تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۱۴ مطلب با موضوع «حـ ــس نوشتن» ثبت شده است


می‌گویند : با یک مداد معمولی می‌توان ۵۸ کیلومتر خط کشید.

برای همین بعضی از نوشته‌هایم را با مداد می‌نویسم، چرا که می‌خواهم بدانم چند کیلومتر کاغذ خط خطی کردم!

و این باعث امید‌واری است که آدم بداند چندین کیلومتر نوشته است، وقتی مقیاس اندازه‌گیری بزرگ باشد و عددی بزرگ کنارش باشد آدم احساس می‌کند که به جایی می‌رسد و موفقیت در انتظارش است و فقط باید کمی صبر و تحمل داشته باشد، موفقیت خود به سویش می‌دود.

البته حواسمان باشد که مغرور هم نشویم!


۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸

۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸



وقتی گوش نوای مرگ را می‌شنود دیگر لبخند از لب‌هایش محو می‌شود! این واژه پرشر و شور همراه خود ترس بر دلها می‌نشاند و این هم طبیعی است.
اصلا زندگی قابلت جدا شدن از مرگ را ندارد، تا مرگ نباشد که زندگی هیچ معنایی نمی‌دهد! مرگ تنها متعلق به ما آدم‌ها نیست، بلکه تمام ذره‌های این دنیا مرگ دارند؛ از ستارهای آسمانی گرفته تا کوچک‌ترین ذره‌ی زمینی دیر یا زود مرگ به سراغشان می‌آید.
اما فقط ما انسان‌ها هستیم که از مرگ می‌ترسیم! می‌دانید چرا؟ چون تنها بر ما منت نهاده شده و این ویژگی میل به بقا ابدی در ما نهاده شده است. (به نظرم می‌آید که تنها ما انسان‌ها میل به بقا ابدی داریم، نظر شما چیست؟)

به همین دلیل است که اکثر ما، دوست داریم ذکری و یادی از ما بعد از مرگمان باشد.
اگر دوست‌دارید بعد از مرگ‌تان از شما یادی شود دو راه بیشتر ندارد:
۱. یا چیزی بنویسید که قابل خواندن باشد.
۲. یا کاری کنید که قابل نوشتن باشد.

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷



هر آدمی در بازه‌ی زمانی مشخصی و در حالت خاصی بازدهی بالایی دارد؛ در مورد نویسندگی و مطالعه هم این اصل ثابت است.


من بعد از مدتی حساب و کتاب کردن فهمیدم که روزی که سحر خیز باشم بازدهی فوق‌العاده‌ای در زمینه نوشتن و مطالعه دارم؛ لذا ۶ سال است که شب‌ها زود می‌خوابم تا صبح هم زود بیدار شوم.

امّا وقتی صبح زود از خواب بیدار می‌شوم نمی‌توانم روزم را کامل استفاده کنم و بازدهی‌ام در بعد از ناهار تقریبا صفر می‌شود و این مشکلی بود که راه پیشرفتم را سد کرده بود، اگر کسی موفقیت می‌خواهد با نیم روز فعالیت به موفقیت دست پیدا نمی‌کند.

به همین دلیل برای استفاده از بعدازظهر الآن حدود ۴ سال است که ناهار نمی‌خورم، یعنی ناهار را ساعت ۶ عصر می‌خورم و دیگر احتیاجی به شام نیست و خوابی سبک دارم.


این‌ها را نگفتم تا شما هم مثل من شوید؛ گفتم که شما هم باید سیکل بازدهی خود را پیدا کنید و زندگی خود را براساس آن تنظیم کنید تا به موفقیت دست یابید.

و این تابستان فرصت خوبی است که سیکل بازدهی خود را پیدا کنید. 

و نکته ما قبل آخر اینکه : شما چقدر حاضرید از خواب و خوراک‌تان بگذرید تا به موفقیت برسید؟؟

و نکته پایانی آنچه که باعث شد این پست را بنویسم یک پیام بود که شما هم بخوانیدش:

قیمت یک پیتزای خوب با یک کتاب خوب یکی است، فرق آن‌ها در طول مدتی است که می‌توانند ما را خوشحال کنند؛ اولی یک ربع و دومی یک عمر!

حیرت‌آور است که برای اغلب ما آن یک ربع مهم‌تر است !!!


۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵

۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵



وبلاگ‌هایی را می‌بینیم که ناگهان کرکره را پایین می‌کشند و تعطیل می‌کنند؛ یا موقتی و یا گاها دائم


دوستان عزیز نوشتن را ترک نکنید، به خصوص که مخاطبانی هم پیدا کرده‌اید!!!

و اگر هم دل‌تان راضی نمی‌شود حداقل بنویسد برای سطل زباله!  بله اشکال ندارد که نشرش نمی‌دهید یا وبلاگ‌‌تان را تعطیل می‌کنید، ولی با نوشتن‌های مکرر گرمای قلم‌تان را حفظ کنید.


باور کنید که این گرمایی که از درون قلم برمی‌خیزد و بر دشت کاغذ می‌نشیند آنچنان می‌تواند آرامش بخش و قدرت افزا باشد که رهایی از هر سختی و مشکل را برای شما فراهم می‌کند.


بنویسید و بنویسید و بنویسید


۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۴

۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۴



وقتی در سال ۹۱، روژان محمدی به عنوان کم سن‌ترین نویسنده‌ی ایرانی شناخته شد،‌ غرور ملی خاصی در من شکل گرفت.

البته که نویسنده‌های کم سن در جهان وجود داشته است اما اینکه یک ایرانی هم در سن کم می‌نویسد و اینکه من در دورانی از تاریخ زندگی می‌کنم که کودکان آن دوران هم دست به قلم دارند، احساس خوبی به من می‌دهد.


وقتی کتاب "خاطره" را دیدم، و اینکه این یک اتفاق واقعی بود که برای رژوان افتاده بود و او به داستان تبدیلش کرده بود،‌ برایم یقینی شد که ابتدای راه نویسندگی، خاطره نویسی است.

و وقتی پس از مدتی کتاب دیگر او که با فاطمه محمدی نوشته بود تحت عنوان "دانستن، شرط ماندن است" دیگر مطمئن شدم که اگر راه خاطره‌نویسی را ادامه دهی، در نویسندگی موفق می‌شوی!


پس بنویس، و به سن و سالت فکر نکن، بنویس و برایت مهم نباشد که کسی می‌خواند یا نه، بنویس حتی اگر شده خاطره‌نویسی، بنویس حتی اگر قرار باشد نوشته‌هایت سهم آتش شوند!


پی‌نوشت :

آن‌چه باعث شد این‌ها را بازگو کنم ،‌این پست است!


۹۷-۳-۰۶ ۰ ۱ ۶۳

۹۷-۳-۰۶ ۰ ۱ ۶۳



دیروز به کتاب فروشی رفته بودم،‌ در بین کتاب‌ها پرسه می‌زدم و با آن‌ها عشق بازی می‌کردم که چشمم خورد به یک کتاب در موضوع نویسندگی، کتاب کوچکی بود قطعه جیپی و حدود ۱۰۰ صفحه داشت و ترجمه‌ای بود از یک نویسنده خارجی.

قیمت کتاب را که دیدم از خریدنش منصرف شدم، ولی گفتم بگذار تورقی بکنم، شاید نظرم عوض شد و خریدمش.


اولین جمله‌ای که چشمم را به خود جلب کرد و فکرم را مشغول خودش کرد، آنقدر بر دل نشست که تصمیم گرفتم این حال خوش را با ادامه ندادن تورق کتاب حفظ کنم!

و آن جمله این بود : تنها وقتی می‌نویسم، فکر می‌کنم !


آن قدر احساس یگانگی با این جمله به من دست داد که همان موقع در ذهنم برعکس این جمله را هم نوشتم؛ اینکه حتی وقتی می‌خواهم عمیق فکر کنم می‌نویسم!



آیا شما هم چنین رابطه تنگاتنگی بین نوشتن‌تان و فکر کردن‌تان هست؟

اگر جواب مثبت است، پس چه دلیلی بهتر از این‌برای نویسندگی؟

بنویس تا فکرت باز شود

یا فکر کن تا بنویسی


۹۷-۳-۰۴ ۰ ۳ ۶۱

۹۷-۳-۰۴ ۰ ۳ ۶۱



آن‌کس که قلم می‌زند و نمی‌داند که این دستمایه‌ی سوگند خدا را چگونه به کار گیرد،‌ چونان قافله‌سالاری است که تنها خود را هم نمی‌تواند به منزل و مقصد برساند، چه رسد آن‌که دست گیرد!


قلم؛ آن عشق جاودان، آینه تمام قد خرد و اندیشه، آدابی دارد؛

آداب قلم با حرمت نگه‌داری آغاز می‌شود و تا شیوه‌ی خط، درست‌نویسی، ساده‌نویسی، زیبانویسی و هزاران هزار نکات لطیف دیگر ادامه دارد.



توصیه: لینک‌های نهفته در این پست را از دست نده!


۹۷-۳-۰۲ ۰ ۳ ۵۵

۹۷-۳-۰۲ ۰ ۳ ۵۵


قبلا بیان شد که یکی از ارکان نوشته خوب آفریدگار باتجربه است !

این تجربه که فوق علم و دانش است راه به دست آوردنش فقط نوشتن است؛ 

                        نوشتن، نوشتن و نوشتن


صد البته که می‌توان از تجربه‌های دیگران با خواندن‌ها استفاده کرد؛ منتهی فکر نکنم آن قدر ملموس باشد که به تواند جایگزین نوشتن بشود؟

                 راستش را بخواهید من برای کسب تجربه در نویسندگی راهی به‌جز نوشتن و نوشتن و نوشتن سراغ ندارم!

                     شما راهی دیگر می‌دانید که مرا هم راهنمایی کنید؟ 

بنظرم تنها راه میان‌بر همین نوشتن است!


چند صباحی نزد استادی تلمذ می‌کردم، همین فن نویسندگی را می‌آموختم؛ من کم خرد همیشه از استاد توقع سخنرانی و توصیه‌ داشتم اما به عکس من خام، استاد پخته‌ام تمام جلسات کلاس را به گارگاه تبدیل می‌کرد ... 


او می‌گفت من نمی‌توانم بیش از ۳ دقیقه برایت حرف بزنم  .... اما در عمل نکاتی را به من می‌آموخت که هیچ‌گاه امکان به زبان آوردنش نبود و تنها در نوشتن این اتفاق رخ می‌داد ... استاد ارجمند می‌گفت : این ۳ دقیقه حرف من خلاصه اش یک جمله است : پسرجان! بنشین و بنویس ...


واقعا چم و خم‌های نویسندگی جز در عمل خود را نشان نمی‌دهند.


توصیه‌های کار آماد که حاصل چند سال تجربه است را در پست‌های بعدی تحت عنوان "توصیه‌های تجربه‌اندوزی برای نویسنده‌شدن" خواهد آمد که امیدوارم مفید واقع شود


۹۷-۲-۳۱ ۰ ۳ ۳۱

۹۷-۲-۳۱ ۰ ۳ ۳۱


باید از فعل و آفریده خود لذت برد، حال می‌خواهد نوشته باشد و یا ...

      واما بدون ذوق و شور نوشتن و حس و حال قلم رانی بر دشت زیبای کویر کاغذ لذت آفرین نیست ... این کویر برای لذت بردن است ورنه جنگل‌ها بسیار نویسندگان محترم دیگر آفریده‌اند ... تو خود باید کویرت آنچه می‌پسندی بنمایی ...


خلاصه کلام : ذوق برای نویسنده بسیار مهم است.


وامّا ذوق خود را چگونه افزایش دهیم ؟؟


عوامل افزایش ذوق و حس دست به قلم شدن و کیبرد فشردن بسیار است ...

                                    از جمله مهم‌ترین آن‌ها نشست و برخواست با نوشته‌های وزین و پر ارزش و ادبی زبان شیرین فارسی است.


ختم دیوان بزرگان و مطالعه همیشگی شعر آن قدر حس نویسندگی را در شما افزایش می‌دهد که قابل وصف نیست ... 

              حس شعر گفتن به انسان دست می‌دهد ... چه برسد به حس نوشتن!


شعر خوانی علاوه‌بر ایجاد ذوق نویسندگی فواید زیاد دیگری هم دارد :


۱. افزایش دامنه لغات و واژگان تا حد غنا و بی‌نیازی و همچنین آموختن ابیات برای استفاده آن‌ها در نوشته خود

۲. آشنایی با تعابیر ادبی و آموختن محل کاربرد آن 

۳. فراگیری آرایه‌های ادبی به صورت کاربردی و همچنین ابتکار در به کارگیری آن‌ها

۴. شناخت ساختمان‌های متفاوت و مختلف جمله و کشف رابطه‌های جدید میان کلمات

۵. یافتن شیرینی‌های زبان فارسی و به وجود آمدن لذّات روحی و فراهم شدن زمینه هموار ایجاد و خلق آثار هنری و نوشته‌های ادبی

۶. دم خور شدن با بهترین نوشته‌ها و گفتار‌ها که از بهترین نویسنده‌ها است که سالم‌ترین نوشته‌ها می‌باشد از لحاظ دستور زبان که این دم‌خور شدن و نشست و برخاست به شما هم چالاکی زبان می‌بخشد (اصلا در زمان ما مجالست با علما بهترین راه‌ش مطالعه آثار آن‌ها است)


۷. این مورد را شما از تجربیات‌تان در نظرات بگویید !


۹۷-۲-۳۰ ۰ ۳ ۴۲

۹۷-۲-۳۰ ۰ ۳ ۴۲


دیونه‌کیه؟   عاقل‌کیه؟   جونور کامل کیه؟ (باصدای حسین پناهی بخوانید)

            البته اینبار بخوانید :   نویسنده‌کیه ؟؟

******************************

چه کسانی را می توان با صفت نویسنده وصف کرد؟ 

به چه کسانی با جرأت می توان گفت نویسنده؟

خلاصه آنکه نویسنده کیست؟

پاسخ آن مشخص است، شما نویسنده هستید... یعنی شما هم از نویسنده ها هستید.

نویسنده تنها کسی نیست که رمان یا داستان می نویسد، کتاب چاپ می کند... نه شما هم نویسنده هستید ... شمایی که می نویسید...

نویسندگی که به این ها نیست... شما که خاطرات روزانه می نویسید و کسی هم آن را نمی خواند، ولی خودتان با شور و شعف از نوشتن لذت می برید ... شما نویسنده هستید....

شما که وبلاگی در فضای مجازی دارید و با شوق تولید محتوا می کنید، نویسنده هستید... شما که کپی برداری از بقیه نمی کنید ...

اگر از مطلبی خوشتان آمده می خواهید در وبلاگ خود نشر دهید، ابتدا یا انتهای آن چیزی می نویسید ... حتی شده یک کلمه...

شما هم نویسنده هستید که روزانه برای خودتان هم شده می نویسید...

وحتی کسانی که در کامنت گذاشتن ذوق به خرج می دهند هم نویسنده هستند.

چشم انتظار ذوق‌های شما نویسندگان عزیز در قسمت کامنت هستم!

۹۷-۲-۲۸ ۰ ۴ ۴۰

۹۷-۲-۲۸ ۰ ۴ ۴۰


۱ ۲

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!