تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۲۹ مطلب با موضوع «نرم‌افزار تحریر» ثبت شده است

مغز یک نویسنده است که وقتی به رقص درآوردن قلم شروع به فعالیت می‌کند، حالا تصور کنید که بخواهید ماهیچه‌های‌تان را در یک باشگاه بدنسازی پرورش دهید، شما می‌توانید هم زمان روی دو دستگاه و یا چند دستگاه ورزش کنید؟ ویا با دو دست و دو پا می‌توانید ۱۰ دنبل بزنید؟
قطعا باید روی یک کار متمرکز شوید تا موفقیت را لمس کنید. کثرت‌گرایی هیچ رشدی برای شما ندارد!

مغز هم که یک ماهیچه است، و نیاز به پرورش دارد؛ ارل میلر  -عصب شناس- اعتقاد دارد : “ انجام هم زمان چند کار با هم و با تمرکز بالا غیر ممکن است  “
و نویسندگی کاری است که به تمرکز بالایی نیاز دارد، و نمی‌شود هم نوشت و هم قهوه نوشید! یا چای
چایت را بنوش و لذت ببر و بعد با خیال آسوده در محلی ساکت که تمرکزت را بالا می‌برد، بنویس.

نخواه در هنگام نوشتن چند کار همزمان انجام دهی؛
      حتی زمانی که برای وبلاگ‌تان می‌نویسید، تمام تب‌‌های مرورگرت و تمام برنامه‌های اضافی را ببند!

۹۷-۵-۰۱ ۰ ۰ ۱۰

۹۷-۵-۰۱ ۰ ۰ ۱۰



تولید محتوا مبحثی که در این برهه‌ی زمانی فراگیر شده است و خیلی از نویسندگان جوان به دنبال یادگیری آن هستند خیلی خیلی ارزشمند‌تر از چاپ کتاب است.

این عقیده من است.

وقتی پرسه در بازار کتاب می‌زنید، به این باور اعتقاد پیدا می‌کنید که برای موفقیت در نویسندگی لازم است که یک استراتژیست حرفه‌ای در تولید محتوا شوید و بعد از آنکه موفقیت در دست شما بود می‌توانید کتابی هم بنویسید.

نمی‌خواهم توهین به نویسندگان محترم کنم، ولی در این روز‌ها چاپ کتاب کاری ندارد، ولی به دست گرفتن بازار کتاب هنر است؛ والبته نه صرف فروش کتاب، بلکه کتابت مخاطب را کتابخوان‌تر کند.

من همیشه به تمام دوستان و کسانی که مشورت می‌گیرند؛ گفته‌ام و می‌گویم:

وبلاگی دلپذیر برپاکنید و در آن به نوشتن بپردازید!

و نویسندگی در آن وبلاگ از مهمترین اولیویت‌هایتان باشد.

 و محل سگ هم به شبکه‌های اجتماعی نگذارید؛ آن‌ها هم باید در خدمت وبلاگ‌نویسی باشد.

تنها دلیل هم که می‌آورم این است که : کدام یک از شما برای آموختن چیزی جدی، و یا تحقیقی مهم به سراغ اینستا می‌روید؟  مگر نه این است که از علامه گوگل می‌پرسید؟ و او هم که از خودش جواب تولید نمی‌کند، به وبلاگ‌ها لینک می‌کند.


۹۷-۴-۳۰ ۱ ۳ ۳۸

۹۷-۴-۳۰ ۱ ۳ ۳۸



می‌گویند : با یک مداد معمولی می‌توان ۵۸ کیلومتر خط کشید.

برای همین بعضی از نوشته‌هایم را با مداد می‌نویسم، چرا که می‌خواهم بدانم چند کیلومتر کاغذ خط خطی کردم!

و این باعث امید‌واری است که آدم بداند چندین کیلومتر نوشته است، وقتی مقیاس اندازه‌گیری بزرگ باشد و عددی بزرگ کنارش باشد آدم احساس می‌کند که به جایی می‌رسد و موفقیت در انتظارش است و فقط باید کمی صبر و تحمل داشته باشد، موفقیت خود به سویش می‌دود.

البته حواسمان باشد که مغرور هم نشویم!


۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸

۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸



وقتی گوش نوای مرگ را می‌شنود دیگر لبخند از لب‌هایش محو می‌شود! این واژه پرشر و شور همراه خود ترس بر دلها می‌نشاند و این هم طبیعی است.
اصلا زندگی قابلت جدا شدن از مرگ را ندارد، تا مرگ نباشد که زندگی هیچ معنایی نمی‌دهد! مرگ تنها متعلق به ما آدم‌ها نیست، بلکه تمام ذره‌های این دنیا مرگ دارند؛ از ستارهای آسمانی گرفته تا کوچک‌ترین ذره‌ی زمینی دیر یا زود مرگ به سراغشان می‌آید.
اما فقط ما انسان‌ها هستیم که از مرگ می‌ترسیم! می‌دانید چرا؟ چون تنها بر ما منت نهاده شده و این ویژگی میل به بقا ابدی در ما نهاده شده است. (به نظرم می‌آید که تنها ما انسان‌ها میل به بقا ابدی داریم، نظر شما چیست؟)

به همین دلیل است که اکثر ما، دوست داریم ذکری و یادی از ما بعد از مرگمان باشد.
اگر دوست‌دارید بعد از مرگ‌تان از شما یادی شود دو راه بیشتر ندارد:
۱. یا چیزی بنویسید که قابل خواندن باشد.
۲. یا کاری کنید که قابل نوشتن باشد.

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷



هر آدمی در بازه‌ی زمانی مشخصی و در حالت خاصی بازدهی بالایی دارد؛ در مورد نویسندگی و مطالعه هم این اصل ثابت است.


من بعد از مدتی حساب و کتاب کردن فهمیدم که روزی که سحر خیز باشم بازدهی فوق‌العاده‌ای در زمینه نوشتن و مطالعه دارم؛ لذا ۶ سال است که شب‌ها زود می‌خوابم تا صبح هم زود بیدار شوم.

امّا وقتی صبح زود از خواب بیدار می‌شوم نمی‌توانم روزم را کامل استفاده کنم و بازدهی‌ام در بعد از ناهار تقریبا صفر می‌شود و این مشکلی بود که راه پیشرفتم را سد کرده بود، اگر کسی موفقیت می‌خواهد با نیم روز فعالیت به موفقیت دست پیدا نمی‌کند.

به همین دلیل برای استفاده از بعدازظهر الآن حدود ۴ سال است که ناهار نمی‌خورم، یعنی ناهار را ساعت ۶ عصر می‌خورم و دیگر احتیاجی به شام نیست و خوابی سبک دارم.


این‌ها را نگفتم تا شما هم مثل من شوید؛ گفتم که شما هم باید سیکل بازدهی خود را پیدا کنید و زندگی خود را براساس آن تنظیم کنید تا به موفقیت دست یابید.

و این تابستان فرصت خوبی است که سیکل بازدهی خود را پیدا کنید. 

و نکته ما قبل آخر اینکه : شما چقدر حاضرید از خواب و خوراک‌تان بگذرید تا به موفقیت برسید؟؟

و نکته پایانی آنچه که باعث شد این پست را بنویسم یک پیام بود که شما هم بخوانیدش:

قیمت یک پیتزای خوب با یک کتاب خوب یکی است، فرق آن‌ها در طول مدتی است که می‌توانند ما را خوشحال کنند؛ اولی یک ربع و دومی یک عمر!

حیرت‌آور است که برای اغلب ما آن یک ربع مهم‌تر است !!!


۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵

۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵



نویسندگان تا قبل از مشروطه بیشتر برای اهل فضل و دانش‌‌جویان رسمی علوم می‌نوشتند؛ لذا شما می‌بینید که بسیاری از فارسی زبانان گذشته به زبان عربی کتاب می‌نوشتند.

نویسندگی برای عموم مردم را نهضت مشروطه به همراه خود برای نویسندگان ایرانی به ارمقان آورد، وگرنه نویسندگان به ندرت برای مردم دست به قلم می‌شدند.  و ملازم جدانشدنی نویسندگی برای عموم مردم ساده نویسی است، که با نهضت مشروطه رشد چشم‌گیری در نوشته‌های ایرانی داشته است.


آفریده شدن ادبیات داستانی، کمک ویژه‌ای به رونق ساده‌نویسی در نویسندگی بود،‌ پدیده‌ای که آن را وامدار دهخدا هستیم.

و البته جمالزاده  هم این شیوه را نثر معیارش قرار داد، ممکن است شما و یا حتی خود من با اندیشه‌های جمالزاده مخالف باشیم و آن‌ها را مضر بدانیم، ولی نثر آن‌ها تاثیر به سزایی بر ساده‌نویسی و نویسندگی در ایران داشت.


و اما با رشد مدرنیته و تکنولوژی،‌ این وبلاگ‌نوسی بود که سهم زیادی در رونق دادن ساده‌نویسی در ایران به خود اختصاص داد.

شروع این کار مبارک در ایران از سال ۱۳۸۰ بود و تا به امروز که آمار وبلاگ‌های فارسی فضای مجازی به بیش از یک میلیون می‌رسد، شمار نویسندگان فارسی را ده‌ها برابر کرد، آن هم در کمتر از یک دهه.

امروز هزاران نویسنده خانم و آقا در وبلاگ‌های شخصی خود می‌نویسند و همچنان در زبان فارسی و نویسندگی ایران تحول می‌آفرینند.


البته اگر ورود شبکه‌های اجتماعی نبود، تحول بیشتری از جانب وبلاگ‌نویسی انتظار می‌رفت، ولی متاسفانه با به وجود آمدن شبکه‌های اجتماعی  بر پیکره‌ی نویسندگی ایران ضربه‌ای سهمگین وارد شد، که جبران این خسارت سنگین است.


این مباحث الهام گرفته از فصلی در کتاب بهتر بنویسیم رضا‌بابایی است.


۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱

۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱



وقتی در هنگام نوشتن مخاطب خود رادر نظر می‌گیری، نوشته‌ات فرم و غالب خاصی به خود می‌گیرد، حتی تا حد هویت بخشی به نوشته پیش می‌رود.

توصیه عمومی در تصور مخاطب در هنگام قلم به دست گرفتن،‌ فرض مخاطب با ویژگی‌های زیر است:

۱. باهوش   ۲. منتقد   ۳. منصف    ۴. آشنایی با نویسنده


و هرقدر که شمار مخاطب فرضی کمتر باشد، از آن رو که ناخواسته احساس صمیمیت بیشتری به وجود می‌آید، کار نوشتن راحت‌تر است و نوشته‌ای ساده و بی پیرایه از آب در می‌آید.

     برخلاف وقتی که تعداد مخاطبان زیاد توهم شود،‌ که قلم لکنت به خود می‌گیرد و ما را دچار مصنوعی سازی می‌کند.

تصور مخاطب واحد نوشتن را لذت بخش می‌کند و قدرت جذب بالایی در نوشته ایجاد می‌کند، چنان‌چه می‌بینید نامه‌های خصوصی که منتشر می‌شود خوانندگان بسیاری دارد؛ به عنوان مثال نامه‌های ابراهیم نادری به همسرش را دیده‌اید ؟؟


پیشنهاد من در این زمینه :

گاهی مناسب‌ترین مخاطب خود نویسنده است !

وقتی خودت مخاطب و خواننده نوشته خودت باشی،‌ نوشته تو تبدیل به گفتگویی صریح و بی‌پرده می‌شود و صداقت در قلمت موج می‌زند و توانایی ذهنی نویسنده را به صورت جهشی رشد می‌دهد.


وقتی برای خودت می‌نویسی؛ 

زیاده گویی نمی‌کنی.

خواننده را دور نمی‌زنی.

فخر فروشی نمی‌کنی.

از بحث اصلی دور نمی‌شوی.

دروغ و ریا نوشته‌ات را سست نمی‌کند.

و .......


و از بهترین راه‌ها برای جلوگیری از اینکه مقاله علمی به انشاء تبدیل نشود همین خود مخاطبی است. وجدان خودت دائما مراقب قلم تو است.


آفت خود مخاطبی :

وقتی نوشته‌ را برای خودت بنویسی،‌ به خاطر آن ارتباطی که با فهم مطلب داری احساس می‌کنی راحت قابل فهم است، لذا اهتمام به جمله بندی نداری و توجهی به قواعد نگارش و نشانه‌گذاری فنی نمی‌کنی و ممکن است جملاتت ربط منطقی نداشته باشد.


برای رفع این مشکل؛ نوشته خود را بعد از تمام شدن، با نگاه شخص سوم بخوانی !



۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵

۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵



چند راه‌کار و روشی که از مطالعه آثار نویسندگان موفق به دست آوردم از این قرار است :


۱. پرهیز از تکرار :

        در غیر ضرورت دوباره گویی نکنید! اثر قبلی را هم از بین می‌برد.

             اگر نوآوری در محتوا ندارید، حداقل شیوه بیان را نو کنید و تغییر دهید.


۲. بین خواننده و شنونده فرق بگذارید:

         مخاطب اگر شنونده باشد توقعاتی دارد، که اگر هم‌او خواننده باشد خواسته‌هایش تغییر می‌کند.

           پس ای کسانی که هم در فن سخنوری وهم فن قلمسرایی دست دارید؛ 

           به این نکته توجه کنید که در دو مقام هستید و مخاطب شما هم در دو مقام است.


۳. سادگی در نوشته



۴. بهترین زبان نوشته، زبان معیار است!

           زبان معیار فاصله میان نویسنده و خواننده را کم می‌کند.

           لازمه‌ی داشتن قلم زبان معیار، مطالعه آثار معاصران خود است. شعر نو هم برای این منظور بد نیست.


۵. اگر موارد دیگر یافتم برای‌تان می‌نویسم ... شما هم اگر چیزی یافته‌اید در نظرات آن را با دوستان‌تان تقسیم کنید!


۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۵۰

۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۵۰



آلکسی تولستوی در کتاب رسالت زبان و ادبیات می‌گوید :

        باید در وجود یک نویسنده در آن واحد، یک متفکر و یک هنرمند و یک نقاد با هم مشغول کار باشند، وجود یکی کافی نیست.


ادمه‌اش را از زبان من بشنوید :

       متفکر عقل را متقاعد می‌کند ولی هنوز دل مانده است برای همراهی دل و اعتقاد آن هنرمند دست به کار می‌شود.

               نقّاد هم آن سنگ دل است که کار متفکر و هنرمند را بررسی می‌کند که هیچ کدام افراط و تفریط نکنند.


ای نویسنده محترم! 

   تو علاوه بر متقاعد کردن عقل به اعتقاد قلب هم نیاز داری، پس استدلالی خشک برخورد نکن.

            و همچنین حواست باشد که در هنگام گفت‌گو با قلب، عقل را از یاد نبری که در آن صورت قلب همراهیت نمی‌کند و اگر هم چند قدمی با تو راه آمد، بدان که به زودی رفیق نمیه‌راه می‌شود.




۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷

۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷



برای تبدیل علاقه به مهارت، یادگیری و تمرین لازم است!


این جمله بُلد شده یک اصل لازم است که همه به آن علم داریم؛ اما نمی‌دانم چرا وقتی پای عمل به میان می‌آید، همه منکر آن می‌شویم؟؟!!!


چرا همیشه با اولین شکست‌ها عقب نشینی می‌کنی؟؟

تو تازه چند سالی است که وبلاگ‌نویس شده‌ای، پس توقع نداشته باش که به این زودی‌ها مانند جمال‌زاده، یا شریعتی ویا مرحوم جلال و یا ... به راحتی بتوانی قلم به دست بگیری!

اصلا وبلاگ‌نویسی از سال ۱۳۸۰ در ایران آمده است، اگر تو از همان ابتدا هم مشغول این حرفه بوده باشی در حال حاضر تو ۱۷ سال است که وبلاگ‌نویسی کرده‌ای و تنها باید توقع داشته باشی که در وبلاگ‌نویسی خبره شده باشی، نه در نویسندگی.


اگر در این ۱۷ سال، کنار وبلاگ‌نویسی، نویسندگی را آموخته بودی و تمرین کرده بودی؛ مهارت قلم به دست گرفتن را هم درکنار وبلاگ‌نویسی در وجودت احساس می‌کردی.


هرچند وبلاگ‌نویسی راه خیلی خوبی برای افزایش قدرت قلم است، ولی برای نویسنده شدن کافی نیست!



۹۷-۳-۱۱ ۱ ۲ ۸۰

۹۷-۳-۱۱ ۱ ۲ ۸۰


۱ ۲ ۳

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!