تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۱۲ مطلب با موضوع «وبـــ ـلاگ‌نویسی» ثبت شده است

مغز یک نویسنده است که وقتی به رقص درآوردن قلم شروع به فعالیت می‌کند، حالا تصور کنید که بخواهید ماهیچه‌های‌تان را در یک باشگاه بدنسازی پرورش دهید، شما می‌توانید هم زمان روی دو دستگاه و یا چند دستگاه ورزش کنید؟ ویا با دو دست و دو پا می‌توانید ۱۰ دنبل بزنید؟
قطعا باید روی یک کار متمرکز شوید تا موفقیت را لمس کنید. کثرت‌گرایی هیچ رشدی برای شما ندارد!

مغز هم که یک ماهیچه است، و نیاز به پرورش دارد؛ ارل میلر  -عصب شناس- اعتقاد دارد : “ انجام هم زمان چند کار با هم و با تمرکز بالا غیر ممکن است  “
و نویسندگی کاری است که به تمرکز بالایی نیاز دارد، و نمی‌شود هم نوشت و هم قهوه نوشید! یا چای
چایت را بنوش و لذت ببر و بعد با خیال آسوده در محلی ساکت که تمرکزت را بالا می‌برد، بنویس.

نخواه در هنگام نوشتن چند کار همزمان انجام دهی؛
      حتی زمانی که برای وبلاگ‌تان می‌نویسید، تمام تب‌‌های مرورگرت و تمام برنامه‌های اضافی را ببند!

۹۷-۵-۰۱ ۰ ۰ ۱۰

۹۷-۵-۰۱ ۰ ۰ ۱۰



تولید محتوا مبحثی که در این برهه‌ی زمانی فراگیر شده است و خیلی از نویسندگان جوان به دنبال یادگیری آن هستند خیلی خیلی ارزشمند‌تر از چاپ کتاب است.

این عقیده من است.

وقتی پرسه در بازار کتاب می‌زنید، به این باور اعتقاد پیدا می‌کنید که برای موفقیت در نویسندگی لازم است که یک استراتژیست حرفه‌ای در تولید محتوا شوید و بعد از آنکه موفقیت در دست شما بود می‌توانید کتابی هم بنویسید.

نمی‌خواهم توهین به نویسندگان محترم کنم، ولی در این روز‌ها چاپ کتاب کاری ندارد، ولی به دست گرفتن بازار کتاب هنر است؛ والبته نه صرف فروش کتاب، بلکه کتابت مخاطب را کتابخوان‌تر کند.

من همیشه به تمام دوستان و کسانی که مشورت می‌گیرند؛ گفته‌ام و می‌گویم:

وبلاگی دلپذیر برپاکنید و در آن به نوشتن بپردازید!

و نویسندگی در آن وبلاگ از مهمترین اولیویت‌هایتان باشد.

 و محل سگ هم به شبکه‌های اجتماعی نگذارید؛ آن‌ها هم باید در خدمت وبلاگ‌نویسی باشد.

تنها دلیل هم که می‌آورم این است که : کدام یک از شما برای آموختن چیزی جدی، و یا تحقیقی مهم به سراغ اینستا می‌روید؟  مگر نه این است که از علامه گوگل می‌پرسید؟ و او هم که از خودش جواب تولید نمی‌کند، به وبلاگ‌ها لینک می‌کند.


۹۷-۴-۳۰ ۱ ۳ ۳۸

۹۷-۴-۳۰ ۱ ۳ ۳۸


مدتی است که به خاطر این فضای مه‌آلود مجازی، اکثر وبلاگ‌هایی که می‌خوانم، دستم به دکمه کامنت نمی‌رود و نمی‌توانم نظرم را برایشان بنویسم، و گاها برای بعضی از مطالب ابراز نظر خصوصی می‌کردم. دلیلش هم بماند !


اما چندروز پیش در مصاحبه‌ای از ویلیام فاکنر دیدم که چیز جالبی گفته است: « نقد‌ها را معمولا کسانی می‌خوانند که می‌خواهند نویسنده شوند »

به همین خاطر تصمیم گرفتم که در مورد مطالب کسانی که می‌خواهند نویسنده شوند با خیال راحت ابراز نظر کنم.


امّا از کجا بدانم که چه کسی می‌خواهد نویسنده شود ؟؟!!!

  پاسخ آسان است !

کسانی که در راه نویسندگی تمرین می‌کنند.

منظورم کسانی است که در تمرین‌های سخن‌سرا شرکت می‌کنند.


امیدوارم که هم مایه دلگرمی آقاگل شود و جدی‌تر دل به سخن‌سرا بدهد،

و همچنین دوستان بیشتری در تمرین‌های سخن‌سرا شرکت کنند،

و کسانی که متن‌شان نقد می‌شود ناراحت نشوند


۹۷-۴-۲۵ ۵ ۵ ۷۰

۹۷-۴-۲۵ ۵ ۵ ۷۰



وبلاگ‌هایی را می‌بینیم که ناگهان کرکره را پایین می‌کشند و تعطیل می‌کنند؛ یا موقتی و یا گاها دائم


دوستان عزیز نوشتن را ترک نکنید، به خصوص که مخاطبانی هم پیدا کرده‌اید!!!

و اگر هم دل‌تان راضی نمی‌شود حداقل بنویسد برای سطل زباله!  بله اشکال ندارد که نشرش نمی‌دهید یا وبلاگ‌‌تان را تعطیل می‌کنید، ولی با نوشتن‌های مکرر گرمای قلم‌تان را حفظ کنید.


باور کنید که این گرمایی که از درون قلم برمی‌خیزد و بر دشت کاغذ می‌نشیند آنچنان می‌تواند آرامش بخش و قدرت افزا باشد که رهایی از هر سختی و مشکل را برای شما فراهم می‌کند.


بنویسید و بنویسید و بنویسید


۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۴

۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۴



نویسندگان تا قبل از مشروطه بیشتر برای اهل فضل و دانش‌‌جویان رسمی علوم می‌نوشتند؛ لذا شما می‌بینید که بسیاری از فارسی زبانان گذشته به زبان عربی کتاب می‌نوشتند.

نویسندگی برای عموم مردم را نهضت مشروطه به همراه خود برای نویسندگان ایرانی به ارمقان آورد، وگرنه نویسندگان به ندرت برای مردم دست به قلم می‌شدند.  و ملازم جدانشدنی نویسندگی برای عموم مردم ساده نویسی است، که با نهضت مشروطه رشد چشم‌گیری در نوشته‌های ایرانی داشته است.


آفریده شدن ادبیات داستانی، کمک ویژه‌ای به رونق ساده‌نویسی در نویسندگی بود،‌ پدیده‌ای که آن را وامدار دهخدا هستیم.

و البته جمالزاده  هم این شیوه را نثر معیارش قرار داد، ممکن است شما و یا حتی خود من با اندیشه‌های جمالزاده مخالف باشیم و آن‌ها را مضر بدانیم، ولی نثر آن‌ها تاثیر به سزایی بر ساده‌نویسی و نویسندگی در ایران داشت.


و اما با رشد مدرنیته و تکنولوژی،‌ این وبلاگ‌نوسی بود که سهم زیادی در رونق دادن ساده‌نویسی در ایران به خود اختصاص داد.

شروع این کار مبارک در ایران از سال ۱۳۸۰ بود و تا به امروز که آمار وبلاگ‌های فارسی فضای مجازی به بیش از یک میلیون می‌رسد، شمار نویسندگان فارسی را ده‌ها برابر کرد، آن هم در کمتر از یک دهه.

امروز هزاران نویسنده خانم و آقا در وبلاگ‌های شخصی خود می‌نویسند و همچنان در زبان فارسی و نویسندگی ایران تحول می‌آفرینند.


البته اگر ورود شبکه‌های اجتماعی نبود، تحول بیشتری از جانب وبلاگ‌نویسی انتظار می‌رفت، ولی متاسفانه با به وجود آمدن شبکه‌های اجتماعی  بر پیکره‌ی نویسندگی ایران ضربه‌ای سهمگین وارد شد، که جبران این خسارت سنگین است.


این مباحث الهام گرفته از فصلی در کتاب بهتر بنویسیم رضا‌بابایی است.


۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱

۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱




اگر نیم‌نگاهی به شاعرهای معاصر داشته باشیم، به راحتی می‌فهمیم که آن شاعری که ساده‌نویس‌تر بوده است شعرش بیشتر زمزمه لب‌ها و نامش ذکر یاد‌ها است.

  به شعر‌های سهراب، عزیز جان‌ها، نیم‌نگاهی داشته باشید! اصلا با روح و روان آدمی بازی می‌کند!

    چرا؟  چون اصل ساده‌نویسی شاکله نویسندگی او شده بود.


حتی نمی‌خواهد راه دو بروید!  در همین فضای بیان، کدام وبلاگ‌ها مشتری بیشتری دارد؟

   به نظر من آن‌هایی که ساده‌تر و صمیمانه‌تر می‌نویسند.


دو هشدار:

هشدار اول : بعضی علوم اصطلاحات خود را دارند و پیچیدگی آن را به پای عدم ساده‌نویسی نویسنده نگذارید! و توقع نداشته باشید که نویسنده پای علم را بگیرد و پایین بکشد، نه خواننده باید خود را بالا ببرد و به آن برساند. مانند : فلسفه و  عرفان نظری 


هشدار دوم : بعضی هم در ساده‌نویسی افراط می‌کنند که نوشتار را به گفتار تبدیل می‌کنند.


۹۷-۴-۰۵ ۱ ۳ ۵۲

۹۷-۴-۰۵ ۱ ۳ ۵۲



برای تبدیل علاقه به مهارت، یادگیری و تمرین لازم است!


این جمله بُلد شده یک اصل لازم است که همه به آن علم داریم؛ اما نمی‌دانم چرا وقتی پای عمل به میان می‌آید، همه منکر آن می‌شویم؟؟!!!


چرا همیشه با اولین شکست‌ها عقب نشینی می‌کنی؟؟

تو تازه چند سالی است که وبلاگ‌نویس شده‌ای، پس توقع نداشته باش که به این زودی‌ها مانند جمال‌زاده، یا شریعتی ویا مرحوم جلال و یا ... به راحتی بتوانی قلم به دست بگیری!

اصلا وبلاگ‌نویسی از سال ۱۳۸۰ در ایران آمده است، اگر تو از همان ابتدا هم مشغول این حرفه بوده باشی در حال حاضر تو ۱۷ سال است که وبلاگ‌نویسی کرده‌ای و تنها باید توقع داشته باشی که در وبلاگ‌نویسی خبره شده باشی، نه در نویسندگی.


اگر در این ۱۷ سال، کنار وبلاگ‌نویسی، نویسندگی را آموخته بودی و تمرین کرده بودی؛ مهارت قلم به دست گرفتن را هم درکنار وبلاگ‌نویسی در وجودت احساس می‌کردی.


هرچند وبلاگ‌نویسی راه خیلی خوبی برای افزایش قدرت قلم است، ولی برای نویسنده شدن کافی نیست!



۹۷-۳-۱۱ ۱ ۲ ۸۰

۹۷-۳-۱۱ ۱ ۲ ۸۰



هوشمند نوشتن یعنی آن که مخاطب خود را نه مخالف مغرض فرض کنی و نه موافق کامل

         در نویسندگی هوشمند، مخاطب سالاری و مخاطب ناشناسی ممنوع است.


نویسندگان زرد یا بهتر بگویم زرد نویسان که به دنبال برآوردن میل و اشتهای خواننده هستند، بدون رساندن هیچ فایده‌ای به خواننده، امروزه بازار کتاب ما را گرفته‌اند.


نه تنها بازار کتاب بلکه فضای مجازی ما را هم اشغال کرده‌اند؛ از شبکه‌های اجتماعی که توقعی نیست، امّا نمی‌دانم چرا فضای وب هم به این بلا دچار شده است، و چه بسیار پست‌هایی که ارزش خواندن ندارند.


و در مقابل چه اندیشه‌های نابی که به خاطر عدم رعایت اصول نویسندگی و عدم مخاطب شناسی نویسنده محترم، تلف شده است.


۹۷-۳-۱۰ ۰ ۳ ۵۲

۹۷-۳-۱۰ ۰ ۳ ۵۲



ترس از نوشتن یکی از آفاتی است که نویسندگان جوان با آن روبه‌رو می‌شوند. اما خوش‌بختانه راه حل آسان برای ترساندن این ترس، وبلاگ‌نویسی است.

خیلی‌ها بهانه‌ می‌آورند که برای وبلاگ‌نویسی موضوعی نداریم و دستمان به کیبورد نمی‌رود!!!

من که از این حرف‌ها تعجب می‌کنم، به نظر من همین که صفحه ارسال مطلب را باز کنی کلمات خود‌شان از قله اندیشه تو، در مسیر رودخانه‌ی دستانت به دریای کیبورد وارد می‌شود و قسمتی از اقیانوس بلاگستان می‌شود.


خلاصه اینکه می‌خواهم بگویم وبلاگ‌نویس که نباید از نوشتن بترسد!


در راستای ترساندن، ترس از نوشتن می‌خواهم سخن‌سرا را که ایده یکی از دوستان بیان است به شما معرفی کنم؛ در آنجا وبلاگ‌نویسان برای تقویت قلم خود دورهمی دارند، قراری هفتگی که باید اعضای آن در موضوعی که مشخص می‌شود قلم بزنند.


توصیه‌ام به همه‌ی دوستان به خصوص آنان که از نداشتن موضوع برای نوشتن گلایه‌مندند، این است که به جمع این دورهمی بپیوندند.



شاید نتوانم در این دورهمی‌ها شرکت کنم و مانند شما تمرین نویسندگی کنم،

اما تا حد توانم از این حرکت‌های خودجوش در راستای افزایش قدرت قلم حمایت می‌کنم.

و همچنین سعی می‌کنم تمام نوشته‌های شما در این دورهمی‌ها را بخوانم و نظرم را در مورد آن ابراز کنم.


۹۷-۳-۱۰ ۱ ۳ ۱۲۲

۹۷-۳-۱۰ ۱ ۳ ۱۲۲



عادت دارم وبلاگ گردی کنم و از خواندن مطالبی که وبلاگ‌نویسان عزیز منتشر می‌کنند لذت ببرم، بیشتر این کار را در فضای بیان انجام می‌دهم چرا که وبلاگ‌های مورد علاقه‌ام را می‌توانم دنبال کنم و از پست جدید آن‌ها به راحتی با خبر شوم.


امروز به این پست برخوردم که مرا به فکر واداشت و نتیجه آن شد این پستی که مهمان چشمان شما است!


ابتدا بروید و آن پست را بخوانید و برگردید ادامه متن من را بخوانید، تا بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید.


به نظرتان چقدر احتمال دارد از این مار‌های سیاه در قبر ما باشد؟؟؟

من که می‌گویم چنین خطراتی در کمین ما وبلاگ‌نویسان و متولیان تولید محتوا است.

چرا؟؟؟

   چون چیزی با ارزش‌تر از وقت خواننده‌مان نیست که با آن هزینه می‌کند و مطالب وبلاگ‌های ما را می‌خواند!

     اینجا است که باید گفت وای بر حال کم فروشان .... 

        وبلاگ‌نویسانی که بدون مطالعه و بدون صرف وقت برای نوشتن یک نوشته خوب وقت ارزشمند مخاطب را هدر می‌دهند...

   با کپی کن‌ها که اصلا کاری ندارم، دیدارشان بماند به قیامت، اما کسانی که قلم می‌زنند و به اصطلاح تولید محتوا می‌کنند مراقب باشند که بدون مطالعه و علم چیزی نگویند!


و این خطر بیشتر از آن که وبلاگ‌نویسان را تحدید کند، نویسندگان را تحدید می‌کند! 





۹۷-۳-۰۸ ۳ ۱ ۱۱۷

۹۷-۳-۰۸ ۳ ۱ ۱۱۷


۱ ۲

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!