تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «انشا» ثبت شده است


۱. نویسنده‌ نباید همه‌ی آنچه را که می‌داند در یک جمله به خورد خواننده بدهد!

       به ازای هر واحد معنای، باید جمله‌ای مستقل ساخت و از تو در تو کردن عبارات خودداری کرد. مگر راه‌رو می‌سازی که می‌خواهی تو در تو باشد؟



۲. نوشته، باید هم برای خواندن باشد و هم برای شنیدن!

       درست است که نوشته باید مرز خود را با گفتار حفظ کند، ولی چنان باید نوشت که خواننده احساس کند با نویسنده در حال گفتگو است. مردم از گفتگو خسته نمی‌شوند و گاهی ممکن است گذر ساعت ها گفتگو با یکدیگر را احساس نکنند. برای جذب مخاطب بیشتر باید کاری کنی که مخاطبت به جای احساس خواندن بیشتر احساس شنیدن کند.



۳. باور داشته باشید که اگر به سادگی سخن گفتن، بنویسید؛ هیچ احدی شما را متهم به بی‌سوادی نمی‌کند!

        احتیاج به لفظ قلم نویسی نیست.    هرچند برای تغییر این باور در جامعه نیاز به فرهنگ‌سازی است.



۴. قصد‌تان از نوشتن، فقط رساندن پیام باشد!

           لفظ‌اندیشی نکنید، بلکه به فکر محتوا و معنا باشید.



۵. وقتی قلم به دست گرفتی، اعتماد به نفس داشته باش!

       لفاظی‌ها ناشی از اضطرابی است که وجود نویسنده را فراگرفته است.

           باید اطمینان به سخن خود داشته باشید و با شجاعت به ساده‌ترین بیان مقصود خود را به لفظ بیاورد.

        با ساده‌نویسی تمام حرفت به راحتی آشکار می‌شود، و تو چه باکی داری از اینکه دیگران بدانند در اندیشه‌ات چه می‌گذرد؟



۶.وقتی می‌نویسی مخاطب واحدی را تصور کن!

     مگر این نیست که در گفتگوهای دوستانه، با مهربانی و صمیمیت لب به سخن می‌گشاییم؟

       پس چرا با این شیوه قلم خود را ساده نکنیم؟



۷. و باز هم مطالعه کتب و آثار بزرگان

      وقتی با آثار ساده‌نویسان انس داشته باشی، ناخود‌آگاه قلمت ساده‌نویس می‌شود.



تمام سعی‌ام این بود که پرحرفی نکنم!


۹۷-۴-۱۳ ۳ ۵ ۷۱

۹۷-۴-۱۳ ۳ ۵ ۷۱



تنها کسی می‌تواند ساده‌نویس حرفه‌ای شود که نسبت به آنچه که بیانش می‌کند هیچ گونه ابهامی نداشته باشد.

گنگی‌های در مطلب ناشی از ذهن آشفته است!

لذا لازم است که مطلب به خوبی برای خودت جا افتاده باشد تا بتوانی آن را به خوبی بیان کنی.

سادگی در بیان را یک اصل قرار بده که بفهمی مبحث را به خوبی فراگرفته‌ای یا نه؟


تنها بحثی را می‌توان پخته شده به حساب آورد که به توان با زبان ساده برای عموم توضیح داد. سعی کنید قلم‌تان مطالبی را بگوید که برای‌تان به صورت کامل فهم شده باشد، و نسبت به آن دچار ابهام نباشید.


۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷

۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷



نویسنده باید بداند که همانگونه که سادگی در رفتار و گفتار صمیمیت بیشتری دارد و بهترین کمک برای گیرایی است، در نوشتار هم همین حکم را دارد.

هیچ‌گاه گمان نکنید که ساده‌نویسی شخصیت علمی شما را پایین می‌آورد، بنظرم ساده‌نویسی سخت‌تر از دشوار‌نویسی است!  اگر باور نمی‌کنید امتحان کنید.


اگر می‌خواهید خواننده و مخاطب شما از نوشته‌هایتان خسته نشود و از دست‌ آن‌ها فراری نباشد، به اصل ساده‌نویسی ملزم باشید و سعی کنید آن را به قلم‌تان پیوند بزنید، که چه مبارک پیوندی خواهد شد.


۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲

۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲



از طنز‌پردازان معاصر مرحوم عمران صلاحی، قطعه‌ای زیبا به یادگار مانده است که حیفم‌ آمد که چشمان نازنین‌تان بر جمالش روشن نشود!


من زبان فارسی را پاسداری می‌کنم

چون که دارم روز و شب ویراستاری می‌کنم


می‌کنم اقدام لازم را علیه «برعلیه»

هرکجا گنجشک می‌بینم قناری می‌کنم


حرف‌ها و جمله‌ها را می‌کنم زیروزبر

با قلم آب روان را آب جاری می‌کنم


گر «هلیکوپتر» ببینم می‌نویسم «چرخ‌بال»

پارک‌ها را بوستان‌های بهاری می‌کنم


می‌گذارم روی کاغذ «کرد» را جای «نمود»

هرکجا «ماشین» بیاید من «سواری» می‌کنم


«می» اگر چسبیده باشد می‌کنم آن را جدا

«ها» اگر دیدم جدا شد، وصله‌کاری می‌کنم


گر کنم با جملهٔ ویرایشی اِبراز عشق

دلبر بیچاره را از خود فراری می‌کنم


گر ببینم یک غلط، کوبم دودستی بر سرش

کلهٔ الفاظ را از موی، عاری می‌کنم


شیر را وا می‌کنم، در دست می‌گیرم شلنگ

گلشن باغ ادب را آبیاری می‌کنم


این شعر را از علامه گوگل پرسیدم، تا نخواهم دوباره تایپش کنم که اینجا پیدایش کردم؛ و البته در ادامه آن شعری از نویسنده کتاب " بهتر بنویسیم"، آقای رضا بابایی آمده بود که با الهام از شعر مرحوم صلاحی و با نکته‌سنجی این شعر را ادامه داده بود!


۹۷-۴-۰۳ ۲ ۳ ۵۳

۹۷-۴-۰۳ ۲ ۳ ۵۳



جُک :‌ شخصی می‌گفت: برای جلو افتادن در زندگی باید زن باردار گرفت! بهش گفتم : اگه این‌جوریه که زنان بچه‌دار عامل پیشرفت بیشتری هستن؟!!

در جوابم گفت : قابل تامل هستش، روش فک می‌کنم شاید نظرم عوض بشه.


معذرت‌خواهی من را به خاطر این بی‌ادبی بپذیرید واین را اعلام می‌کنم که هیچ‌گونه قصد توهین به هیچ‌کس را نداشتم؛ منتهی از روی اجبار برای فهم بهتر و درک بالاتر نسبت به یک بحث علمی این جک را به عنوان مثال برای‌تان آوردم.


و امّا آنچه می‌خواهم بگویم این است که :

       در استفاده از کلمات باردار (حامله) حواستان را شش‌دنگ جمع کنید !


کلمات جدای از معنایی که دارند،‌ یک بار معنوی هم همراه خود دارد. 

مثلا کلمه‌ی پاداش معنایی اعم از جایزه و کیفر را دارد، ولی بار مثبتی که همراه خود دارد، استفاده این کلمه در معنای دوم یعنی کیفر، درست نیست.

و از این قسم کلمات بسیار است؛ از جمله آن‌ها : انتظار - درخور - جعل - جاودانه - قلم‌فرسایی - چشم‌انداز - اطمینان و ...


شما هیچ‌گاه نمی‌توانید بار کلمه را از روی فرهنگ‌نامه‌‌ها تشخیص دهید؛ بلکه باید به سراغ سنوگرافی سه بعدی جامعه و عرف عمومی مردم بروید!

سنوگرافی‌‌های مادربزرگی، که جنسیت جنین را با چشم خود تشخیص می‌دهند.


توصیه:

لذا برای یافتن این مهارت باید آثار معاصر خود را مطالعه کنید و همچنین در گفت و شنود‌های روزانه خود به کلمات دقت داشته باشید.


پی‌نوشت تصویر:

   این شکل از چیدن صندلی، نماد گفت‌گو است. 

هدفم از این تصویر این بود که؛ بگویم گفت‌گو‌ها برای یک نویسنده باید مهم باشد!!


۹۷-۳-۲۹ ۱ ۵ ۵۴

۹۷-۳-۲۹ ۱ ۵ ۵۴



در بحث خطا‌های انشایی نظرات مختلفی وجود دارد و علاوه بر این که هرکسی سخنی در این باب رانده است. فرهنگستان هم اصول و ضوابطی دارد.


در دوره‌ی راهنمایی یک قاعده‌ای می‌خواندیم که در دبیرستان عکس آن را آموزش می‌دادند؛ تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست یک‌دم می‌گویند فاصله بنداز و یک‌دم می‌گویند وصل کن، بعضی از کلمه‌های مرکب مانند بی‌گانه (بیگانه) را می‌گویم.


خلاصه آن که سوالی از شما دارم، مگر نه این است که ما می‌نویسیم تا پیامی را انتقال دهیم؟

اگر بهترین نحوه انتقال پیام من در نحوه‌ای از نوشتن باشد که از نظر فرهنگستان یا دیگر صاحب نظران در املا و انشا غلط اندر غلط باشد، ولی پیام من را منتقل کند،‌ اشتباه کرده‌ام؟ و مرتکب بد غلطی شده‌ام؟ و آیا باید من گنه‌کار را مجازات کنند؟


شما بگویید چه اشکالی دارد من به جای استاد‌ها بگویم اساتید؟؟؟   (که در اساتید احترامی نهفته است که در استادها نیست!)


و استفاده از لایتچسبک در مقام خودش،‌چه اشکالی دارد؟؟



سوال من این است که چرا این‌قدر دایره نویسندگی را تنگ می‌کنید که از فرط تنگی کسی دست به قلم نشود؟

اصلا گور بابای دستورزبان، من می‌نویسم که عشق کنم!

خواهشا اگر اشتباه می‌کنم شما مرا از اشتباه نجات بدهید!


...................................................................

بعدا نوشت:

این یک اصل است که :

     همیشه استفاده خیلی آسان‌تر از تحلیل است.

یعنی شما به راحتی قواعد درستور زبان را رعایت می‌کنید منتهی در تحلیل آن سردرگم می‌شوید.

در این پست فقط می‌خواستم بگویم که خود را سردرگم تحلیل‌ها نکنید که یأس قلمی در وجودتان پیدا شود؛  

       این همه فحش‌کاری لازم نبود!


۹۷-۳-۲۷ ۳ ۴ ۱۱۷

۹۷-۳-۲۷ ۳ ۴ ۱۱۷



تعریف‌هایی که از غلط انشایی شنیده‌ای بگذار کنار!

غلط انشایی یعنی آن که کلمه یا ترکیب را به گونه‌ای به کار ببریم که منظور و مراد ما را به مخاطب نرساند و یا به سختی برساند.


آنچه از این قواعد گفته‌اند بسیار زیاد است، من که عطایش را به لقایش بخشیدم!

البته نه آنکه بی‌خیال انشا شوم؛ نه، بعضی از قواعد را که احساس می‌کنم ضروری است و برای انتقال پیام به بهترین وجه نیاز است را می‌آموزم و در این وبلاگ می‌آورم برای تثبیت آموخته‌هایم.


یکی از مهمترین قواعد انشایی در تعامل با واژگان بی‌گانه است!

در استفاده از واژه‌‌های وارداتی از زبان‌های دیگر،‌ نباید در جاده افراط قدم گذاشت چنانچه نباید از خطرات دره تفریط هم غافل بود.


بعضی از واژه‌های فارسی چنان نامانوس است که هر خواننده‌ای واژه‌ی بیگانه را برآن ترجیح می‌دهد، و برخی از واژه‌های بیگانه معادل فارسی زیبایی دارند که دل کندن از آن‌ها دور از عقل و عاطفه است.


والبته بعضی از واژه‌های بیگانه آنقدر در فارسی زیاد استعمال شده است که اگر بگویم بیگانه است، تعجب می‌کنید. حتی بعضی از کلمه‌ها، در زبان فارسی معنایی غیر از معنای خود در زبان اصلی را دارند.

و بعضی از کلمه‌های فارسی چنان نامانوس است که مایه خنده و مسخره شدن است.


در این میدان باید به این نکته توجه داشت که بسیاری از معادل‌های فارسی برای یک کلمه بیگانه معنای حقیقی و تمام و کمال آن را نمی‌رساند و هرچقدر هم دست و پا بزند باز عاجز است؛ البته بیشتر در کلمه‌هایی که از زبان عربی وارد فارسی می‌شود این مشکل به وجود می‌آید، به عنوان مثال ترجمه رحمان و رحیم به معنای بخشنده‌ی مهربان یا بخشنده‌ی بخشایش‌گر غلط است،‌ اصلا نمی‌توان برای این دو کلمه معادلی در فارسی یافت که به صورت کامل معنای آن را برساند. شهید مطهری هم به این نکته اشاره می‌کنند.


توصیه برای نویسندگان جوان:

اما برای حفظ خود از خطا در تعامل با واژه‌های بیگانه، بهترین راه انس با آثار پیشینیان است؛ مانند : حافظ، سعدی، مولانا، نظامی، فردوسی و ... و اگر بیم کهنگی قلم دارید با مطالعه آثار جدید خود را در برابر آن بیمه کنید.




۹۷-۳-۲۵ ۲ ۴ ۵۹

۹۷-۳-۲۵ ۲ ۴ ۵۹



نویسندگان جوان و عزیزما!

بدانید و آگاه باشید؛ محل زندگی قسم و تاکید بی‌جا بازار است، نه مباحث علمی ونوشته‌های تخصصی !

امّا متاسفانه این روزها کتاب‌ها به بازار تبدیل شده است؛ از بس که پر از تکرار‌های قسم وار و لفّاظی‌های اصرار گونه است.


۹۷-۳-۰۹ ۲ ۰ ۹۲

۹۷-۳-۰۹ ۲ ۰ ۹۲


ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!