تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «قلم تحریر» ثبت شده است

وقتی گوش نوای مرگ را می‌شنود دیگر لبخند از لب‌هایش محو می‌شود! این واژه پرشر و شور همراه خود ترس بر دلها می‌نشاند و این هم طبیعی است.
اصلا زندگی قابلت جدا شدن از مرگ را ندارد، تا مرگ نباشد که زندگی هیچ معنایی نمی‌دهد! مرگ تنها متعلق به ما آدم‌ها نیست، بلکه تمام ذره‌های این دنیا مرگ دارند؛ از ستارهای آسمانی گرفته تا کوچک‌ترین ذره‌ی زمینی دیر یا زود مرگ به سراغشان می‌آید.
اما فقط ما انسان‌ها هستیم که از مرگ می‌ترسیم! می‌دانید چرا؟ چون تنها بر ما منت نهاده شده و این ویژگی میل به بقا ابدی در ما نهاده شده است. (به نظرم می‌آید که تنها ما انسان‌ها میل به بقا ابدی داریم، نظر شما چیست؟)

به همین دلیل است که اکثر ما، دوست داریم ذکری و یادی از ما بعد از مرگمان باشد.
اگر دوست‌دارید بعد از مرگ‌تان از شما یادی شود دو راه بیشتر ندارد:
۱. یا چیزی بنویسید که قابل خواندن باشد.
۲. یا کاری کنید که قابل نوشتن باشد.

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷



تنها کسی می‌تواند ساده‌نویس حرفه‌ای شود که نسبت به آنچه که بیانش می‌کند هیچ گونه ابهامی نداشته باشد.

گنگی‌های در مطلب ناشی از ذهن آشفته است!

لذا لازم است که مطلب به خوبی برای خودت جا افتاده باشد تا بتوانی آن را به خوبی بیان کنی.

سادگی در بیان را یک اصل قرار بده که بفهمی مبحث را به خوبی فراگرفته‌ای یا نه؟


تنها بحثی را می‌توان پخته شده به حساب آورد که به توان با زبان ساده برای عموم توضیح داد. سعی کنید قلم‌تان مطالبی را بگوید که برای‌تان به صورت کامل فهم شده باشد، و نسبت به آن دچار ابهام نباشید.


۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷

۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷



وقتی در هنگام نوشتن مخاطب خود رادر نظر می‌گیری، نوشته‌ات فرم و غالب خاصی به خود می‌گیرد، حتی تا حد هویت بخشی به نوشته پیش می‌رود.

توصیه عمومی در تصور مخاطب در هنگام قلم به دست گرفتن،‌ فرض مخاطب با ویژگی‌های زیر است:

۱. باهوش   ۲. منتقد   ۳. منصف    ۴. آشنایی با نویسنده


و هرقدر که شمار مخاطب فرضی کمتر باشد، از آن رو که ناخواسته احساس صمیمیت بیشتری به وجود می‌آید، کار نوشتن راحت‌تر است و نوشته‌ای ساده و بی پیرایه از آب در می‌آید.

     برخلاف وقتی که تعداد مخاطبان زیاد توهم شود،‌ که قلم لکنت به خود می‌گیرد و ما را دچار مصنوعی سازی می‌کند.

تصور مخاطب واحد نوشتن را لذت بخش می‌کند و قدرت جذب بالایی در نوشته ایجاد می‌کند، چنان‌چه می‌بینید نامه‌های خصوصی که منتشر می‌شود خوانندگان بسیاری دارد؛ به عنوان مثال نامه‌های ابراهیم نادری به همسرش را دیده‌اید ؟؟


پیشنهاد من در این زمینه :

گاهی مناسب‌ترین مخاطب خود نویسنده است !

وقتی خودت مخاطب و خواننده نوشته خودت باشی،‌ نوشته تو تبدیل به گفتگویی صریح و بی‌پرده می‌شود و صداقت در قلمت موج می‌زند و توانایی ذهنی نویسنده را به صورت جهشی رشد می‌دهد.


وقتی برای خودت می‌نویسی؛ 

زیاده گویی نمی‌کنی.

خواننده را دور نمی‌زنی.

فخر فروشی نمی‌کنی.

از بحث اصلی دور نمی‌شوی.

دروغ و ریا نوشته‌ات را سست نمی‌کند.

و .......


و از بهترین راه‌ها برای جلوگیری از اینکه مقاله علمی به انشاء تبدیل نشود همین خود مخاطبی است. وجدان خودت دائما مراقب قلم تو است.


آفت خود مخاطبی :

وقتی نوشته‌ را برای خودت بنویسی،‌ به خاطر آن ارتباطی که با فهم مطلب داری احساس می‌کنی راحت قابل فهم است، لذا اهتمام به جمله بندی نداری و توجهی به قواعد نگارش و نشانه‌گذاری فنی نمی‌کنی و ممکن است جملاتت ربط منطقی نداشته باشد.


برای رفع این مشکل؛ نوشته خود را بعد از تمام شدن، با نگاه شخص سوم بخوانی !



۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵

۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵



آلکسی تولستوی در کتاب رسالت زبان و ادبیات می‌گوید :

        باید در وجود یک نویسنده در آن واحد، یک متفکر و یک هنرمند و یک نقاد با هم مشغول کار باشند، وجود یکی کافی نیست.


ادمه‌اش را از زبان من بشنوید :

       متفکر عقل را متقاعد می‌کند ولی هنوز دل مانده است برای همراهی دل و اعتقاد آن هنرمند دست به کار می‌شود.

               نقّاد هم آن سنگ دل است که کار متفکر و هنرمند را بررسی می‌کند که هیچ کدام افراط و تفریط نکنند.


ای نویسنده محترم! 

   تو علاوه بر متقاعد کردن عقل به اعتقاد قلب هم نیاز داری، پس استدلالی خشک برخورد نکن.

            و همچنین حواست باشد که در هنگام گفت‌گو با قلب، عقل را از یاد نبری که در آن صورت قلب همراهیت نمی‌کند و اگر هم چند قدمی با تو راه آمد، بدان که به زودی رفیق نمیه‌راه می‌شود.




۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷

۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷



انتقال یک فکر و اندیشه، سه رکن دارد؛

۱. خود فکر و اندیشه (تو بخوان پیام)

۲. ابزار انتقال: که در بحث ما قلم، این وظیفه را به عهده گرفته است.

۳. مخاطب


نویسنده باید بداند برای که می‌نویسد! 

روی سخن خود را به سمت چه کسی گرفته است؟ چه کسی قرار است نوشته او را بخواند؟

و برای تاثیرگذاری بیشتر و بهتر، چه راه و روش‌هایی را باید به کار گیرد؟


اگر آن‌گونه که باید، ننویسیم،‌ مشتری‌های خود را از دست می‌دهیم.



لذا مهم است که وضعیت روحی، فرهنگی و شرایط خاص و حساسیت‌های مخاطب را بشناسیم.

اصلا ابتدا باید مخاطب را شناخت، تا مشخص شود که آیا قابلیت فراگیری این اندیشه را دارد یا نه؟ و بعد از آن به ابزار انتقال و نحوه‌ی آن اندیشید.


۹۷-۳-۰۹ ۰ ۱ ۳۸

۹۷-۳-۰۹ ۰ ۱ ۳۸



یک نویسنده موفق نمی‌تواند نسبت به وقایع تلخ و شیرین پیرامون خود هیچ ابرازی نداشته باشد.

اصلا این‌ وقایع خود بهانه‌ای می‌شوند تا تو قلم به دست گیری و تجربه‌ای جدید بیاموزی!


نمی‌گویم درگیر حزب‌بازی های سیاسی شوید، ولی نباید از کنار وقایع به راحتی بگذرید.

از این رو است که من بر یک نویسنده لازم می‌دانم که تاریخ معاصر خود و جهان را بداند.

       حتی تاریخ گذشته هم بسیار کمک حال او است.


۹۷-۳-۰۸ ۰ ۰ ۴۱

۹۷-۳-۰۸ ۰ ۰ ۴۱



هر بار که می‌نویسی، تجربه‌ای نو به دست می‌آوری!


یک شاگرد مکانیک بعد از چندی شاگردی نزد استاد خود، از استاد بی‌نیاز شده و خود استاد خواهد شد، و گذر مدتی در حرفه خود بی‌نیاز از تجربه کردن‌های جدید می‌شود ... 


اما یک نویسنده با هر بار که قلم می‌سراید و جنگلی در کویر برهوت کاغذ خلق می‌کند تجریه‌ای و نکته‌ی بارک‌تر از مو برایش حاصل می‌شود که باعث رشد و بالندگی او است.


یک نویسنده هرچقدر هم که به اوج برسد، باز هم نوشتن برایش تجربه آفرین است.


۹۷-۳-۰۷ ۰ ۱ ۵۶

۹۷-۳-۰۷ ۰ ۱ ۵۶



کسی که می‌‌خواهد نویسنده‌ای موفق باشد نباید تنها کتاب‌های رده‌سنی خودش را بخواند، بلکه باید در تمام رده‌های سنی مطالعه داشته باشد.

اگر حرف مهمی داشته باشی نمی‌خواهی فقط به یک قشر از جامعه حرفت را بزنی بلکه تلاش می‌کنی که سراسر جهان را از حرف دلت باخبر کنی!

بنابراین اولا باید حرفی برای زدن داشته باشی و دوما بتوانی برای هر طیفی حرفت را بزنی.


برای آن‌که حرفی برای زدن داشته باشی چاره‌ای نداری جز آن‌که اهل مطالعه باشی، آن‌هم مطالعه تخصصی


اما برای آن‌که بتوانی حرفت را به همه‌ی رده‌های سنی برسانی باز هم باید مطالعه داشته باشی ... مطالعه در تمام رده‌های سنی و در تمام اقشار .... پس دیگر نگو : این کتاب برای نوجوانان است یا این نوشته برای دانشجویان است.


۹۷-۳-۰۶ ۰ ۱ ۷۳

۹۷-۳-۰۶ ۰ ۱ ۷۳



برای حرفه‌ای شدن در هر فنی تکرار و تمرین لازم است. 

    الدرس حرفٌ و تکراره الفٌ

         آموختن یکبار و تکرار آن هزار بار


برای ملکه شدن چاره‌ای جز تکرار و تکرار و تکرار نیست.

بدون تکرار و تمرین و کاغذ سیاه کردن توقع قدرت قلم نداشته باشید. دائما به دنبال بهانه‌ باش برای نوشتن.


حتی شده یک مطلبی را که در ذهن داری با بیان‌های متعدد بنویس.


۹۷-۳-۰۵ ۰ ۲ ۳۸

۹۷-۳-۰۵ ۰ ۲ ۳۸



خودنویسی خریده‌ام، امّا هرچه روی کاغذ می‌کشم هیچ نمی‌نویسد!

انگار با من لجش گرفته است. شاید هم چون تازه است دل به کار نمی‌دهد و از جوهر خود به کاغذ بذل نمی‌کند!

هرچه تلاش می‌کنم فایده‌ای ندارد، انگار خود‌نویس خراب به من انداخته‌اند ...

وقتی برای احقاق حق به مغازه فروشنده رفتم، به من خندید و گفت که باید جوهر در آن بریزی !


بله عزیزان نویسندگی هم جوهر می‌خواهد، خودکار بی‌جوهر نمی‌نویسد. به اصطلاح علمی‌اش : فاقد شیء، معطی شیء نمی‌تواند باشد.


بسیاری از کسانی که گله دارند که چرا نمی‌توانند بنویسند به خاطر آن است که حرفی ندارند که بزنند.

اگر حرفی برای نوشتن نباشد از قدرت قلم، استعداد خدا دادی و ذوق و تجربه هیچ کاری نمی‌آید.

لذا باید در کنار مطالعات عمومی،‌ در یک یا چند علم تخصص داشت. باید در رشته‌ای از علوم توانا بود تا بتوان قلمی توانا داشت، وگرنه صرف کنارهم گذاشتن کلمات ادبی و زیبا، مانند سفره‌ آرایی است که هیچ غذایی در آن نباشد.


بی‌مایه فطیر است، باید سخنی برای گفتن داشت.

و راه آن جز با تحصیل و مطالعه نیست.


۹۷-۳-۰۴ ۲ ۳ ۸۹

۹۷-۳-۰۴ ۲ ۳ ۸۹


۱ ۲

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!