تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


امروز روزه خوار دانکوب را خواندم؛ و اولین چیزی که به ذهنم رسید این بود که چرا عنوان داستان خلاقیت ندارد؟  عنوان یک داستان نقش مهمی در جذب خواننده دارد، حتی عنوان گذاری برای مطالب و پست‌های وبلاگ هم بسیار مبحث مهمی است، که در تولید محتوای موفق نقش بسیار مهمی دارد، اگر فراموش نکنم در یکی از پست‌های آینده نکاتی در مورد عنوان مطالب وبلاگ می‌نویسم، ولی عنوان داستان کمی فرق دارد، هیچگاه عنوانی که قبل از نوشتن داستان انتخاب کردید، نمی‌تواند خوب داستان‌تان را برساند! بعد از نوشتن، در واقع بعد از ویرایش‌های داستانت، دقیقا وقتی که دلت راضی شد، روی عنوان فکر کن و اگر عنوانی خلّاق و جذاب به ذهنت نرسید، که طبیعی است، یکبار با عشق داستان را از اول با دقت بخوان و دوباره روی عنوان تمرکز کن. من معمولا این گونه عمل می‌کنم، و البته عنوان‌هایی که در هنگام نوشتن به ذهنم میرسند، سهم دفترچه یاداشتم می‌شوند تا هم در انتها کمک حال عنوان اصلی باشد و هم منبعی برای ایده‌های آینده .

قصد ندارم دوباره بحث طرح و پیرنگ را پیش بکشم، ولی اگر می‌خواهید در داستان‌نویسی قلمی موفق داشته باشید، تبدیل پیرنگ به داستان را برای قلم‌تان ملکه کنید.


نکته دیگری که با خواندن این شبه داستان به ذهنم رسید، نقطه شروع است؛ به نظر من نقطه شروع از پایان داستان هم مهم‌تر است، چرا که اگر نوشته‌ای قوی شروع نکند، اصلا به انتها نمی‌رسد که بخواهد پایانی قوی داشته باشد. پایان این داستان بهتر از نقطه شروع بود، و این شروع ممکن است خیلی از خواننده‌ها را به نقطه پایان نرساند، در مورد نقطه پایان هم، بهتر نبود که راوی داستان تیکه‌ای به فروشنده انداخته باشد و برخورد خوب فروشنده عرق شرم را به پیشانی‌اش بنشاند؟ و عرق سرد شرم، او را بسوزاند.

در مورد توصیف کردن همین را بگویم که بسیاری از توصیفات و فضاسازی‌ها به کار خواننده نیامد، همان جریان تفنگ چخوف.

و به نظر من در داستان کوتاه آنچان جایی برای جولان دادن قلم ادبی نیست! در این مورد به خصوص نظر شما چیه؟

برای اینکه طولانی نشود، بماند بقیه‌اش برای داستان‌های بعدی


نظرات (۲)

  • روشا مجد(ز_خ)
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۰۹:۱۴
    جاندار انگاری و تشبیه رو خیلی زیاد استفاده کردن که حق باشماست قلم تا این حد ادبی برای داستان ضرورتی ندارد...
    ولی به نظرم مقدمه داستانشون لازم بود برای رسیدن به نقطه اوج داستان، جایی که فروشنده روزه خواری می کند.
    جمله پایانی هم می تونست بهتر باشه...
    • author avatar
      حامد چشم‌ به‌راه
      ۳۱ تیر ۹۷، ۱۶:۵۱
      شروع کردن را هم باید آموخت ... شروع جذاب مهم‌تر از پایان درجه یک می‌باشد
  • منتظر اتفاقات خوب (حورا)
    يكشنبه ۳۱ تیر ۹۷ , ۱۵:۴۷
    گاهی موقع نوشتن،چون نمی دونیم از یک نقطه چطور به نقطه دیگه بریم. شروع می کنیم به توصیف عواملی که شاید نقشی حتی توی داستان نداشته باشند. درواقع دنبال راهی هستیم که خودمون رو به نقطه بعدی داستان اصلی برسونیم. 
    • author avatar
      حامد چشم‌ به‌راه
      ۳۱ تیر ۹۷، ۱۶:۵۰
       شروع اگر بیشتر از پایان مهم‌نباشد، به اندازه آن مهم هست؛ و شروع هم مانند پایان روش‌های خودش را دارد.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

با قلم، وبلاگ و کتاب رفاقت دارم!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!