تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «نویسندگان» ثبت شده است


تردید خاصی برای انتشار این مطلب داشتم، ولی وقتی دیدم که حتی بعضی از دوستان قلم به دست در این فضای مه‌آلود اطلاعی از این روز در تقویم ندارند و مطلبی منتشر نکرده‌اند، مصمم شدم که به حرمت قلم باید دست به کیبرد بشویم.


از این که روزی را در تقویم به نام پدیده‌ای ثبت کنیم و سالی یک‌بار اگر شد، آن را گرامی داریم متنفرم!

حکم همایش‌هایی را دارد که بعد از مرگ یک شخصیت بزرگ از او تقدیر می‌کنند. قبل از فوت او آنقدر مانع تراشی می‌کنند که بی‌ربط به نزدیک شدن اجل او نیست، آن وقت ... چه بگویم ...

و یا مثلا همایش‌های مبتذل اخلاقی که برگزار می‌شود.


وقتی یک روز را در تقویم به نام قلم و یا هر چیز دیگری ثبت کردیم، به خود افتخار می‌کنیم که حقش را ادا کردیم و دیگر وقت استراحت است.

نمی‌خواهم بگویم اولویت با قلم است که دوستانی بیاند و من را  مؤاخذه کنند که مردم در گرانی دست و پا می‌زنند و یا در بی‌آبی غرق تشنگی‌ هستند و یا اینکه سکه فلان شد و دزدی چقدر زیاد است و تو به قلم می‌پردازی؟؟!!!


ولی هرکس در هر حرفه‌ای که مشغول است، ظلم‌ها و ستم‌های به آن حرفه‌ را بیشتر درک می‌کند و در دفاع از آن به پا می‌خیزد؛ و من ظلم‌های مسئولین به قلم و اهل قلم را از نزدیک لمس کرده‌ام و چشیده‌ام و لذا برخود لازم می‌دانم که نه تنها گله‌مند باشم، بلکه این موضوع را به مطالبه عمومی تبدیل کنم.


در غم ما روزها بیگاه شد *** روزها با سوزها همراه شد

در نیابد حال پخته هیچ خام  *** پس سخن کوتاه باید والسلام


بیایید به مناسبت امروز و برای گرامی‌داشت تمام قلم دوستان و قلم به دستان و تمامی نویسندگان و خبرنگاران و ویراستاران و هر آنکس که عشق به این حرفه دارد قسمتی از کتاب بلند بگو آزادی اثر مصطفی محمدی را با هم مرور کنیم:

صفحه‌ی ۱۶ این کتاب را باز کنید و با من بخوانید؛ و اگر اشکی جاری شد مانعش نشوید!


شعار و تظاهرات و هیاهوی خیابانی هم هست که مبارزه را علنی و رسمی می‌سازد. ولی هنگامی که سلاحِ اندیشه توی دست می‌گیری تا با قلم و زبانت افکار پلید را نشانه بروی، دشمن بیشتر به هراس می‌افتد تا زمانی که تفنگ به دوش آویخته و برابرش ایستاده باشی.

تفنگ را که از دست بدهی، خلع سلاح می‌شوی؛

ولی سلاح اندیشه را کسی نمی‌تواند ازت بدزدد.

همین سبب می‌شود تا لحظه‌ای که تو را خاموش یا نابود نسازند، از پا ننشینند.


۹۷-۴-۱۴ ۹ ۳ ۹۳

۹۷-۴-۱۴ ۹ ۳ ۹۳



من نویسنده‌ای می‌شناسم که خانه‌اش در ندارد، لذا مجبور است از درب وارد شود!

با هیچ چیز موافقت نمی‌کند، اما همه چیز را مورد موافقت قرار می‌دهد!

او وقتی به بازار می‌رود چیزی نمی‌خرد، بلکه خریداری می‌کند!

برای کشته‌شدگان بیشتر از کشتگان گریه می‌کند!

به قتل رسیدن را بر کشته شدن ترجیح می‌دهد!

پذیرفته‌شدگان را خوشبتر از پذیرفتگان می‌داند!


بله درست حدس زدید، این نویسنده محترم دچار گرایش به گونه‌ای از بیماری به نام حشو نویسی است.

او آن قدر با مخاطب خود احساس راحتی و صمیمیت نمی‌کند که حتی مجبور است به جای کلمه‌ی " من " کلمه‌های " اینجانب، نگارنده، راقم این سطور" استفاده کند.

وبلاگ‌نویسان باید خدا را شکر کنند که اکثرشان اهل این‌گونه کلمات اضافی نیستند!


یادآوری:

این درازنویسی و حشوگویی وقتی بد است که شیوه و سیره نویسنده شود، وگرنه استفاده‌ی هر ازگاهی اشکال ندارد.

و ناگفته نماند که در بعضی از نوشته‌ها باید کمی از صمیمیت بین خود و مخاطب را کم کرد!


۹۷-۴-۰۱ ۱ ۴ ۵۸

۹۷-۴-۰۱ ۱ ۴ ۵۸


کتاب‌هایی که قلم آدمی را تقویت می‌کند بسیار است؛ امّا من قصد ندارم کتاب به شما معرفی کنم(به وقتش کتاب هم معرفی می‌کنم!)

بنظرم نویسنده‌ای که تمام آثارش قدرت قلم شما را زیاد کند کم است. 

       می‌خواهم دو نویسنده به شما معرفی کنم که این ویژگی در آن‌ها بارز است.

    به نظرم برای کسی که می‌خواهد نویسنده شود و در این حرفه سخنی برای گفتن داشته باشد باید تمام آثار این دو نویسنده را بخواند.


شهید آوینی و مرحوم جلال آل‌احمد، 

     بله آثار این دو بزرگوار است که برای خواننده، قدرت قلم به ارمغان می‌آورد.


نه تنها قدرت قلم، بلکه قدرت تکلّم و سخنوری را هم اگر می‌خواهید آثار این بزرگواران را از دست ندهید.


۹۷-۲-۲۷ ۰ ۳ ۱۱

۹۷-۲-۲۷ ۰ ۳ ۱۱


سید مهدی این متولد تهرانی از آن‌هایی است که با دیپلم ریاضی، نویسنده شد!

          آن هم چه نویسنده‌ای؛ کسانی که با آثارش آشنا هستند می‌فهمند چه می‌گویم.

انتشارات نیستان که دیگر برای تمام کسانی که به نوشتن به صورت جدی فکر می‌کنند نامی بسیار آشنا است؛ که این انتشارات توسط این نویسنده ارجمند تأسیس شد.

او هم به فکر بزرگسالان بود و هم به فکر کودکان و این یک هنر است که برای هر دو رده سنی بنویسی و آن هم نوشته‌های آن‌چنان بزرگ و البته آثار منتشر شده ایشان زیاد است که قصد نام بردن آن‌ها را ندارم.


این هم از جمله معروف او :

        اگر ما از ذخایر فرهنگی و هنری کشورمان استفاده نکنیم، پیش و بیش از آن که آنها متضّرر شوند، ما دچار خسران و زیان می‌شویم.


برای شناخت شناسنامه‌ای و زندگی‌نامه و آثار ایشان به اینجا مراجعه کنید!

این هم آدرس انتشارات نیستان .


وبلاگ شخصی سید مهدی شجاعی که قطعات ادبی و مناجات‌های دلنشینی دارد آخرین بروزرسانی‌اش شهریور ۸۸ است.

با این آدرس : http://smshojaee.blogfa.com


فیلم کامل حضور سید مهدی شجاعی در برنامه کتاب باز در اینجا


پستی از کتاب پدر، عشق و پسر استاد سیدمهدی‌شجاعی در این وبلاگ



امّا نکته قابل توجه زندگی ایشان چاپ اولین کتاب در ۲۰ سالگی است.

اگر ۲۰ سالگی را رد کرده‌اید ناامید نشوید.


۹۷-۲-۲۶ ۰ ۳ ۱۵

۹۷-۲-۲۶ ۰ ۳ ۱۵



اگر قرار باشد نوشته‌ای بنویسید و مطمئن باشید که حداقل یک نفر آن را می‌خواند، چه اندازه انگیزه می‌گیرید ؟

حال که قطعا بیش از یک نفر آن را می‌خواند چه‌طور ؟


این فرصت برای همه‌ی شما وب‌گرد‌ها فراهم هست،

فرصت کامنت گذاشتن و نظر دادن ذیل یک پست که در یک وبلاگ گذاشته شده ...

این کار شما چندین فایده دارد، اولا که شما خلاقیت به خرج می‌دهید و نظری می‌گذارید و اطمینان دارید که حداقل یک نفر آن را می‌خواند، صاحب وبلاگ را می‌گویم و چه بسا که افراد بیشتری نظر شما را بخوانند....

دوما این که انگیزه‌ای به نویسنده آن وبلاگ داده‌اید که کارش را ادامه دهد.

و ...


پس این فرصت تمرین نوسندگی را از دست ندهید.

من پشت این مانیتور چشم انتظار نوشته‌های شما هستم.


۹۷-۲-۲۴ ۱ ۵ ۷۷

۹۷-۲-۲۴ ۱ ۵ ۷۷


الهام ناز بسیار زیادی دارد و ناز کش آن هم کم است متاسفانه، چرا که اکثر مواقع بد وقت و بد جا رو می‌آورد....

برداشت اشتباه نشود،‌الهام خانوم محترم را نمی‌گویم ... منظورم قلیان ناخود‌اگاه است ... به زبون خودمونی تر همون حس نوشتن هست که به سختی به آدم رو می‌آورد.


لذا همیشه باید کنارتان یک مداد و تکه‌ای کاغذ باشد ... مخصوصا می‌گویم مداد نه خود‌کار چرا که به تجربه ثابت شده که مداد وسط نوشتن سر آدم قر نمی‌آید و در هر شرایطی و مکانی قابل استفاده و کار را بنداز هستش و اگر زیر دستی نداشتید می‌نویسد .... و اگر های دیگر ...



۹۶-۱۱-۲۰ ۰ ۴ ۸۳

۹۶-۱۱-۲۰ ۰ ۴ ۸۳



وقتی افراد موفق را بشناسیم، به آینده دل‌گرم می‌شویم؛ مخصوصا اگر در زمینه‌ای باشد که به آن علاقه داریم یا درحال رشد و کسب مهارت در آن زمینه هستیم.


نوشتن یکی از پرپیچ و تاب ترین مسیر‌ها است، که مرد فیل افکن می‌خواهد، صد البته که موفقیت در هر زمینه‌ای همت می‌خواهد، اما در خصوص نویسندگی همتی دو چندان می‌خواهد. 

و حرکت در این مسیر به نیم‌نگاه‌هایی به مقصد نیاز دارد، تا ناامیدی به سراغ‌مان نیاید؛  از این‌رو لازم است که گوشه‌چشمی هم به نویسندگان داشته باشیم.

   کسی که می‌خواهد نویسنده شود باید بهترین‌های حرفه‌اش را بشناسد.


هر از چندگاهی چند کلمه در معرفی یکی از نویسنده‌ها کنار هم قرار می‌دهم، به امید آن‌که با نویسندگان بیشتر آشنا شویم، و این که من هم مجبور بشوم در مورد نویسندگان مطالعاتی داشته باشم.


البته تلاشم بر این است که اکثرشان وطنی باشند؛

 هرچند که نمی‌شود از بعضی از خارجی‌هایش گذشت !


۹۶-۱۰-۲۴ ۰ ۵ ۱۵۲

۹۶-۱۰-۲۴ ۰ ۵ ۱۵۲


ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!