تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۲۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قدرت قلم» ثبت شده است


می‌گویند : با یک مداد معمولی می‌توان ۵۸ کیلومتر خط کشید.

برای همین بعضی از نوشته‌هایم را با مداد می‌نویسم، چرا که می‌خواهم بدانم چند کیلومتر کاغذ خط خطی کردم!

و این باعث امید‌واری است که آدم بداند چندین کیلومتر نوشته است، وقتی مقیاس اندازه‌گیری بزرگ باشد و عددی بزرگ کنارش باشد آدم احساس می‌کند که به جایی می‌رسد و موفقیت در انتظارش است و فقط باید کمی صبر و تحمل داشته باشد، موفقیت خود به سویش می‌دود.

البته حواسمان باشد که مغرور هم نشویم!


۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸

۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸



وبلاگ‌هایی را می‌بینیم که ناگهان کرکره را پایین می‌کشند و تعطیل می‌کنند؛ یا موقتی و یا گاها دائم


دوستان عزیز نوشتن را ترک نکنید، به خصوص که مخاطبانی هم پیدا کرده‌اید!!!

و اگر هم دل‌تان راضی نمی‌شود حداقل بنویسد برای سطل زباله!  بله اشکال ندارد که نشرش نمی‌دهید یا وبلاگ‌‌تان را تعطیل می‌کنید، ولی با نوشتن‌های مکرر گرمای قلم‌تان را حفظ کنید.


باور کنید که این گرمایی که از درون قلم برمی‌خیزد و بر دشت کاغذ می‌نشیند آنچنان می‌تواند آرامش بخش و قدرت افزا باشد که رهایی از هر سختی و مشکل را برای شما فراهم می‌کند.


بنویسید و بنویسید و بنویسید


۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۳

۹۷-۴-۱۶ ۲ ۳ ۴۳



نویسنده باید بداند که همانگونه که سادگی در رفتار و گفتار صمیمیت بیشتری دارد و بهترین کمک برای گیرایی است، در نوشتار هم همین حکم را دارد.

هیچ‌گاه گمان نکنید که ساده‌نویسی شخصیت علمی شما را پایین می‌آورد، بنظرم ساده‌نویسی سخت‌تر از دشوار‌نویسی است!  اگر باور نمی‌کنید امتحان کنید.


اگر می‌خواهید خواننده و مخاطب شما از نوشته‌هایتان خسته نشود و از دست‌ آن‌ها فراری نباشد، به اصل ساده‌نویسی ملزم باشید و سعی کنید آن را به قلم‌تان پیوند بزنید، که چه مبارک پیوندی خواهد شد.


۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲

۹۷-۴-۰۹ ۱ ۳ ۵۲




اگر نیم‌نگاهی به شاعرهای معاصر داشته باشیم، به راحتی می‌فهمیم که آن شاعری که ساده‌نویس‌تر بوده است شعرش بیشتر زمزمه لب‌ها و نامش ذکر یاد‌ها است.

  به شعر‌های سهراب، عزیز جان‌ها، نیم‌نگاهی داشته باشید! اصلا با روح و روان آدمی بازی می‌کند!

    چرا؟  چون اصل ساده‌نویسی شاکله نویسندگی او شده بود.


حتی نمی‌خواهد راه دو بروید!  در همین فضای بیان، کدام وبلاگ‌ها مشتری بیشتری دارد؟

   به نظر من آن‌هایی که ساده‌تر و صمیمانه‌تر می‌نویسند.


دو هشدار:

هشدار اول : بعضی علوم اصطلاحات خود را دارند و پیچیدگی آن را به پای عدم ساده‌نویسی نویسنده نگذارید! و توقع نداشته باشید که نویسنده پای علم را بگیرد و پایین بکشد، نه خواننده باید خود را بالا ببرد و به آن برساند. مانند : فلسفه و  عرفان نظری 


هشدار دوم : بعضی هم در ساده‌نویسی افراط می‌کنند که نوشتار را به گفتار تبدیل می‌کنند.


۹۷-۴-۰۵ ۱ ۳ ۵۲

۹۷-۴-۰۵ ۱ ۳ ۵۲



از طنز‌پردازان معاصر مرحوم عمران صلاحی، قطعه‌ای زیبا به یادگار مانده است که حیفم‌ آمد که چشمان نازنین‌تان بر جمالش روشن نشود!


من زبان فارسی را پاسداری می‌کنم

چون که دارم روز و شب ویراستاری می‌کنم


می‌کنم اقدام لازم را علیه «برعلیه»

هرکجا گنجشک می‌بینم قناری می‌کنم


حرف‌ها و جمله‌ها را می‌کنم زیروزبر

با قلم آب روان را آب جاری می‌کنم


گر «هلیکوپتر» ببینم می‌نویسم «چرخ‌بال»

پارک‌ها را بوستان‌های بهاری می‌کنم


می‌گذارم روی کاغذ «کرد» را جای «نمود»

هرکجا «ماشین» بیاید من «سواری» می‌کنم


«می» اگر چسبیده باشد می‌کنم آن را جدا

«ها» اگر دیدم جدا شد، وصله‌کاری می‌کنم


گر کنم با جملهٔ ویرایشی اِبراز عشق

دلبر بیچاره را از خود فراری می‌کنم


گر ببینم یک غلط، کوبم دودستی بر سرش

کلهٔ الفاظ را از موی، عاری می‌کنم


شیر را وا می‌کنم، در دست می‌گیرم شلنگ

گلشن باغ ادب را آبیاری می‌کنم


این شعر را از علامه گوگل پرسیدم، تا نخواهم دوباره تایپش کنم که اینجا پیدایش کردم؛ و البته در ادامه آن شعری از نویسنده کتاب " بهتر بنویسیم"، آقای رضا بابایی آمده بود که با الهام از شعر مرحوم صلاحی و با نکته‌سنجی این شعر را ادامه داده بود!


۹۷-۴-۰۳ ۲ ۳ ۵۳

۹۷-۴-۰۳ ۲ ۳ ۵۳



دو رکن درست نویسی املا و انشا است، و قواعد ویرایشی و تایپی کمک‌رسان است برای درست نویسی.

در املا نظر به معنا و حروف کلمات است اما در انشا نظر به نوع ترکیب و ساختار جمله و معنای ترکیبی کلمات و جملات است.


لذا کسی به کلمه‌ی " ایخدا " ایراد املایی نمی‌گیرد، بلکه از لحاظ ویرایشی غلط است.


برای تقویت املا در درست‌نویسی، اطلاعات وسیعی نیاز ندارید، بلکه انس و مطالعه زیاد آثار معتبر، زبان و قلم را بیمه می‌کند. و همچنین باید در هنگام نوشتن در مواقع تردید به فرهنگ‌نا‌مه‌های عمومی مراجعه کرد.


بعضی از غلط‌های املایی هستند که در انتقال پیام و رابطه مخاطب یا متن خلالی وارد نمی‌کند، ولی اعتماد خواننده نسبت به نویسنده از بین می‌رود!

به این‌گونه مثا‌ل‌ها توجه کنید:

برخاستن را برخواستن ، نمازگزار را نمازگذار، استعفا را استیفا، اهتزاز را احتزاز، خُرد را خورد، غلغلک را قلقلک، ناهار را نهار ننویسید، هرچند انتقال پیام و معنا صورت می‌گیرد، ولی اعتماد نویسنده به شما از بین می‌رود.


بهتر راه صیانت قلم از انواع غلط املایی:

همانگونه در قبل اشاره کردم، نه نتها باید آثار بزرگان ادب فارسی را مطالعه کنید، بلکه باید با آن‌ها انس داشته باشید.

دیدن مکرر املای صحیح یک کلمه ناخودآگاه طریق صحیح به کار بردن کلمه را در ضمیر خاطر نشان می‌کند.


یکی از هزاران مشکل شیوه کلاسیک تحصیلی ما در همین بحث املا است، کلماتی که معمولا در املای آن‌ها خطا رخ می‌دهد فراوان نیست، اما در مدارس هیچ‌گاه آموزش خود را بر این مبنا قرار نمی‌دهند که دانش‌آموزان را از گذر‌گاه کلمات پرکاربرد که امکان خطا دارند، به نحو صحیح عبور دهند؛‌ تا هم کاربرد داشته باشد و هم مسیر کوتاه باشد.


در پست‌ بعدی مهمترین کلماتی که امکان خطای املایی دارد را می‌آورم، تا هم بیاموزیم و هم ببیند که چقدر آسان است.




۹۷-۳-۱۹ ۳ ۲ ۷۴

۹۷-۳-۱۹ ۳ ۲ ۷۴



نظر کسانی که می‌گویند درست نویسی باعث صیانت زبان از گزند‌ها می‌شود، را قبول ندارم!

      مگر نه این است که زبان یک موجود زنده است؟

             موجود زنده دیگر چه‌نیازی به نگه‌داری ما دارد؟!!!

                 بله؛ بعضی از خطرات بزرگ را که متوجه زبان است با درست نویسی می‌توان دفع کرد، آن هم در جایی که زبان قدرت حفظ خود را نداشته باشد.

لذا نباید آن‌قدر در درست نویسی سخت گرفت که کسی جرأت نکند به سمت نویسندگی برود.

        نویسندگان بزرگ با آثار ارجمند خود از زبان صیانت می‌کنند، پس راه را بر نویسندگان جوان دشوار نکنید که عطایش را به لقایش ببخشند!


بعضی‌ها هم می‌گویند درست‌نویسی ضروری است برای اینکه به وحدت زبانی نزدیک شویم !!!!!

     اصلا زیبایی زبان به تنوع و گوناگونی آن است.


امّا به نظر من درست نویسی را باید یادگرفت و در نوشته‌هایمان استفاده کرد تنها برای این که مراد و مقصود خود رابه نحوه‌ی صحیح به خواننده برسانیم و مخاطب راحت‌تر با نوشته‌ی ما انس بگیرد.

            همین و بس !

                 لذا به عقیده من فراگیری درست نویسی تا همین حد کافی است.


پست‌هایی که در آینده در موضوع  "درست‌نویسی" در وبلاگ منتشر می‌شود تماما با این هدف است. و اگر هم حوصله ندارید که باهم مطالب درست‌نویسی را بیاموزیم و می‌خواهید هرچه زود‌تر فرابگیرید و به کار ببندید، کتاب استاد ابوالحسن نجفی تحت عنوان غلط ننویسیم را به شما پیشنهاد می‌کنم.

    البته حواس‌تان باشد با همین هدفی که گفتم مطالعه کنید.


نکته ضروری :

صرف یادگیری قواعد درست‌نویسی فایده‌ای ندارد!  درست‌نویسی باید برای شما ملکه شود.

برای این‌که این قواعد در ذهن شما ماندگار شود و تبدیل به ملکه ذهنی شود، باید قواعد را کاربردی بیاموزید و تجربه کنید؛ یعنی پس از فراگیری یک دوری کلی قواعد باید دست به قلم شوید و در هر مقام و مجرای قاعده اگر حضور ذهن به آن نکته درست‌نویسی ندارید، به آن رجوع کنید. لذا توصیه می‌کنم از قواعد خلاصه برداری کنید تا در هنگام رجوع راحت باشید.



۹۷-۳-۱۷ ۰ ۴ ۴۲

۹۷-۳-۱۷ ۰ ۴ ۴۲



وقتی در هنگام نوشتن مخاطب خود رادر نظر می‌گیری، نوشته‌ات فرم و غالب خاصی به خود می‌گیرد، حتی تا حد هویت بخشی به نوشته پیش می‌رود.

توصیه عمومی در تصور مخاطب در هنگام قلم به دست گرفتن،‌ فرض مخاطب با ویژگی‌های زیر است:

۱. باهوش   ۲. منتقد   ۳. منصف    ۴. آشنایی با نویسنده


و هرقدر که شمار مخاطب فرضی کمتر باشد، از آن رو که ناخواسته احساس صمیمیت بیشتری به وجود می‌آید، کار نوشتن راحت‌تر است و نوشته‌ای ساده و بی پیرایه از آب در می‌آید.

     برخلاف وقتی که تعداد مخاطبان زیاد توهم شود،‌ که قلم لکنت به خود می‌گیرد و ما را دچار مصنوعی سازی می‌کند.

تصور مخاطب واحد نوشتن را لذت بخش می‌کند و قدرت جذب بالایی در نوشته ایجاد می‌کند، چنان‌چه می‌بینید نامه‌های خصوصی که منتشر می‌شود خوانندگان بسیاری دارد؛ به عنوان مثال نامه‌های ابراهیم نادری به همسرش را دیده‌اید ؟؟


پیشنهاد من در این زمینه :

گاهی مناسب‌ترین مخاطب خود نویسنده است !

وقتی خودت مخاطب و خواننده نوشته خودت باشی،‌ نوشته تو تبدیل به گفتگویی صریح و بی‌پرده می‌شود و صداقت در قلمت موج می‌زند و توانایی ذهنی نویسنده را به صورت جهشی رشد می‌دهد.


وقتی برای خودت می‌نویسی؛ 

زیاده گویی نمی‌کنی.

خواننده را دور نمی‌زنی.

فخر فروشی نمی‌کنی.

از بحث اصلی دور نمی‌شوی.

دروغ و ریا نوشته‌ات را سست نمی‌کند.

و .......


و از بهترین راه‌ها برای جلوگیری از اینکه مقاله علمی به انشاء تبدیل نشود همین خود مخاطبی است. وجدان خودت دائما مراقب قلم تو است.


آفت خود مخاطبی :

وقتی نوشته‌ را برای خودت بنویسی،‌ به خاطر آن ارتباطی که با فهم مطلب داری احساس می‌کنی راحت قابل فهم است، لذا اهتمام به جمله بندی نداری و توجهی به قواعد نگارش و نشانه‌گذاری فنی نمی‌کنی و ممکن است جملاتت ربط منطقی نداشته باشد.


برای رفع این مشکل؛ نوشته خود را بعد از تمام شدن، با نگاه شخص سوم بخوانی !



۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵

۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵



چند راه‌کار و روشی که از مطالعه آثار نویسندگان موفق به دست آوردم از این قرار است :


۱. پرهیز از تکرار :

        در غیر ضرورت دوباره گویی نکنید! اثر قبلی را هم از بین می‌برد.

             اگر نوآوری در محتوا ندارید، حداقل شیوه بیان را نو کنید و تغییر دهید.


۲. بین خواننده و شنونده فرق بگذارید:

         مخاطب اگر شنونده باشد توقعاتی دارد، که اگر هم‌او خواننده باشد خواسته‌هایش تغییر می‌کند.

           پس ای کسانی که هم در فن سخنوری وهم فن قلمسرایی دست دارید؛ 

           به این نکته توجه کنید که در دو مقام هستید و مخاطب شما هم در دو مقام است.


۳. سادگی در نوشته



۴. بهترین زبان نوشته، زبان معیار است!

           زبان معیار فاصله میان نویسنده و خواننده را کم می‌کند.

           لازمه‌ی داشتن قلم زبان معیار، مطالعه آثار معاصران خود است. شعر نو هم برای این منظور بد نیست.


۵. اگر موارد دیگر یافتم برای‌تان می‌نویسم ... شما هم اگر چیزی یافته‌اید در نظرات آن را با دوستان‌تان تقسیم کنید!


۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۴۹

۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۴۹



امروز می‌خواهم از یکی از آفات نویسندگی برای‌تان بگویم، البته این خطر بیشتر نویسندگان جوان را تهدید می‌کند.


با یکی از دوستانم که از سخنرانان مشهور است گفتگو می‌کردیم، او از دست خود گله داشت که وقتی سخنرانی کسی را گوش می‌دهد، اصلا نمی‌تواند روی محتوای آن تمرکز کند و تمام توجه‌ش به سبک و روش سخنران و نحوه‌ی ورود و خروج است. 


در همان زمان این فکر به ذهنم آمد که بسیاری از کسانی که به فکر افزایش قدرت قلم خود هستند و می‌خواهند نویسنده‌ای صاحب قلم شوند، وقتی کتاب‌ها را مطالعه می‌کنند نمی‌توانند از محتوای آن استفاده کافی را ببرند و بیشتر به دنبال سبک نوشتار نویسنده هستند. 

این نحوه از مطالعه را دیگر نمی‌توان گفت مطالعه، چرا که تو مطالب علمی را از دست می‌دهی!

مانند آن است که بر سرسفره‌ای مهمان باشی و سفره‌آرایی آنقدر تو را به خود جذب کند که از غذای آن بی‌بهره بمانی٬ تا حدی که داد میزبان درآید که من این همه سفره‌آرایی کردم تا تو بیشتر از این کباب‌ها میل کنی.


دوستان عزیزم برای اینکه گرفتار این مشکل نشویم، لازم است گاهی هم به جای نویسنده بودن، آدم باشیم؛

یعنی مطالعاتی داشته باشیم برای دل خودمان، نه برای آن که قلم خود را قوی کنیم.

و بهترین نحوه آن مطالعات مناسبتی است، مثلا در حال حاضر که در ماه مبارک رمضان هستیم، باید برای دل خودمان کتاب‌هایی در مورد روزه و این ماه بخوانیم. و یا به هر مناسبت دیگری کتابی به خاطر دلمان به دست بگیریم. و از خوبی‌های تقویم ما ملو بودن از مناسبت‌ها است؛ از قمری بگیر تا شمسی و میلادی.


به نظرم این سبک از مطالعه، یعنی مطالعه مناسبتی برای دل خود، باید تا پایان عمر همنشین ما باشد.


دو کتابی که در این ماه مبارک خواندم از این قرار است:


۱. روزه دریچه‌ای به عالم معنا (دانلود و آشنایی بیشتر در اینجا)


۲. رمضان دریچه رؤیت (دانلود و اطلاعات بیشتر در اینجا)




شما هم کتاب‌هایی که به مناسبت ماه رمضان خوانده‌اید به من معرفی کنید!

و یا به هر مناسبت دیگر


۹۷-۳-۱۳ ۳ ۲ ۸۱

۹۷-۳-۱۳ ۳ ۲ ۸۱


۱ ۲

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!