تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !



۱. نویسنده‌ نباید همه‌ی آنچه را که می‌داند در یک جمله به خورد خواننده بدهد!

       به ازای هر واحد معنای، باید جمله‌ای مستقل ساخت و از تو در تو کردن عبارات خودداری کرد. مگر راه‌رو می‌سازی که می‌خواهی تو در تو باشد؟



۲. نوشته، باید هم برای خواندن باشد و هم برای شنیدن!

       درست است که نوشته باید مرز خود را با گفتار حفظ کند، ولی چنان باید نوشت که خواننده احساس کند با نویسنده در حال گفتگو است. مردم از گفتگو خسته نمی‌شوند و گاهی ممکن است گذر ساعت ها گفتگو با یکدیگر را احساس نکنند. برای جذب مخاطب بیشتر باید کاری کنی که مخاطبت به جای احساس خواندن بیشتر احساس شنیدن کند.



۳. باور داشته باشید که اگر به سادگی سخن گفتن، بنویسید؛ هیچ احدی شما را متهم به بی‌سوادی نمی‌کند!

        احتیاج به لفظ قلم نویسی نیست.    هرچند برای تغییر این باور در جامعه نیاز به فرهنگ‌سازی است.



۴. قصد‌تان از نوشتن، فقط رساندن پیام باشد!

           لفظ‌اندیشی نکنید، بلکه به فکر محتوا و معنا باشید.



۵. وقتی قلم به دست گرفتی، اعتماد به نفس داشته باش!

       لفاظی‌ها ناشی از اضطرابی است که وجود نویسنده را فراگرفته است.

           باید اطمینان به سخن خود داشته باشید و با شجاعت به ساده‌ترین بیان مقصود خود را به لفظ بیاورد.

        با ساده‌نویسی تمام حرفت به راحتی آشکار می‌شود، و تو چه باکی داری از اینکه دیگران بدانند در اندیشه‌ات چه می‌گذرد؟



۶.وقتی می‌نویسی مخاطب واحدی را تصور کن!

     مگر این نیست که در گفتگوهای دوستانه، با مهربانی و صمیمیت لب به سخن می‌گشاییم؟

       پس چرا با این شیوه قلم خود را ساده نکنیم؟



۷. و باز هم مطالعه کتب و آثار بزرگان

      وقتی با آثار ساده‌نویسان انس داشته باشی، ناخود‌آگاه قلمت ساده‌نویس می‌شود.



تمام سعی‌ام این بود که پرحرفی نکنم!


نظرات (۳)

  • آقای مُرَّدَد
    پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷ , ۰۹:۰۴
    بسیار هم عالی و ما همچنان ستودنی به درسهای شما مینگریم :D
    درمورد گزینۀ سوم: چرا انقدر تأکید دارید. فکر میکنم هر سه مطلب دوتایش را به این مسئله پرداختید. جریان چیست؟ :D
    • author avatar
      آقـای چـشــمـ بـه‌راه
      ۱۴ تیر ۹۷، ۱۰:۰۷
      مهدی جان آخر در بین نویسندگان جوان این باور به وجود آمده است که باید با لفاظی،  خواننده را سر در گم کنند تا نویسنده خوبی باشند علاوه بر این بعضی از آموزشگاه‌ها هم این رویه را پیش گرفته اند .
      در واقع می‌خواهم از این امر که در حال گسترش در جامعه نویسندگان است جلو گیری کنم بلاخره این نویسندگان جوان پس‌فردا نویسندگان حرفه‌ای هستند و منتقل کننده‌ی مرز‌های زبان و نوشته‌ها.
  • آقای مُرَّدَد
    پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷ , ۱۰:۲۵
    خیلی با شما موافق. متاسفانه عده ی خیلی زیادی از همین دوستان گذاشتند و رفتند. چطور؟ منِ نوعی وقتی مینویسم دوست دارم مثلا شما و یک عده ی دیگر که خوب میشناسید نوشته های منُ بخونن. اما همان عده به منُ -مَنو- من را- مرا گیر میدن و نویسنده ی بنوا رو دچار سردرگمی میکنن. اونوقته که میبینیم نویسنده گیج میشه و موقعی که ذهنش داره تند و تند داستانسرایی میکنه و با شتاب میره، دستش، دنبال کلیدِ شیف و D میگرده تا یه کسره بذاره زیر حروف . اینطوری میشه که سرِ نخ از دست میده و کم کم دلسرد میشه/. من خودم شخصا داستانی بخوام بنویسم ابدا از کیبورد استفاده نمیکنم چون کیبورد یعنی نشستن پای میز. باید دمر بخوابم. و انقدر خرچنگ قورباغه بنویسم که یه وقت از مغزم عقب نمونم:)) 
    جدی میگم. حالا محاوره میشه غلط املایی توش موج میزنه و برای یک داستان کوتاه شاید قشنگ یه دفتر چهل برگ به فنا بره و آخر هم خوشم نیادو بندازمش دور. ولی یه عده عزیز هستند که تازه کارَن (تازه کار هستند) و نیاز به مراقبت دارن. نیاز به ناز کشیدن دارن. در کل تا به الان صد در صد با شما موافق بودم. مخصوصا که شما تحصیل کرده ی این رشته هستید/. کلا پر چونه م :))
    • author avatar
      آقـای چـشــمـ بـه‌راه
      ۱۴ تیر ۹۷، ۱۱:۱۲
      حرفاتون شیوا و رسا است.

      و حفظ دوستان در این مسیر وظیفه من و شما است.

      من اصلا به همین دلیل در خیلی از پست‌های دوستان نظر نمی‌زارم و اگر هم نظری بزارم خصوصی؛ چه تعریف باشه و چه نقد و اشکال گیری
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!