تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۲۲ مطلب با موضوع «جــ ــمله درمانی» ثبت شده است

مغز یک نویسنده است که وقتی به رقص درآوردن قلم شروع به فعالیت می‌کند، حالا تصور کنید که بخواهید ماهیچه‌های‌تان را در یک باشگاه بدنسازی پرورش دهید، شما می‌توانید هم زمان روی دو دستگاه و یا چند دستگاه ورزش کنید؟ ویا با دو دست و دو پا می‌توانید ۱۰ دنبل بزنید؟
قطعا باید روی یک کار متمرکز شوید تا موفقیت را لمس کنید. کثرت‌گرایی هیچ رشدی برای شما ندارد!

مغز هم که یک ماهیچه است، و نیاز به پرورش دارد؛ ارل میلر  -عصب شناس- اعتقاد دارد : “ انجام هم زمان چند کار با هم و با تمرکز بالا غیر ممکن است  “
و نویسندگی کاری است که به تمرکز بالایی نیاز دارد، و نمی‌شود هم نوشت و هم قهوه نوشید! یا چای
چایت را بنوش و لذت ببر و بعد با خیال آسوده در محلی ساکت که تمرکزت را بالا می‌برد، بنویس.

نخواه در هنگام نوشتن چند کار همزمان انجام دهی؛
      حتی زمانی که برای وبلاگ‌تان می‌نویسید، تمام تب‌‌های مرورگرت و تمام برنامه‌های اضافی را ببند!

۹۷-۵-۰۱ ۰ ۲ ۱۴

۹۷-۵-۰۱ ۰ ۲ ۱۴



می‌گویند : با یک مداد معمولی می‌توان ۵۸ کیلومتر خط کشید.

برای همین بعضی از نوشته‌هایم را با مداد می‌نویسم، چرا که می‌خواهم بدانم چند کیلومتر کاغذ خط خطی کردم!

و این باعث امید‌واری است که آدم بداند چندین کیلومتر نوشته است، وقتی مقیاس اندازه‌گیری بزرگ باشد و عددی بزرگ کنارش باشد آدم احساس می‌کند که به جایی می‌رسد و موفقیت در انتظارش است و فقط باید کمی صبر و تحمل داشته باشد، موفقیت خود به سویش می‌دود.

البته حواسمان باشد که مغرور هم نشویم!


۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸

۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸



وقتی گوش نوای مرگ را می‌شنود دیگر لبخند از لب‌هایش محو می‌شود! این واژه پرشر و شور همراه خود ترس بر دلها می‌نشاند و این هم طبیعی است.
اصلا زندگی قابلت جدا شدن از مرگ را ندارد، تا مرگ نباشد که زندگی هیچ معنایی نمی‌دهد! مرگ تنها متعلق به ما آدم‌ها نیست، بلکه تمام ذره‌های این دنیا مرگ دارند؛ از ستارهای آسمانی گرفته تا کوچک‌ترین ذره‌ی زمینی دیر یا زود مرگ به سراغشان می‌آید.
اما فقط ما انسان‌ها هستیم که از مرگ می‌ترسیم! می‌دانید چرا؟ چون تنها بر ما منت نهاده شده و این ویژگی میل به بقا ابدی در ما نهاده شده است. (به نظرم می‌آید که تنها ما انسان‌ها میل به بقا ابدی داریم، نظر شما چیست؟)

به همین دلیل است که اکثر ما، دوست داریم ذکری و یادی از ما بعد از مرگمان باشد.
اگر دوست‌دارید بعد از مرگ‌تان از شما یادی شود دو راه بیشتر ندارد:
۱. یا چیزی بنویسید که قابل خواندن باشد.
۲. یا کاری کنید که قابل نوشتن باشد.

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷



وبلاگ‌هایی را می‌بینیم که ناگهان کرکره را پایین می‌کشند و تعطیل می‌کنند؛ یا موقتی و یا گاها دائم


دوستان عزیز نوشتن را ترک نکنید، به خصوص که مخاطبانی هم پیدا کرده‌اید!!!

و اگر هم دل‌تان راضی نمی‌شود حداقل بنویسد برای سطل زباله!  بله اشکال ندارد که نشرش نمی‌دهید یا وبلاگ‌‌تان را تعطیل می‌کنید، ولی با نوشتن‌های مکرر گرمای قلم‌تان را حفظ کنید.


باور کنید که این گرمایی که از درون قلم برمی‌خیزد و بر دشت کاغذ می‌نشیند آنچنان می‌تواند آرامش بخش و قدرت افزا باشد که رهایی از هر سختی و مشکل را برای شما فراهم می‌کند.


بنویسید و بنویسید و بنویسید


۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۴

۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۴



برای تبدیل علاقه به مهارت، یادگیری و تمرین لازم است!


این جمله بُلد شده یک اصل لازم است که همه به آن علم داریم؛ اما نمی‌دانم چرا وقتی پای عمل به میان می‌آید، همه منکر آن می‌شویم؟؟!!!


چرا همیشه با اولین شکست‌ها عقب نشینی می‌کنی؟؟

تو تازه چند سالی است که وبلاگ‌نویس شده‌ای، پس توقع نداشته باش که به این زودی‌ها مانند جمال‌زاده، یا شریعتی ویا مرحوم جلال و یا ... به راحتی بتوانی قلم به دست بگیری!

اصلا وبلاگ‌نویسی از سال ۱۳۸۰ در ایران آمده است، اگر تو از همان ابتدا هم مشغول این حرفه بوده باشی در حال حاضر تو ۱۷ سال است که وبلاگ‌نویسی کرده‌ای و تنها باید توقع داشته باشی که در وبلاگ‌نویسی خبره شده باشی، نه در نویسندگی.


اگر در این ۱۷ سال، کنار وبلاگ‌نویسی، نویسندگی را آموخته بودی و تمرین کرده بودی؛ مهارت قلم به دست گرفتن را هم درکنار وبلاگ‌نویسی در وجودت احساس می‌کردی.


هرچند وبلاگ‌نویسی راه خیلی خوبی برای افزایش قدرت قلم است، ولی برای نویسنده شدن کافی نیست!



۹۷-۳-۱۱ ۱ ۲ ۸۱

۹۷-۳-۱۱ ۱ ۲ ۸۱



هوشمند نوشتن یعنی آن که مخاطب خود را نه مخالف مغرض فرض کنی و نه موافق کامل

         در نویسندگی هوشمند، مخاطب سالاری و مخاطب ناشناسی ممنوع است.


نویسندگان زرد یا بهتر بگویم زرد نویسان که به دنبال برآوردن میل و اشتهای خواننده هستند، بدون رساندن هیچ فایده‌ای به خواننده، امروزه بازار کتاب ما را گرفته‌اند.


نه تنها بازار کتاب بلکه فضای مجازی ما را هم اشغال کرده‌اند؛ از شبکه‌های اجتماعی که توقعی نیست، امّا نمی‌دانم چرا فضای وب هم به این بلا دچار شده است، و چه بسیار پست‌هایی که ارزش خواندن ندارند.


و در مقابل چه اندیشه‌های نابی که به خاطر عدم رعایت اصول نویسندگی و عدم مخاطب شناسی نویسنده محترم، تلف شده است.


۹۷-۳-۱۰ ۰ ۳ ۵۲

۹۷-۳-۱۰ ۰ ۳ ۵۲



نویسندگان جوان و عزیزما!

بدانید و آگاه باشید؛ محل زندگی قسم و تاکید بی‌جا بازار است، نه مباحث علمی ونوشته‌های تخصصی !

امّا متاسفانه این روزها کتاب‌ها به بازار تبدیل شده است؛ از بس که پر از تکرار‌های قسم وار و لفّاظی‌های اصرار گونه است.


۹۷-۳-۰۹ ۲ ۰ ۹۳

۹۷-۳-۰۹ ۲ ۰ ۹۳



یک نویسنده موفق نمی‌تواند نسبت به وقایع تلخ و شیرین پیرامون خود هیچ ابرازی نداشته باشد.

اصلا این‌ وقایع خود بهانه‌ای می‌شوند تا تو قلم به دست گیری و تجربه‌ای جدید بیاموزی!


نمی‌گویم درگیر حزب‌بازی های سیاسی شوید، ولی نباید از کنار وقایع به راحتی بگذرید.

از این رو است که من بر یک نویسنده لازم می‌دانم که تاریخ معاصر خود و جهان را بداند.

       حتی تاریخ گذشته هم بسیار کمک حال او است.


۹۷-۳-۰۸ ۰ ۰ ۴۱

۹۷-۳-۰۸ ۰ ۰ ۴۱



عادت دارم وبلاگ گردی کنم و از خواندن مطالبی که وبلاگ‌نویسان عزیز منتشر می‌کنند لذت ببرم، بیشتر این کار را در فضای بیان انجام می‌دهم چرا که وبلاگ‌های مورد علاقه‌ام را می‌توانم دنبال کنم و از پست جدید آن‌ها به راحتی با خبر شوم.


امروز به این پست برخوردم که مرا به فکر واداشت و نتیجه آن شد این پستی که مهمان چشمان شما است!


ابتدا بروید و آن پست را بخوانید و برگردید ادامه متن من را بخوانید، تا بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید.


به نظرتان چقدر احتمال دارد از این مار‌های سیاه در قبر ما باشد؟؟؟

من که می‌گویم چنین خطراتی در کمین ما وبلاگ‌نویسان و متولیان تولید محتوا است.

چرا؟؟؟

   چون چیزی با ارزش‌تر از وقت خواننده‌مان نیست که با آن هزینه می‌کند و مطالب وبلاگ‌های ما را می‌خواند!

     اینجا است که باید گفت وای بر حال کم فروشان .... 

        وبلاگ‌نویسانی که بدون مطالعه و بدون صرف وقت برای نوشتن یک نوشته خوب وقت ارزشمند مخاطب را هدر می‌دهند...

   با کپی کن‌ها که اصلا کاری ندارم، دیدارشان بماند به قیامت، اما کسانی که قلم می‌زنند و به اصطلاح تولید محتوا می‌کنند مراقب باشند که بدون مطالعه و علم چیزی نگویند!


و این خطر بیشتر از آن که وبلاگ‌نویسان را تحدید کند، نویسندگان را تحدید می‌کند! 





۹۷-۳-۰۸ ۳ ۱ ۱۱۸

۹۷-۳-۰۸ ۳ ۱ ۱۱۸



هر بار که می‌نویسی، تجربه‌ای نو به دست می‌آوری!


یک شاگرد مکانیک بعد از چندی شاگردی نزد استاد خود، از استاد بی‌نیاز شده و خود استاد خواهد شد، و گذر مدتی در حرفه خود بی‌نیاز از تجربه کردن‌های جدید می‌شود ... 


اما یک نویسنده با هر بار که قلم می‌سراید و جنگلی در کویر برهوت کاغذ خلق می‌کند تجریه‌ای و نکته‌ی بارک‌تر از مو برایش حاصل می‌شود که باعث رشد و بالندگی او است.


یک نویسنده هرچقدر هم که به اوج برسد، باز هم نوشتن برایش تجربه آفرین است.


۹۷-۳-۰۷ ۰ ۱ ۵۶

۹۷-۳-۰۷ ۰ ۱ ۵۶


۱ ۲ ۳

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!