تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۳۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نوشتن» ثبت شده است

وقتی گوش نوای مرگ را می‌شنود دیگر لبخند از لب‌هایش محو می‌شود! این واژه پرشر و شور همراه خود ترس بر دلها می‌نشاند و این هم طبیعی است.
اصلا زندگی قابلت جدا شدن از مرگ را ندارد، تا مرگ نباشد که زندگی هیچ معنایی نمی‌دهد! مرگ تنها متعلق به ما آدم‌ها نیست، بلکه تمام ذره‌های این دنیا مرگ دارند؛ از ستارهای آسمانی گرفته تا کوچک‌ترین ذره‌ی زمینی دیر یا زود مرگ به سراغشان می‌آید.
اما فقط ما انسان‌ها هستیم که از مرگ می‌ترسیم! می‌دانید چرا؟ چون تنها بر ما منت نهاده شده و این ویژگی میل به بقا ابدی در ما نهاده شده است. (به نظرم می‌آید که تنها ما انسان‌ها میل به بقا ابدی داریم، نظر شما چیست؟)

به همین دلیل است که اکثر ما، دوست داریم ذکری و یادی از ما بعد از مرگمان باشد.
اگر دوست‌دارید بعد از مرگ‌تان از شما یادی شود دو راه بیشتر ندارد:
۱. یا چیزی بنویسید که قابل خواندن باشد.
۲. یا کاری کنید که قابل نوشتن باشد.

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷

۹۷-۴-۲۰ ۱ ۲ ۴۷



دو رکن درست نویسی املا و انشا است، و قواعد ویرایشی و تایپی کمک‌رسان است برای درست نویسی.

در املا نظر به معنا و حروف کلمات است اما در انشا نظر به نوع ترکیب و ساختار جمله و معنای ترکیبی کلمات و جملات است.


لذا کسی به کلمه‌ی " ایخدا " ایراد املایی نمی‌گیرد، بلکه از لحاظ ویرایشی غلط است.


برای تقویت املا در درست‌نویسی، اطلاعات وسیعی نیاز ندارید، بلکه انس و مطالعه زیاد آثار معتبر، زبان و قلم را بیمه می‌کند. و همچنین باید در هنگام نوشتن در مواقع تردید به فرهنگ‌نا‌مه‌های عمومی مراجعه کرد.


بعضی از غلط‌های املایی هستند که در انتقال پیام و رابطه مخاطب یا متن خلالی وارد نمی‌کند، ولی اعتماد خواننده نسبت به نویسنده از بین می‌رود!

به این‌گونه مثا‌ل‌ها توجه کنید:

برخاستن را برخواستن ، نمازگزار را نمازگذار، استعفا را استیفا، اهتزاز را احتزاز، خُرد را خورد، غلغلک را قلقلک، ناهار را نهار ننویسید، هرچند انتقال پیام و معنا صورت می‌گیرد، ولی اعتماد نویسنده به شما از بین می‌رود.


بهتر راه صیانت قلم از انواع غلط املایی:

همانگونه در قبل اشاره کردم، نه نتها باید آثار بزرگان ادب فارسی را مطالعه کنید، بلکه باید با آن‌ها انس داشته باشید.

دیدن مکرر املای صحیح یک کلمه ناخودآگاه طریق صحیح به کار بردن کلمه را در ضمیر خاطر نشان می‌کند.


یکی از هزاران مشکل شیوه کلاسیک تحصیلی ما در همین بحث املا است، کلماتی که معمولا در املای آن‌ها خطا رخ می‌دهد فراوان نیست، اما در مدارس هیچ‌گاه آموزش خود را بر این مبنا قرار نمی‌دهند که دانش‌آموزان را از گذر‌گاه کلمات پرکاربرد که امکان خطا دارند، به نحو صحیح عبور دهند؛‌ تا هم کاربرد داشته باشد و هم مسیر کوتاه باشد.


در پست‌ بعدی مهمترین کلماتی که امکان خطای املایی دارد را می‌آورم، تا هم بیاموزیم و هم ببیند که چقدر آسان است.




۹۷-۳-۱۹ ۳ ۲ ۷۴

۹۷-۳-۱۹ ۳ ۲ ۷۴



نظر کسانی که می‌گویند درست نویسی باعث صیانت زبان از گزند‌ها می‌شود، را قبول ندارم!

      مگر نه این است که زبان یک موجود زنده است؟

             موجود زنده دیگر چه‌نیازی به نگه‌داری ما دارد؟!!!

                 بله؛ بعضی از خطرات بزرگ را که متوجه زبان است با درست نویسی می‌توان دفع کرد، آن هم در جایی که زبان قدرت حفظ خود را نداشته باشد.

لذا نباید آن‌قدر در درست نویسی سخت گرفت که کسی جرأت نکند به سمت نویسندگی برود.

        نویسندگان بزرگ با آثار ارجمند خود از زبان صیانت می‌کنند، پس راه را بر نویسندگان جوان دشوار نکنید که عطایش را به لقایش ببخشند!


بعضی‌ها هم می‌گویند درست‌نویسی ضروری است برای اینکه به وحدت زبانی نزدیک شویم !!!!!

     اصلا زیبایی زبان به تنوع و گوناگونی آن است.


امّا به نظر من درست نویسی را باید یادگرفت و در نوشته‌هایمان استفاده کرد تنها برای این که مراد و مقصود خود رابه نحوه‌ی صحیح به خواننده برسانیم و مخاطب راحت‌تر با نوشته‌ی ما انس بگیرد.

            همین و بس !

                 لذا به عقیده من فراگیری درست نویسی تا همین حد کافی است.


پست‌هایی که در آینده در موضوع  "درست‌نویسی" در وبلاگ منتشر می‌شود تماما با این هدف است. و اگر هم حوصله ندارید که باهم مطالب درست‌نویسی را بیاموزیم و می‌خواهید هرچه زود‌تر فرابگیرید و به کار ببندید، کتاب استاد ابوالحسن نجفی تحت عنوان غلط ننویسیم را به شما پیشنهاد می‌کنم.

    البته حواس‌تان باشد با همین هدفی که گفتم مطالعه کنید.


نکته ضروری :

صرف یادگیری قواعد درست‌نویسی فایده‌ای ندارد!  درست‌نویسی باید برای شما ملکه شود.

برای این‌که این قواعد در ذهن شما ماندگار شود و تبدیل به ملکه ذهنی شود، باید قواعد را کاربردی بیاموزید و تجربه کنید؛ یعنی پس از فراگیری یک دوری کلی قواعد باید دست به قلم شوید و در هر مقام و مجرای قاعده اگر حضور ذهن به آن نکته درست‌نویسی ندارید، به آن رجوع کنید. لذا توصیه می‌کنم از قواعد خلاصه برداری کنید تا در هنگام رجوع راحت باشید.



۹۷-۳-۱۷ ۰ ۴ ۴۲

۹۷-۳-۱۷ ۰ ۴ ۴۲



وقتی در هنگام نوشتن مخاطب خود رادر نظر می‌گیری، نوشته‌ات فرم و غالب خاصی به خود می‌گیرد، حتی تا حد هویت بخشی به نوشته پیش می‌رود.

توصیه عمومی در تصور مخاطب در هنگام قلم به دست گرفتن،‌ فرض مخاطب با ویژگی‌های زیر است:

۱. باهوش   ۲. منتقد   ۳. منصف    ۴. آشنایی با نویسنده


و هرقدر که شمار مخاطب فرضی کمتر باشد، از آن رو که ناخواسته احساس صمیمیت بیشتری به وجود می‌آید، کار نوشتن راحت‌تر است و نوشته‌ای ساده و بی پیرایه از آب در می‌آید.

     برخلاف وقتی که تعداد مخاطبان زیاد توهم شود،‌ که قلم لکنت به خود می‌گیرد و ما را دچار مصنوعی سازی می‌کند.

تصور مخاطب واحد نوشتن را لذت بخش می‌کند و قدرت جذب بالایی در نوشته ایجاد می‌کند، چنان‌چه می‌بینید نامه‌های خصوصی که منتشر می‌شود خوانندگان بسیاری دارد؛ به عنوان مثال نامه‌های ابراهیم نادری به همسرش را دیده‌اید ؟؟


پیشنهاد من در این زمینه :

گاهی مناسب‌ترین مخاطب خود نویسنده است !

وقتی خودت مخاطب و خواننده نوشته خودت باشی،‌ نوشته تو تبدیل به گفتگویی صریح و بی‌پرده می‌شود و صداقت در قلمت موج می‌زند و توانایی ذهنی نویسنده را به صورت جهشی رشد می‌دهد.


وقتی برای خودت می‌نویسی؛ 

زیاده گویی نمی‌کنی.

خواننده را دور نمی‌زنی.

فخر فروشی نمی‌کنی.

از بحث اصلی دور نمی‌شوی.

دروغ و ریا نوشته‌ات را سست نمی‌کند.

و .......


و از بهترین راه‌ها برای جلوگیری از اینکه مقاله علمی به انشاء تبدیل نشود همین خود مخاطبی است. وجدان خودت دائما مراقب قلم تو است.


آفت خود مخاطبی :

وقتی نوشته‌ را برای خودت بنویسی،‌ به خاطر آن ارتباطی که با فهم مطلب داری احساس می‌کنی راحت قابل فهم است، لذا اهتمام به جمله بندی نداری و توجهی به قواعد نگارش و نشانه‌گذاری فنی نمی‌کنی و ممکن است جملاتت ربط منطقی نداشته باشد.


برای رفع این مشکل؛ نوشته خود را بعد از تمام شدن، با نگاه شخص سوم بخوانی !



۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵

۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۴۵



آلکسی تولستوی در کتاب رسالت زبان و ادبیات می‌گوید :

        باید در وجود یک نویسنده در آن واحد، یک متفکر و یک هنرمند و یک نقاد با هم مشغول کار باشند، وجود یکی کافی نیست.


ادمه‌اش را از زبان من بشنوید :

       متفکر عقل را متقاعد می‌کند ولی هنوز دل مانده است برای همراهی دل و اعتقاد آن هنرمند دست به کار می‌شود.

               نقّاد هم آن سنگ دل است که کار متفکر و هنرمند را بررسی می‌کند که هیچ کدام افراط و تفریط نکنند.


ای نویسنده محترم! 

   تو علاوه بر متقاعد کردن عقل به اعتقاد قلب هم نیاز داری، پس استدلالی خشک برخورد نکن.

            و همچنین حواست باشد که در هنگام گفت‌گو با قلب، عقل را از یاد نبری که در آن صورت قلب همراهیت نمی‌کند و اگر هم چند قدمی با تو راه آمد، بدان که به زودی رفیق نمیه‌راه می‌شود.




۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷

۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷



هوشمند نوشتن یعنی آن که مخاطب خود را نه مخالف مغرض فرض کنی و نه موافق کامل

         در نویسندگی هوشمند، مخاطب سالاری و مخاطب ناشناسی ممنوع است.


نویسندگان زرد یا بهتر بگویم زرد نویسان که به دنبال برآوردن میل و اشتهای خواننده هستند، بدون رساندن هیچ فایده‌ای به خواننده، امروزه بازار کتاب ما را گرفته‌اند.


نه تنها بازار کتاب بلکه فضای مجازی ما را هم اشغال کرده‌اند؛ از شبکه‌های اجتماعی که توقعی نیست، امّا نمی‌دانم چرا فضای وب هم به این بلا دچار شده است، و چه بسیار پست‌هایی که ارزش خواندن ندارند.


و در مقابل چه اندیشه‌های نابی که به خاطر عدم رعایت اصول نویسندگی و عدم مخاطب شناسی نویسنده محترم، تلف شده است.


۹۷-۳-۱۰ ۰ ۳ ۵۲

۹۷-۳-۱۰ ۰ ۳ ۵۲



انتقال یک فکر و اندیشه، سه رکن دارد؛

۱. خود فکر و اندیشه (تو بخوان پیام)

۲. ابزار انتقال: که در بحث ما قلم، این وظیفه را به عهده گرفته است.

۳. مخاطب


نویسنده باید بداند برای که می‌نویسد! 

روی سخن خود را به سمت چه کسی گرفته است؟ چه کسی قرار است نوشته او را بخواند؟

و برای تاثیرگذاری بیشتر و بهتر، چه راه و روش‌هایی را باید به کار گیرد؟


اگر آن‌گونه که باید، ننویسیم،‌ مشتری‌های خود را از دست می‌دهیم.



لذا مهم است که وضعیت روحی، فرهنگی و شرایط خاص و حساسیت‌های مخاطب را بشناسیم.

اصلا ابتدا باید مخاطب را شناخت، تا مشخص شود که آیا قابلیت فراگیری این اندیشه را دارد یا نه؟ و بعد از آن به ابزار انتقال و نحوه‌ی آن اندیشید.


۹۷-۳-۰۹ ۰ ۱ ۳۸

۹۷-۳-۰۹ ۰ ۱ ۳۸



یک نویسنده موفق نمی‌تواند نسبت به وقایع تلخ و شیرین پیرامون خود هیچ ابرازی نداشته باشد.

اصلا این‌ وقایع خود بهانه‌ای می‌شوند تا تو قلم به دست گیری و تجربه‌ای جدید بیاموزی!


نمی‌گویم درگیر حزب‌بازی های سیاسی شوید، ولی نباید از کنار وقایع به راحتی بگذرید.

از این رو است که من بر یک نویسنده لازم می‌دانم که تاریخ معاصر خود و جهان را بداند.

       حتی تاریخ گذشته هم بسیار کمک حال او است.


۹۷-۳-۰۸ ۰ ۰ ۴۱

۹۷-۳-۰۸ ۰ ۰ ۴۱



هر بار که می‌نویسی، تجربه‌ای نو به دست می‌آوری!


یک شاگرد مکانیک بعد از چندی شاگردی نزد استاد خود، از استاد بی‌نیاز شده و خود استاد خواهد شد، و گذر مدتی در حرفه خود بی‌نیاز از تجربه کردن‌های جدید می‌شود ... 


اما یک نویسنده با هر بار که قلم می‌سراید و جنگلی در کویر برهوت کاغذ خلق می‌کند تجریه‌ای و نکته‌ی بارک‌تر از مو برایش حاصل می‌شود که باعث رشد و بالندگی او است.


یک نویسنده هرچقدر هم که به اوج برسد، باز هم نوشتن برایش تجربه آفرین است.


۹۷-۳-۰۷ ۰ ۱ ۵۶

۹۷-۳-۰۷ ۰ ۱ ۵۶



کسی که می‌‌خواهد نویسنده‌ای موفق باشد نباید تنها کتاب‌های رده‌سنی خودش را بخواند، بلکه باید در تمام رده‌های سنی مطالعه داشته باشد.

اگر حرف مهمی داشته باشی نمی‌خواهی فقط به یک قشر از جامعه حرفت را بزنی بلکه تلاش می‌کنی که سراسر جهان را از حرف دلت باخبر کنی!

بنابراین اولا باید حرفی برای زدن داشته باشی و دوما بتوانی برای هر طیفی حرفت را بزنی.


برای آن‌که حرفی برای زدن داشته باشی چاره‌ای نداری جز آن‌که اهل مطالعه باشی، آن‌هم مطالعه تخصصی


اما برای آن‌که بتوانی حرفت را به همه‌ی رده‌های سنی برسانی باز هم باید مطالعه داشته باشی ... مطالعه در تمام رده‌های سنی و در تمام اقشار .... پس دیگر نگو : این کتاب برای نوجوانان است یا این نوشته برای دانشجویان است.


۹۷-۳-۰۶ ۰ ۱ ۷۳

۹۷-۳-۰۶ ۰ ۱ ۷۳


۱ ۲ ۳ ۴

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!