تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۱۱ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نویسنده موفق» ثبت شده است


می‌گویند : با یک مداد معمولی می‌توان ۵۸ کیلومتر خط کشید.

برای همین بعضی از نوشته‌هایم را با مداد می‌نویسم، چرا که می‌خواهم بدانم چند کیلومتر کاغذ خط خطی کردم!

و این باعث امید‌واری است که آدم بداند چندین کیلومتر نوشته است، وقتی مقیاس اندازه‌گیری بزرگ باشد و عددی بزرگ کنارش باشد آدم احساس می‌کند که به جایی می‌رسد و موفقیت در انتظارش است و فقط باید کمی صبر و تحمل داشته باشد، موفقیت خود به سویش می‌دود.

البته حواسمان باشد که مغرور هم نشویم!


۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸

۹۷-۴-۲۹ ۰ ۴ ۲۸



هر آدمی در بازه‌ی زمانی مشخصی و در حالت خاصی بازدهی بالایی دارد؛ در مورد نویسندگی و مطالعه هم این اصل ثابت است.


من بعد از مدتی حساب و کتاب کردن فهمیدم که روزی که سحر خیز باشم بازدهی فوق‌العاده‌ای در زمینه نوشتن و مطالعه دارم؛ لذا ۶ سال است که شب‌ها زود می‌خوابم تا صبح هم زود بیدار شوم.

امّا وقتی صبح زود از خواب بیدار می‌شوم نمی‌توانم روزم را کامل استفاده کنم و بازدهی‌ام در بعد از ناهار تقریبا صفر می‌شود و این مشکلی بود که راه پیشرفتم را سد کرده بود، اگر کسی موفقیت می‌خواهد با نیم روز فعالیت به موفقیت دست پیدا نمی‌کند.

به همین دلیل برای استفاده از بعدازظهر الآن حدود ۴ سال است که ناهار نمی‌خورم، یعنی ناهار را ساعت ۶ عصر می‌خورم و دیگر احتیاجی به شام نیست و خوابی سبک دارم.


این‌ها را نگفتم تا شما هم مثل من شوید؛ گفتم که شما هم باید سیکل بازدهی خود را پیدا کنید و زندگی خود را براساس آن تنظیم کنید تا به موفقیت دست یابید.

و این تابستان فرصت خوبی است که سیکل بازدهی خود را پیدا کنید. 

و نکته ما قبل آخر اینکه : شما چقدر حاضرید از خواب و خوراک‌تان بگذرید تا به موفقیت برسید؟؟

و نکته پایانی آنچه که باعث شد این پست را بنویسم یک پیام بود که شما هم بخوانیدش:

قیمت یک پیتزای خوب با یک کتاب خوب یکی است، فرق آن‌ها در طول مدتی است که می‌توانند ما را خوشحال کنند؛ اولی یک ربع و دومی یک عمر!

حیرت‌آور است که برای اغلب ما آن یک ربع مهم‌تر است !!!


۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵

۹۷-۴-۱۸ ۱ ۲ ۵۵



تنها کسی می‌تواند ساده‌نویس حرفه‌ای شود که نسبت به آنچه که بیانش می‌کند هیچ گونه ابهامی نداشته باشد.

گنگی‌های در مطلب ناشی از ذهن آشفته است!

لذا لازم است که مطلب به خوبی برای خودت جا افتاده باشد تا بتوانی آن را به خوبی بیان کنی.

سادگی در بیان را یک اصل قرار بده که بفهمی مبحث را به خوبی فراگرفته‌ای یا نه؟


تنها بحثی را می‌توان پخته شده به حساب آورد که به توان با زبان ساده برای عموم توضیح داد. سعی کنید قلم‌تان مطالبی را بگوید که برای‌تان به صورت کامل فهم شده باشد، و نسبت به آن دچار ابهام نباشید.


۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷

۹۷-۴-۱۱ ۲ ۴ ۴۷



نظر کسانی که می‌گویند درست نویسی باعث صیانت زبان از گزند‌ها می‌شود، را قبول ندارم!

      مگر نه این است که زبان یک موجود زنده است؟

             موجود زنده دیگر چه‌نیازی به نگه‌داری ما دارد؟!!!

                 بله؛ بعضی از خطرات بزرگ را که متوجه زبان است با درست نویسی می‌توان دفع کرد، آن هم در جایی که زبان قدرت حفظ خود را نداشته باشد.

لذا نباید آن‌قدر در درست نویسی سخت گرفت که کسی جرأت نکند به سمت نویسندگی برود.

        نویسندگان بزرگ با آثار ارجمند خود از زبان صیانت می‌کنند، پس راه را بر نویسندگان جوان دشوار نکنید که عطایش را به لقایش ببخشند!


بعضی‌ها هم می‌گویند درست‌نویسی ضروری است برای اینکه به وحدت زبانی نزدیک شویم !!!!!

     اصلا زیبایی زبان به تنوع و گوناگونی آن است.


امّا به نظر من درست نویسی را باید یادگرفت و در نوشته‌هایمان استفاده کرد تنها برای این که مراد و مقصود خود رابه نحوه‌ی صحیح به خواننده برسانیم و مخاطب راحت‌تر با نوشته‌ی ما انس بگیرد.

            همین و بس !

                 لذا به عقیده من فراگیری درست نویسی تا همین حد کافی است.


پست‌هایی که در آینده در موضوع  "درست‌نویسی" در وبلاگ منتشر می‌شود تماما با این هدف است. و اگر هم حوصله ندارید که باهم مطالب درست‌نویسی را بیاموزیم و می‌خواهید هرچه زود‌تر فرابگیرید و به کار ببندید، کتاب استاد ابوالحسن نجفی تحت عنوان غلط ننویسیم را به شما پیشنهاد می‌کنم.

    البته حواس‌تان باشد با همین هدفی که گفتم مطالعه کنید.


نکته ضروری :

صرف یادگیری قواعد درست‌نویسی فایده‌ای ندارد!  درست‌نویسی باید برای شما ملکه شود.

برای این‌که این قواعد در ذهن شما ماندگار شود و تبدیل به ملکه ذهنی شود، باید قواعد را کاربردی بیاموزید و تجربه کنید؛ یعنی پس از فراگیری یک دوری کلی قواعد باید دست به قلم شوید و در هر مقام و مجرای قاعده اگر حضور ذهن به آن نکته درست‌نویسی ندارید، به آن رجوع کنید. لذا توصیه می‌کنم از قواعد خلاصه برداری کنید تا در هنگام رجوع راحت باشید.



۹۷-۳-۱۷ ۰ ۴ ۴۳

۹۷-۳-۱۷ ۰ ۴ ۴۳



چند راه‌کار و روشی که از مطالعه آثار نویسندگان موفق به دست آوردم از این قرار است :


۱. پرهیز از تکرار :

        در غیر ضرورت دوباره گویی نکنید! اثر قبلی را هم از بین می‌برد.

             اگر نوآوری در محتوا ندارید، حداقل شیوه بیان را نو کنید و تغییر دهید.


۲. بین خواننده و شنونده فرق بگذارید:

         مخاطب اگر شنونده باشد توقعاتی دارد، که اگر هم‌او خواننده باشد خواسته‌هایش تغییر می‌کند.

           پس ای کسانی که هم در فن سخنوری وهم فن قلمسرایی دست دارید؛ 

           به این نکته توجه کنید که در دو مقام هستید و مخاطب شما هم در دو مقام است.


۳. سادگی در نوشته



۴. بهترین زبان نوشته، زبان معیار است!

           زبان معیار فاصله میان نویسنده و خواننده را کم می‌کند.

           لازمه‌ی داشتن قلم زبان معیار، مطالعه آثار معاصران خود است. شعر نو هم برای این منظور بد نیست.


۵. اگر موارد دیگر یافتم برای‌تان می‌نویسم ... شما هم اگر چیزی یافته‌اید در نظرات آن را با دوستان‌تان تقسیم کنید!


۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۵۰

۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۵۰



امروز می‌خواهم از یکی از آفات نویسندگی برای‌تان بگویم، البته این خطر بیشتر نویسندگان جوان را تهدید می‌کند.


با یکی از دوستانم که از سخنرانان مشهور است گفتگو می‌کردیم، او از دست خود گله داشت که وقتی سخنرانی کسی را گوش می‌دهد، اصلا نمی‌تواند روی محتوای آن تمرکز کند و تمام توجه‌ش به سبک و روش سخنران و نحوه‌ی ورود و خروج است. 


در همان زمان این فکر به ذهنم آمد که بسیاری از کسانی که به فکر افزایش قدرت قلم خود هستند و می‌خواهند نویسنده‌ای صاحب قلم شوند، وقتی کتاب‌ها را مطالعه می‌کنند نمی‌توانند از محتوای آن استفاده کافی را ببرند و بیشتر به دنبال سبک نوشتار نویسنده هستند. 

این نحوه از مطالعه را دیگر نمی‌توان گفت مطالعه، چرا که تو مطالب علمی را از دست می‌دهی!

مانند آن است که بر سرسفره‌ای مهمان باشی و سفره‌آرایی آنقدر تو را به خود جذب کند که از غذای آن بی‌بهره بمانی٬ تا حدی که داد میزبان درآید که من این همه سفره‌آرایی کردم تا تو بیشتر از این کباب‌ها میل کنی.


دوستان عزیزم برای اینکه گرفتار این مشکل نشویم، لازم است گاهی هم به جای نویسنده بودن، آدم باشیم؛

یعنی مطالعاتی داشته باشیم برای دل خودمان، نه برای آن که قلم خود را قوی کنیم.

و بهترین نحوه آن مطالعات مناسبتی است، مثلا در حال حاضر که در ماه مبارک رمضان هستیم، باید برای دل خودمان کتاب‌هایی در مورد روزه و این ماه بخوانیم. و یا به هر مناسبت دیگری کتابی به خاطر دلمان به دست بگیریم. و از خوبی‌های تقویم ما ملو بودن از مناسبت‌ها است؛ از قمری بگیر تا شمسی و میلادی.


به نظرم این سبک از مطالعه، یعنی مطالعه مناسبتی برای دل خود، باید تا پایان عمر همنشین ما باشد.


دو کتابی که در این ماه مبارک خواندم از این قرار است:


۱. روزه دریچه‌ای به عالم معنا (دانلود و آشنایی بیشتر در اینجا)


۲. رمضان دریچه رؤیت (دانلود و اطلاعات بیشتر در اینجا)




شما هم کتاب‌هایی که به مناسبت ماه رمضان خوانده‌اید به من معرفی کنید!

و یا به هر مناسبت دیگر


۹۷-۳-۱۳ ۳ ۲ ۸۲

۹۷-۳-۱۳ ۳ ۲ ۸۲



آلکسی تولستوی در کتاب رسالت زبان و ادبیات می‌گوید :

        باید در وجود یک نویسنده در آن واحد، یک متفکر و یک هنرمند و یک نقاد با هم مشغول کار باشند، وجود یکی کافی نیست.


ادمه‌اش را از زبان من بشنوید :

       متفکر عقل را متقاعد می‌کند ولی هنوز دل مانده است برای همراهی دل و اعتقاد آن هنرمند دست به کار می‌شود.

               نقّاد هم آن سنگ دل است که کار متفکر و هنرمند را بررسی می‌کند که هیچ کدام افراط و تفریط نکنند.


ای نویسنده محترم! 

   تو علاوه بر متقاعد کردن عقل به اعتقاد قلب هم نیاز داری، پس استدلالی خشک برخورد نکن.

            و همچنین حواست باشد که در هنگام گفت‌گو با قلب، عقل را از یاد نبری که در آن صورت قلب همراهیت نمی‌کند و اگر هم چند قدمی با تو راه آمد، بدان که به زودی رفیق نمیه‌راه می‌شود.




۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷

۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۷



برای تبدیل علاقه به مهارت، یادگیری و تمرین لازم است!


این جمله بُلد شده یک اصل لازم است که همه به آن علم داریم؛ اما نمی‌دانم چرا وقتی پای عمل به میان می‌آید، همه منکر آن می‌شویم؟؟!!!


چرا همیشه با اولین شکست‌ها عقب نشینی می‌کنی؟؟

تو تازه چند سالی است که وبلاگ‌نویس شده‌ای، پس توقع نداشته باش که به این زودی‌ها مانند جمال‌زاده، یا شریعتی ویا مرحوم جلال و یا ... به راحتی بتوانی قلم به دست بگیری!

اصلا وبلاگ‌نویسی از سال ۱۳۸۰ در ایران آمده است، اگر تو از همان ابتدا هم مشغول این حرفه بوده باشی در حال حاضر تو ۱۷ سال است که وبلاگ‌نویسی کرده‌ای و تنها باید توقع داشته باشی که در وبلاگ‌نویسی خبره شده باشی، نه در نویسندگی.


اگر در این ۱۷ سال، کنار وبلاگ‌نویسی، نویسندگی را آموخته بودی و تمرین کرده بودی؛ مهارت قلم به دست گرفتن را هم درکنار وبلاگ‌نویسی در وجودت احساس می‌کردی.


هرچند وبلاگ‌نویسی راه خیلی خوبی برای افزایش قدرت قلم است، ولی برای نویسنده شدن کافی نیست!



۹۷-۳-۱۱ ۱ ۲ ۸۱

۹۷-۳-۱۱ ۱ ۲ ۸۱



وقتی در اینجا از روژان سخن به میان آمد، یک نکته‌ی دیگری هم باید اشاره می‌کردم که چون نمی‌خواستم با طولانی نویسی و دو توصیه در یک پست سر‌شما عزیزان را به درد بیاورم از آن صرف‌نظر کردم، ولی هرچه سعی کردم از ذهنم بیرون نرفت که نرفت.


تصمیم گرفتم از آن بنویسم تا آن را با شما هم  در میان گذاشته باشم.


در مصاحبه از روژان پرسیده بودند که : چه کتاب‌هایی دوست داری؟


جواب روژان :

"کتاب‌های داستانی و آن کتاب‌هایی را که در آن برای یک نفر اتفاقات مختلفی می‌افتد. مثلا درباره مدرسه‌اش، درسش یا ... کتاب‌های تاریخی و علمی را هم دوست دارم. من کتاب‌های زیادی در خانه‌ دارم که همه را در یک کتابخانه بزرگ در اتاقم جا داده‌ام. در این کتابخانه 800 جلد کتاب از کتاب‌هایی که دوست دارم، جمع شده است." (می‌توانید مصاحبه را در اینجا ببینید)


دوستی با کتاب‌ از موثر‌ترین راه‌ها است برای موفقیت یک نویسنده جوان !

هم باید کتاب خواند، و هم باید کتابخانه‌ای شخصی داشت و هم باید برای کتاب هزینه کرد.

نمی دانم چرا بعضی‌ها از اینکه کتاب‌هایشان زیاد شود، می‌ترسند.

اصلا همین که کتاب‌هایت را نگاه کنی حس مطالعه برای تو به وجود می‌آید، و چه چیزی بهتر از مطالعه برای نویسنده سراغ دارید؟؟!!!


۹۷-۳-۰۷ ۱ ۲ ۷۶

۹۷-۳-۰۷ ۱ ۲ ۷۶



دیروز به کتاب فروشی رفته بودم،‌ در بین کتاب‌ها پرسه می‌زدم و با آن‌ها عشق بازی می‌کردم که چشمم خورد به یک کتاب در موضوع نویسندگی، کتاب کوچکی بود قطعه جیپی و حدود ۱۰۰ صفحه داشت و ترجمه‌ای بود از یک نویسنده خارجی.

قیمت کتاب را که دیدم از خریدنش منصرف شدم، ولی گفتم بگذار تورقی بکنم، شاید نظرم عوض شد و خریدمش.


اولین جمله‌ای که چشمم را به خود جلب کرد و فکرم را مشغول خودش کرد، آنقدر بر دل نشست که تصمیم گرفتم این حال خوش را با ادامه ندادن تورق کتاب حفظ کنم!

و آن جمله این بود : تنها وقتی می‌نویسم، فکر می‌کنم !


آن قدر احساس یگانگی با این جمله به من دست داد که همان موقع در ذهنم برعکس این جمله را هم نوشتم؛ اینکه حتی وقتی می‌خواهم عمیق فکر کنم می‌نویسم!



آیا شما هم چنین رابطه تنگاتنگی بین نوشتن‌تان و فکر کردن‌تان هست؟

اگر جواب مثبت است، پس چه دلیلی بهتر از این‌برای نویسندگی؟

بنویس تا فکرت باز شود

یا فکر کن تا بنویسی


۹۷-۳-۰۴ ۰ ۳ ۶۱

۹۷-۳-۰۴ ۰ ۳ ۶۱


۱ ۲

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!