۰ ۹۳

۹۷-۳-۰۹ ۲ ۰ ۹۳


۱ ۲

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!