تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آداب قلم» ثبت شده است

قرار بر این شد که نکته‌های فنی ساده‌نویسی را باهم دیگر بازخوانی کنیم و با تمرین و پشت‌کار آن‌ها در قلم خود ملکه کنیم.

یکی از مواردی که امروز می‌خواهم به آن بپردازم، استعارات و کنایات است، اگر بخواهم استعاره و یا کنایه و مجاز را تعریف کنم به شما خوانندگان گرامی توهین کرده‌ام.

در اینکه فنون بلاغی و آرایه‌ها کلام را زیبا‌تر و شیرن‌تر می‌کند و اثر آن را چند برابر می‌کند، کسی شک و شبه ندارد؛ منتهی دو نکته را باید مد نظر داشت: 
اولا؛ متون علمی آنچنان مجالی به آرایه‌ها نمی‌دهند تا خودنمایی کنند، شما هم نخواهید به زور در متون علمی، آرایه بگنجانید.
دوما؛ با استفاده بی‌رویه و افراطی آرایه‌ها خواننده خود را به دردسر نیندازید!

پس اولین نکته از فنون ساده‌نویسی را این‌گونه بگویم:
احتیاط در استفاده از آرایه‌ها و پرهیز از تراکم آن‌ها

۹۷-۴-۲۴ ۲ ۴ ۴۷

۹۷-۴-۲۴ ۲ ۴ ۴۷



یکی از ارکان نویسندگی، ساده‌نویسی است. به نظر من ساده‌نویسی از زیبا نویسی هم مهم‌تر است. برای گیرا کردن مطلبت، محتوایت را قوی کن، احتیاجی به پیچ و تاب‌های ادبی نیست تا بی‌سوادی خود را در آن پنهان کنی!

مطالبی که تا به حال در باب ساده‌نویسی منتشر کردم، همه در باب نظر بود و به روحیات نویسنده برمی‌گشت و بیشتر سخن از کنج اتاقک ذهن نویسنده به میان بود، و نمونه آخر آن ۷ راه‌کار برای ساده‌نویسی ویژه نویسندگان جوان است.  شما می‌توانید تمام مطالب مربوط به ساده‌نویسی را در اینجا ببینید.

وامّا ساده‌نویسی که یکی از آداب تحریر است صرف مباحث نظری نیست، بلکه مهارت‌های فنی و تجربه‌های عملی از لوازم ملکه شدن ساده‌نویسی است که هر نویسنده‌ای که به موفقیت می‌اندیشد به آن‌ها نیازمند است.
و این مهارت‌ها مانند هر مهارت دیگری نیار به تمرین و تلاش و اهتمام جدی دارد.

از جمله مهارت‌های ساده‌نویسی عبارت است از : استفاده از زبان گفتاری، به زبان معیار نوشتن، کوتاه نویسی، پیوستگی و تعامل صحیح جملات به خصوص جملات معترضه، پاراگراف بندی صحیح و اصولی، استفاده صحیح از نشانه‌ها، پرهیز از کثرت پاورقی و ...

که به مرور زمان مطالب و نکاتی کلیدی در هر کدام از مهارت‌های فنی ساده‌نویسی برای‌تان می‌نویسم.
البته توقع ندارید که از پشت مانیتور بتوانم تمام مباحث ساده‌نویسی را شرح دهم؟؟!!! این کار نیازمند کلاس و مطالعه است.

۹۷-۴-۱۹ ۱ ۲ ۵۰

۹۷-۴-۱۹ ۱ ۲ ۵۰



هر آدمی در بازه‌ی زمانی مشخصی و در حالت خاصی بازدهی بالایی دارد؛ در مورد نویسندگی و مطالعه هم این اصل ثابت است.


من بعد از مدتی حساب و کتاب کردن فهمیدم که روزی که سحر خیز باشم بازدهی فوق‌العاده‌ای در زمینه نوشتن و مطالعه دارم؛ لذا ۶ سال است که شب‌ها زود می‌خوابم تا صبح هم زود بیدار شوم.

امّا وقتی صبح زود از خواب بیدار می‌شوم نمی‌توانم روزم را کامل استفاده کنم و بازدهی‌ام در بعد از ناهار تقریبا صفر می‌شود و این مشکلی بود که راه پیشرفتم را سد کرده بود، اگر کسی موفقیت می‌خواهد با نیم روز فعالیت به موفقیت دست پیدا نمی‌کند.

به همین دلیل برای استفاده از بعدازظهر الآن حدود ۴ سال است که ناهار نمی‌خورم، یعنی ناهار را ساعت ۶ عصر می‌خورم و دیگر احتیاجی به شام نیست و خوابی سبک دارم.


این‌ها را نگفتم تا شما هم مثل من شوید؛ گفتم که شما هم باید سیکل بازدهی خود را پیدا کنید و زندگی خود را براساس آن تنظیم کنید تا به موفقیت دست یابید.

و این تابستان فرصت خوبی است که سیکل بازدهی خود را پیدا کنید. 

و نکته ما قبل آخر اینکه : شما چقدر حاضرید از خواب و خوراک‌تان بگذرید تا به موفقیت برسید؟؟

و نکته پایانی آنچه که باعث شد این پست را بنویسم یک پیام بود که شما هم بخوانیدش:

قیمت یک پیتزای خوب با یک کتاب خوب یکی است، فرق آن‌ها در طول مدتی است که می‌توانند ما را خوشحال کنند؛ اولی یک ربع و دومی یک عمر!

حیرت‌آور است که برای اغلب ما آن یک ربع مهم‌تر است !!!


۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵

۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵



۱. نویسنده‌ نباید همه‌ی آنچه را که می‌داند در یک جمله به خورد خواننده بدهد!

       به ازای هر واحد معنای، باید جمله‌ای مستقل ساخت و از تو در تو کردن عبارات خودداری کرد. مگر راه‌رو می‌سازی که می‌خواهی تو در تو باشد؟



۲. نوشته، باید هم برای خواندن باشد و هم برای شنیدن!

       درست است که نوشته باید مرز خود را با گفتار حفظ کند، ولی چنان باید نوشت که خواننده احساس کند با نویسنده در حال گفتگو است. مردم از گفتگو خسته نمی‌شوند و گاهی ممکن است گذر ساعت ها گفتگو با یکدیگر را احساس نکنند. برای جذب مخاطب بیشتر باید کاری کنی که مخاطبت به جای احساس خواندن بیشتر احساس شنیدن کند.



۳. باور داشته باشید که اگر به سادگی سخن گفتن، بنویسید؛ هیچ احدی شما را متهم به بی‌سوادی نمی‌کند!

        احتیاج به لفظ قلم نویسی نیست.    هرچند برای تغییر این باور در جامعه نیاز به فرهنگ‌سازی است.



۴. قصد‌تان از نوشتن، فقط رساندن پیام باشد!

           لفظ‌اندیشی نکنید، بلکه به فکر محتوا و معنا باشید.



۵. وقتی قلم به دست گرفتی، اعتماد به نفس داشته باش!

       لفاظی‌ها ناشی از اضطرابی است که وجود نویسنده را فراگرفته است.

           باید اطمینان به سخن خود داشته باشید و با شجاعت به ساده‌ترین بیان مقصود خود را به لفظ بیاورد.

        با ساده‌نویسی تمام حرفت به راحتی آشکار می‌شود، و تو چه باکی داری از اینکه دیگران بدانند در اندیشه‌ات چه می‌گذرد؟



۶.وقتی می‌نویسی مخاطب واحدی را تصور کن!

     مگر این نیست که در گفتگوهای دوستانه، با مهربانی و صمیمیت لب به سخن می‌گشاییم؟

       پس چرا با این شیوه قلم خود را ساده نکنیم؟



۷. و باز هم مطالعه کتب و آثار بزرگان

      وقتی با آثار ساده‌نویسان انس داشته باشی، ناخود‌آگاه قلمت ساده‌نویس می‌شود.



تمام سعی‌ام این بود که پرحرفی نکنم!


۹۷-۴-۱۳ ۳ ۵ ۷۱

۹۷-۴-۱۳ ۳ ۵ ۷۱



نویسنده باید بداند که همانگونه که سادگی در رفتار و گفتار صمیمیت بیشتری دارد و بهترین کمک برای گیرایی است، در نوشتار هم همین حکم را دارد.

هیچ‌گاه گمان نکنید که ساده‌نویسی شخصیت علمی شما را پایین می‌آورد، بنظرم ساده‌نویسی سخت‌تر از دشوار‌نویسی است!  اگر باور نمی‌کنید امتحان کنید.


اگر می‌خواهید خواننده و مخاطب شما از نوشته‌هایتان خسته نشود و از دست‌ آن‌ها فراری نباشد، به اصل ساده‌نویسی ملزم باشید و سعی کنید آن را به قلم‌تان پیوند بزنید، که چه مبارک پیوندی خواهد شد.


۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲

۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲



چند راه‌کار و روشی که از مطالعه آثار نویسندگان موفق به دست آوردم از این قرار است :


۱. پرهیز از تکرار :

        در غیر ضرورت دوباره گویی نکنید! اثر قبلی را هم از بین می‌برد.

             اگر نوآوری در محتوا ندارید، حداقل شیوه بیان را نو کنید و تغییر دهید.


۲. بین خواننده و شنونده فرق بگذارید:

         مخاطب اگر شنونده باشد توقعاتی دارد، که اگر هم‌او خواننده باشد خواسته‌هایش تغییر می‌کند.

           پس ای کسانی که هم در فن سخنوری وهم فن قلمسرایی دست دارید؛ 

           به این نکته توجه کنید که در دو مقام هستید و مخاطب شما هم در دو مقام است.


۳. سادگی در نوشته



۴. بهترین زبان نوشته، زبان معیار است!

           زبان معیار فاصله میان نویسنده و خواننده را کم می‌کند.

           لازمه‌ی داشتن قلم زبان معیار، مطالعه آثار معاصران خود است. شعر نو هم برای این منظور بد نیست.


۵. اگر موارد دیگر یافتم برای‌تان می‌نویسم ... شما هم اگر چیزی یافته‌اید در نظرات آن را با دوستان‌تان تقسیم کنید!


۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۵۰

۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۵۰



انتقال یک فکر و اندیشه، سه رکن دارد؛

۱. خود فکر و اندیشه (تو بخوان پیام)

۲. ابزار انتقال: که در بحث ما قلم، این وظیفه را به عهده گرفته است.

۳. مخاطب


نویسنده باید بداند برای که می‌نویسد! 

روی سخن خود را به سمت چه کسی گرفته است؟ چه کسی قرار است نوشته او را بخواند؟

و برای تاثیرگذاری بیشتر و بهتر، چه راه و روش‌هایی را باید به کار گیرد؟


اگر آن‌گونه که باید، ننویسیم،‌ مشتری‌های خود را از دست می‌دهیم.



لذا مهم است که وضعیت روحی، فرهنگی و شرایط خاص و حساسیت‌های مخاطب را بشناسیم.

اصلا ابتدا باید مخاطب را شناخت، تا مشخص شود که آیا قابلیت فراگیری این اندیشه را دارد یا نه؟ و بعد از آن به ابزار انتقال و نحوه‌ی آن اندیشید.


۹۷-۳-۰۹ ۰ ۱ ۳۸

۹۷-۳-۰۹ ۰ ۱ ۳۸



عادت دارم وبلاگ گردی کنم و از خواندن مطالبی که وبلاگ‌نویسان عزیز منتشر می‌کنند لذت ببرم، بیشتر این کار را در فضای بیان انجام می‌دهم چرا که وبلاگ‌های مورد علاقه‌ام را می‌توانم دنبال کنم و از پست جدید آن‌ها به راحتی با خبر شوم.


امروز به این پست برخوردم که مرا به فکر واداشت و نتیجه آن شد این پستی که مهمان چشمان شما است!


ابتدا بروید و آن پست را بخوانید و برگردید ادامه متن من را بخوانید، تا بتوانید با آن ارتباط برقرار کنید.


به نظرتان چقدر احتمال دارد از این مار‌های سیاه در قبر ما باشد؟؟؟

من که می‌گویم چنین خطراتی در کمین ما وبلاگ‌نویسان و متولیان تولید محتوا است.

چرا؟؟؟

   چون چیزی با ارزش‌تر از وقت خواننده‌مان نیست که با آن هزینه می‌کند و مطالب وبلاگ‌های ما را می‌خواند!

     اینجا است که باید گفت وای بر حال کم فروشان .... 

        وبلاگ‌نویسانی که بدون مطالعه و بدون صرف وقت برای نوشتن یک نوشته خوب وقت ارزشمند مخاطب را هدر می‌دهند...

   با کپی کن‌ها که اصلا کاری ندارم، دیدارشان بماند به قیامت، اما کسانی که قلم می‌زنند و به اصطلاح تولید محتوا می‌کنند مراقب باشند که بدون مطالعه و علم چیزی نگویند!


و این خطر بیشتر از آن که وبلاگ‌نویسان را تحدید کند، نویسندگان را تحدید می‌کند! 





۹۷-۳-۰۸ ۳ ۱ ۱۱۹

۹۷-۳-۰۸ ۳ ۱ ۱۱۹



کسی که می‌‌خواهد نویسنده‌ای موفق باشد نباید تنها کتاب‌های رده‌سنی خودش را بخواند، بلکه باید در تمام رده‌های سنی مطالعه داشته باشد.

اگر حرف مهمی داشته باشی نمی‌خواهی فقط به یک قشر از جامعه حرفت را بزنی بلکه تلاش می‌کنی که سراسر جهان را از حرف دلت باخبر کنی!

بنابراین اولا باید حرفی برای زدن داشته باشی و دوما بتوانی برای هر طیفی حرفت را بزنی.


برای آن‌که حرفی برای زدن داشته باشی چاره‌ای نداری جز آن‌که اهل مطالعه باشی، آن‌هم مطالعه تخصصی


اما برای آن‌که بتوانی حرفت را به همه‌ی رده‌های سنی برسانی باز هم باید مطالعه داشته باشی ... مطالعه در تمام رده‌های سنی و در تمام اقشار .... پس دیگر نگو : این کتاب برای نوجوانان است یا این نوشته برای دانشجویان است.


۹۷-۳-۰۶ ۰ ۱ ۷۳

۹۷-۳-۰۶ ۰ ۱ ۷۳



خودنویسی خریده‌ام، امّا هرچه روی کاغذ می‌کشم هیچ نمی‌نویسد!

انگار با من لجش گرفته است. شاید هم چون تازه است دل به کار نمی‌دهد و از جوهر خود به کاغذ بذل نمی‌کند!

هرچه تلاش می‌کنم فایده‌ای ندارد، انگار خود‌نویس خراب به من انداخته‌اند ...

وقتی برای احقاق حق به مغازه فروشنده رفتم، به من خندید و گفت که باید جوهر در آن بریزی !


بله عزیزان نویسندگی هم جوهر می‌خواهد، خودکار بی‌جوهر نمی‌نویسد. به اصطلاح علمی‌اش : فاقد شیء، معطی شیء نمی‌تواند باشد.


بسیاری از کسانی که گله دارند که چرا نمی‌توانند بنویسند به خاطر آن است که حرفی ندارند که بزنند.

اگر حرفی برای نوشتن نباشد از قدرت قلم، استعداد خدا دادی و ذوق و تجربه هیچ کاری نمی‌آید.

لذا باید در کنار مطالعات عمومی،‌ در یک یا چند علم تخصص داشت. باید در رشته‌ای از علوم توانا بود تا بتوان قلمی توانا داشت، وگرنه صرف کنارهم گذاشتن کلمات ادبی و زیبا، مانند سفره‌ آرایی است که هیچ غذایی در آن نباشد.


بی‌مایه فطیر است، باید سخنی برای گفتن داشت.

و راه آن جز با تحصیل و مطالعه نیست.


۹۷-۳-۰۴ ۲ ۳ ۸۹

۹۷-۳-۰۴ ۲ ۳ ۸۹


۱ ۲ ۳

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!