تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۲۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نرم‌افزار تحریر» ثبت شده است


می‌گویند : با یک مداد معمولی می‌توان ۵۸ کیلومتر خط کشید.

برای همین بعضی از نوشته‌هایم را با مداد می‌نویسم، چرا که می‌خواهم بدانم چند کیلومتر کاغذ خط خطی کردم!

و این باعث امید‌واری است که آدم بداند چندین کیلومتر نوشته است، وقتی مقیاس اندازه‌گیری بزرگ باشد و عددی بزرگ کنارش باشد آدم احساس می‌کند که به جایی می‌رسد و موفقیت در انتظارش است و فقط باید کمی صبر و تحمل داشته باشد، موفقیت خود به سویش می‌دود.

البته حواسمان باشد که مغرور هم نشویم!


۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸

۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸



وقتی گوش نوای مرگ را می‌شنود دیگر لبخند از لب‌هایش محو می‌شود! این واژه پرشر و شور همراه خود ترس بر دلها می‌نشاند و این هم طبیعی است.
اصلا زندگی قابلت جدا شدن از مرگ را ندارد، تا مرگ نباشد که زندگی هیچ معنایی نمی‌دهد! مرگ تنها متعلق به ما آدم‌ها نیست، بلکه تمام ذره‌های این دنیا مرگ دارند؛ از ستارهای آسمانی گرفته تا کوچک‌ترین ذره‌ی زمینی دیر یا زود مرگ به سراغشان می‌آید.
اما فقط ما انسان‌ها هستیم که از مرگ می‌ترسیم! می‌دانید چرا؟ چون تنها بر ما منت نهاده شده و این ویژگی میل به بقا ابدی در ما نهاده شده است. (به نظرم می‌آید که تنها ما انسان‌ها میل به بقا ابدی داریم، نظر شما چیست؟)

به همین دلیل است که اکثر ما، دوست داریم ذکری و یادی از ما بعد از مرگمان باشد.
اگر دوست‌دارید بعد از مرگ‌تان از شما یادی شود دو راه بیشتر ندارد:
۱. یا چیزی بنویسید که قابل خواندن باشد.
۲. یا کاری کنید که قابل نوشتن باشد.

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷



نویسندگان تا قبل از مشروطه بیشتر برای اهل فضل و دانش‌‌جویان رسمی علوم می‌نوشتند؛ لذا شما می‌بینید که بسیاری از فارسی زبانان گذشته به زبان عربی کتاب می‌نوشتند.

نویسندگی برای عموم مردم را نهضت مشروطه به همراه خود برای نویسندگان ایرانی به ارمقان آورد، وگرنه نویسندگان به ندرت برای مردم دست به قلم می‌شدند.  و ملازم جدانشدنی نویسندگی برای عموم مردم ساده نویسی است، که با نهضت مشروطه رشد چشم‌گیری در نوشته‌های ایرانی داشته است.


آفریده شدن ادبیات داستانی، کمک ویژه‌ای به رونق ساده‌نویسی در نویسندگی بود،‌ پدیده‌ای که آن را وامدار دهخدا هستیم.

و البته جمالزاده  هم این شیوه را نثر معیارش قرار داد، ممکن است شما و یا حتی خود من با اندیشه‌های جمالزاده مخالف باشیم و آن‌ها را مضر بدانیم، ولی نثر آن‌ها تاثیر به سزایی بر ساده‌نویسی و نویسندگی در ایران داشت.


و اما با رشد مدرنیته و تکنولوژی،‌ این وبلاگ‌نوسی بود که سهم زیادی در رونق دادن ساده‌نویسی در ایران به خود اختصاص داد.

شروع این کار مبارک در ایران از سال ۱۳۸۰ بود و تا به امروز که آمار وبلاگ‌های فارسی فضای مجازی به بیش از یک میلیون می‌رسد، شمار نویسندگان فارسی را ده‌ها برابر کرد، آن هم در کمتر از یک دهه.

امروز هزاران نویسنده خانم و آقا در وبلاگ‌های شخصی خود می‌نویسند و همچنان در زبان فارسی و نویسندگی ایران تحول می‌آفرینند.


البته اگر ورود شبکه‌های اجتماعی نبود، تحول بیشتری از جانب وبلاگ‌نویسی انتظار می‌رفت، ولی متاسفانه با به وجود آمدن شبکه‌های اجتماعی  بر پیکره‌ی نویسندگی ایران ضربه‌ای سهمگین وارد شد، که جبران این خسارت سنگین است.


این مباحث الهام گرفته از فصلی در کتاب بهتر بنویسیم رضا‌بابایی است.


۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱

۹۷-۴-۰۷ ۱ ۴ ۵۱



وقتی در هنگام نوشتن مخاطب خود رادر نظر می‌گیری، نوشته‌ات فرم و غالب خاصی به خود می‌گیرد، حتی تا حد هویت بخشی به نوشته پیش می‌رود.

توصیه عمومی در تصور مخاطب در هنگام قلم به دست گرفتن،‌ فرض مخاطب با ویژگی‌های زیر است:

۱. باهوش   ۲. منتقد   ۳. منصف    ۴. آشنایی با نویسنده


و هرقدر که شمار مخاطب فرضی کمتر باشد، از آن رو که ناخواسته احساس صمیمیت بیشتری به وجود می‌آید، کار نوشتن راحت‌تر است و نوشته‌ای ساده و بی پیرایه از آب در می‌آید.

     برخلاف وقتی که تعداد مخاطبان زیاد توهم شود،‌ که قلم لکنت به خود می‌گیرد و ما را دچار مصنوعی سازی می‌کند.

تصور مخاطب واحد نوشتن را لذت بخش می‌کند و قدرت جذب بالایی در نوشته ایجاد می‌کند، چنان‌چه می‌بینید نامه‌های خصوصی که منتشر می‌شود خوانندگان بسیاری دارد؛ به عنوان مثال نامه‌های ابراهیم نادری به همسرش را دیده‌اید ؟؟


پیشنهاد من در این زمینه :

گاهی مناسب‌ترین مخاطب خود نویسنده است !

وقتی خودت مخاطب و خواننده نوشته خودت باشی،‌ نوشته تو تبدیل به گفتگویی صریح و بی‌پرده می‌شود و صداقت در قلمت موج می‌زند و توانایی ذهنی نویسنده را به صورت جهشی رشد می‌دهد.


وقتی برای خودت می‌نویسی؛ 

زیاده گویی نمی‌کنی.

خواننده را دور نمی‌زنی.

فخر فروشی نمی‌کنی.

از بحث اصلی دور نمی‌شوی.

دروغ و ریا نوشته‌ات را سست نمی‌کند.

و .......


و از بهترین راه‌ها برای جلوگیری از اینکه مقاله علمی به انشاء تبدیل نشود همین خود مخاطبی است. وجدان خودت دائما مراقب قلم تو است.


آفت خود مخاطبی :

وقتی نوشته‌ را برای خودت بنویسی،‌ به خاطر آن ارتباطی که با فهم مطلب داری احساس می‌کنی راحت قابل فهم است، لذا اهتمام به جمله بندی نداری و توجهی به قواعد نگارش و نشانه‌گذاری فنی نمی‌کنی و ممکن است جملاتت ربط منطقی نداشته باشد.


برای رفع این مشکل؛ نوشته خود را بعد از تمام شدن، با نگاه شخص سوم بخوانی !



۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵

۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵



چند راه‌کار و روشی که از مطالعه آثار نویسندگان موفق به دست آوردم از این قرار است :


۱. پرهیز از تکرار :

        در غیر ضرورت دوباره گویی نکنید! اثر قبلی را هم از بین می‌برد.

             اگر نوآوری در محتوا ندارید، حداقل شیوه بیان را نو کنید و تغییر دهید.


۲. بین خواننده و شنونده فرق بگذارید:

         مخاطب اگر شنونده باشد توقعاتی دارد، که اگر هم‌او خواننده باشد خواسته‌هایش تغییر می‌کند.

           پس ای کسانی که هم در فن سخنوری وهم فن قلمسرایی دست دارید؛ 

           به این نکته توجه کنید که در دو مقام هستید و مخاطب شما هم در دو مقام است.


۳. سادگی در نوشته



۴. بهترین زبان نوشته، زبان معیار است!

           زبان معیار فاصله میان نویسنده و خواننده را کم می‌کند.

           لازمه‌ی داشتن قلم زبان معیار، مطالعه آثار معاصران خود است. شعر نو هم برای این منظور بد نیست.


۵. اگر موارد دیگر یافتم برای‌تان می‌نویسم ... شما هم اگر چیزی یافته‌اید در نظرات آن را با دوستان‌تان تقسیم کنید!


۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۴۹

۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۴۹



آلکسی تولستوی در کتاب رسالت زبان و ادبیات می‌گوید :

        باید در وجود یک نویسنده در آن واحد، یک متفکر و یک هنرمند و یک نقاد با هم مشغول کار باشند، وجود یکی کافی نیست.


ادمه‌اش را از زبان من بشنوید :

       متفکر عقل را متقاعد می‌کند ولی هنوز دل مانده است برای همراهی دل و اعتقاد آن هنرمند دست به کار می‌شود.

               نقّاد هم آن سنگ دل است که کار متفکر و هنرمند را بررسی می‌کند که هیچ کدام افراط و تفریط نکنند.


ای نویسنده محترم! 

   تو علاوه بر متقاعد کردن عقل به اعتقاد قلب هم نیاز داری، پس استدلالی خشک برخورد نکن.

            و همچنین حواست باشد که در هنگام گفت‌گو با قلب، عقل را از یاد نبری که در آن صورت قلب همراهیت نمی‌کند و اگر هم چند قدمی با تو راه آمد، بدان که به زودی رفیق نمیه‌راه می‌شود.




۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷

۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷



هوشمند نوشتن یعنی آن که مخاطب خود را نه مخالف مغرض فرض کنی و نه موافق کامل

         در نویسندگی هوشمند، مخاطب سالاری و مخاطب ناشناسی ممنوع است.


نویسندگان زرد یا بهتر بگویم زرد نویسان که به دنبال برآوردن میل و اشتهای خواننده هستند، بدون رساندن هیچ فایده‌ای به خواننده، امروزه بازار کتاب ما را گرفته‌اند.


نه تنها بازار کتاب بلکه فضای مجازی ما را هم اشغال کرده‌اند؛ از شبکه‌های اجتماعی که توقعی نیست، امّا نمی‌دانم چرا فضای وب هم به این بلا دچار شده است، و چه بسیار پست‌هایی که ارزش خواندن ندارند.


و در مقابل چه اندیشه‌های نابی که به خاطر عدم رعایت اصول نویسندگی و عدم مخاطب شناسی نویسنده محترم، تلف شده است.


۹۷-۳-۱۰ ۰ ۳ ۵۲

۹۷-۳-۱۰ ۰ ۳ ۵۲



انتقال یک فکر و اندیشه، سه رکن دارد؛

۱. خود فکر و اندیشه (تو بخوان پیام)

۲. ابزار انتقال: که در بحث ما قلم، این وظیفه را به عهده گرفته است.

۳. مخاطب


نویسنده باید بداند برای که می‌نویسد! 

روی سخن خود را به سمت چه کسی گرفته است؟ چه کسی قرار است نوشته او را بخواند؟

و برای تاثیرگذاری بیشتر و بهتر، چه راه و روش‌هایی را باید به کار گیرد؟


اگر آن‌گونه که باید، ننویسیم،‌ مشتری‌های خود را از دست می‌دهیم.



لذا مهم است که وضعیت روحی، فرهنگی و شرایط خاص و حساسیت‌های مخاطب را بشناسیم.

اصلا ابتدا باید مخاطب را شناخت، تا مشخص شود که آیا قابلیت فراگیری این اندیشه را دارد یا نه؟ و بعد از آن به ابزار انتقال و نحوه‌ی آن اندیشید.


۹۷-۳-۰۹ ۰ ۱ ۳۸

۹۷-۳-۰۹ ۰ ۱ ۳۸



یک نویسنده موفق نمی‌تواند نسبت به وقایع تلخ و شیرین پیرامون خود هیچ ابرازی نداشته باشد.

اصلا این‌ وقایع خود بهانه‌ای می‌شوند تا تو قلم به دست گیری و تجربه‌ای جدید بیاموزی!


نمی‌گویم درگیر حزب‌بازی های سیاسی شوید، ولی نباید از کنار وقایع به راحتی بگذرید.

از این رو است که من بر یک نویسنده لازم می‌دانم که تاریخ معاصر خود و جهان را بداند.

       حتی تاریخ گذشته هم بسیار کمک حال او است.


۹۷-۳-۰۸ ۰ ۰ ۴۱

۹۷-۳-۰۸ ۰ ۰ ۴۱



هر بار که می‌نویسی، تجربه‌ای نو به دست می‌آوری!


یک شاگرد مکانیک بعد از چندی شاگردی نزد استاد خود، از استاد بی‌نیاز شده و خود استاد خواهد شد، و گذر مدتی در حرفه خود بی‌نیاز از تجربه کردن‌های جدید می‌شود ... 


اما یک نویسنده با هر بار که قلم می‌سراید و جنگلی در کویر برهوت کاغذ خلق می‌کند تجریه‌ای و نکته‌ی بارک‌تر از مو برایش حاصل می‌شود که باعث رشد و بالندگی او است.


یک نویسنده هرچقدر هم که به اوج برسد، باز هم نوشتن برایش تجربه آفرین است.


۹۷-۳-۰۷ ۰ ۱ ۵۶

۹۷-۳-۰۷ ۰ ۱ ۵۶


۱ ۲ ۳

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!