تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !



در بحث خطا‌های انشایی نظرات مختلفی وجود دارد و علاوه بر این که هرکسی سخنی در این باب رانده است. فرهنگستان هم اصول و ضوابطی دارد.


در دوره‌ی راهنمایی یک قاعده‌ای می‌خواندیم که در دبیرستان عکس آن را آموزش می‌دادند؛ تکلیفشان با خودشان هم مشخص نیست یک‌دم می‌گویند فاصله بنداز و یک‌دم می‌گویند وصل کن، بعضی از کلمه‌های مرکب مانند بی‌گانه (بیگانه) را می‌گویم.


خلاصه آن که سوالی از شما دارم، مگر نه این است که ما می‌نویسیم تا پیامی را انتقال دهیم؟

اگر بهترین نحوه انتقال پیام من در نحوه‌ای از نوشتن باشد که از نظر فرهنگستان یا دیگر صاحب نظران در املا و انشا غلط اندر غلط باشد، ولی پیام من را منتقل کند،‌ اشتباه کرده‌ام؟ و مرتکب بد غلطی شده‌ام؟ و آیا باید من گنه‌کار را مجازات کنند؟


شما بگویید چه اشکالی دارد من به جای استاد‌ها بگویم اساتید؟؟؟   (که در اساتید احترامی نهفته است که در استادها نیست!)


و استفاده از لایتچسبک در مقام خودش،‌چه اشکالی دارد؟؟



سوال من این است که چرا این‌قدر دایره نویسندگی را تنگ می‌کنید که از فرط تنگی کسی دست به قلم نشود؟

اصلا گور بابای دستورزبان، من می‌نویسم که عشق کنم!

خواهشا اگر اشتباه می‌کنم شما مرا از اشتباه نجات بدهید!


۹۷-۳-۲۷ ۰ ۱ ۲۰

۹۷-۳-۲۷ ۰ ۱ ۲۰



تعریف‌هایی که از غلط انشایی شنیده‌ای بگذار کنار!

غلط انشایی یعنی آن که کلمه یا ترکیب را به گونه‌ای به کار ببریم که منظور و مراد ما را به مخاطب نرساند و یا به سختی برساند.


آنچه از این قواعد گفته‌اند بسیار زیاد است، من که عطایش را به لقایش بخشیدم!

البته نه آنکه بی‌خیال انشا شوم؛ نه، بعضی از قواعد را که احساس می‌کنم ضروری است و برای انتقال پیام به بهترین وجه نیاز است را می‌آموزم و در این وبلاگ می‌آورم برای تثبیت آموخته‌هایم.


یکی از مهمترین قواعد انشایی در تعامل با واژگان بی‌گانه است!

در استفاده از واژه‌‌های وارداتی از زبان‌های دیگر،‌ نباید در جاده افراط قدم گذاشت چنانچه نباید از خطرات دره تفریط هم غافل بود.


بعضی از واژه‌های فارسی چنان نامانوس است که هر خواننده‌ای واژه‌ی بیگانه را برآن ترجیح می‌دهد، و برخی از واژه‌های بیگانه معادل فارسی زیبایی دارند که دل کندن از آن‌ها دور از عقل و عاطفه است.


والبته بعضی از واژه‌های بیگانه آنقدر در فارسی زیاد استعمال شده است که اگر بگویم بیگانه است، تعجب می‌کنید. حتی بعضی از کلمه‌ها، در زبان فارسی معنایی غیر از معنای خود در زبان اصلی را دارند.

و بعضی از کلمه‌های فارسی چنان نامانوس است که مایه خنده و مسخره شدن است.


در این میدان باید به این نکته توجه داشت که بسیاری از معادل‌های فارسی برای یک کلمه بیگانه معنای حقیقی و تمام و کمال آن را نمی‌رساند و هرچقدر هم دست و پا بزند باز عاجز است؛ البته بیشتر در کلمه‌هایی که از زبان عربی وارد فارسی می‌شود این مشکل به وجود می‌آید، به عنوان مثال ترجمه رحمان و رحیم به معنای بخشنده‌ی مهربان یا بخشنده‌ی بخشایش‌گر غلط است،‌ اصلا نمی‌توان برای این دو کلمه معادلی در فارسی یافت که به صورت کامل معنای آن را برساند. شهید مطهری هم به این نکته اشاره می‌کنند.


توصیه برای نویسندگان جوان:

اما برای حفظ خود از خطا در تعامل با واژه‌های بیگانه، بهترین راه انس با آثار پیشینیان است؛ مانند : حافظ، سعدی، مولانا، نظامی، فردوسی و ... و اگر بیم کهنگی قلم دارید با مطالعه آثار جدید خود را در برابر آن بیمه کنید.




۹۷-۳-۲۵ ۲ ۳ ۲۹

۹۷-۳-۲۵ ۲ ۳ ۲۹



نکته اول :

برخی کلمات دو املا دارند و هر دو صحیح، بهتر است کدام را به کار ببریم ؟

  مانند : طوسی که املای فارسی آن توسی است، مانند اطاق، طالس، طپیدن، طتبور، غلطیدن و ...

راه‌کار :

بهتر است در این موارد از املای فارسی استفاده شود، مخصوصا اگر متن ادبی است.



نکته دوم:

تفاوت املای برخی کلمات به خاطر تفاوت معنوی آن کلمات است. که بهترین راه در این موارد رجوع به فرهنگ‌لغت‌های عمومی است.

  مانند : طوفان که نام یکی از حوادث طبیعی است و توفان که به معنای صفت فاعلی توفنده است.



نکته سوم:

خطا‌های املایی گاهی هم بر اثر ندانستن برخی قوانین املای در ترکیب کلمات است؛

    مانند این قاعده که الف مضموم و مفتوح وقتی میان بای تاکید و فعل قرار می‌گیرد تبدیل به (ی) می‌شود ولی در مکسور آن این تبدیل وجود ندارد.

       به طور مثال؛ بینداز درست است نه بیانداز، ویا بیفتد صحیح است نه بیافتد و ... و در کلمه‌ی بایست تغییر رخ نمی‌دهد.


۹۷-۳-۲۳ ۴ ۳ ۴۱

۹۷-۳-۲۳ ۴ ۳ ۴۱



کلماتی که ممکن است در آن‌ها خطای املایی رخ‌ دهد فراوان نیست؛ مهمترین آن‌ها را شاید بتوان این‌گونه بیان کرد:


آزوقه یا آزوغه (نه با دال ذال) - اغفال -  احترام گزاردن - استعفا (طلب معافیت) - انزجار - اهتراز - انتر (غلط آن عنتر) - باسمه تعالی - بقچه - بی‌محابا (نه بی مهابا) - توجیه (غلط آن توجیح) - ثواب (به معنای پاداش) - صواب (مخالف خطا) - پیشخان (نه پیشخوان) - هفت‌خان - جناغ- حیاط خانه - خاستگاه - خبرگزاری - زادبوم (اشتباه آن زادوبوم) - زاد ولد (غلط آن زاد و ولد) - خط مشی (نه خط و مشی) - زغال - زکام - ذوزنقه - فترت (فاصله میان دو حادثه مهم) - غدغن - سوغات - فراق (جدایی) - فراغ (رهایی) - غمض عین - معتنابه (غلط آن متنا به) - محیی الدین - مستغلات - منصوب (نصب شده) - منسوب (نسبت داده شده) - محذور (نهی شده) - محظور (ممنوع، حرام) - مرهم - هم‌طراز - غیظ (خشم) - غیض (کاهش آب) - هال (اتاق بزرگ) - هوله - وهله (نه وحله) - هلیم (نوعی غذای ایرانی)   نکته : اکثر این کلمات از کتاب بهتر بنویسیم آقای رضا بابایی است.


هر چند می‌دانم خیلی‌ها حتی از روی کلمات نخواندند، ولی من توصیه‌ام به کسانی که می‌خواهند نویسنده شوند این است که حداقل یک‌بار از روی این کلمات بنویسید، یکی از انگیزه‌های این پست و تایپ این کلمات برای خود من هم همین بود که یک بار از روی آن‌ها نوشته باشم.


اما توصیه‌ام به کسانی که از روی کلمات هم نخواندند این است که برای غلط ننوشتن حداقل یک‌بار از روی کلمات بخوانند که به چشم‌شان آشنا باشد و اگر به ناچار دست به قلم بردند آن چنان مفتضح ننویسند که مایه شرم‌ساری شود.


پی‌نوشت:

   عکس مربوط به یک ماشین تایپ قدیمی است که اگر اشتباه می‌نوشتی، کارت در آمده بود.


۹۷-۳-۲۱ ۳ ۳ ۳۶

۹۷-۳-۲۱ ۳ ۳ ۳۶



دو رکن درست نویسی املا و انشا است، و قواعد ویرایشی و تایپی کمک‌رسان است برای درست نویسی.

در املا نظر به معنا و حروف کلمات است اما در انشا نظر به نوع ترکیب و ساختار جمله و معنای ترکیبی کلمات و جملات است.


لذا کسی به کلمه‌ی " ایخدا " ایراد املایی نمی‌گیرد، بلکه از لحاظ ویرایشی غلط است.


برای تقویت املا در درست‌نویسی، اطلاعات وسیعی نیاز ندارید، بلکه انس و مطالعه زیاد آثار معتبر، زبان و قلم را بیمه می‌کند. و همچنین باید در هنگام نوشتن در مواقع تردید به فرهنگ‌نا‌مه‌های عمومی مراجعه کرد.


بعضی از غلط‌های املایی هستند که در انتقال پیام و رابطه مخاطب یا متن خلالی وارد نمی‌کند، ولی اعتماد خواننده نسبت به نویسنده از بین می‌رود!

به این‌گونه مثا‌ل‌ها توجه کنید:

برخاستن را برخواستن ، نمازگزار را نمازگذار، استعفا را استیفا، اهتزاز را احتزاز، خُرد را خورد، غلغلک را قلقلک، ناهار را نهار ننویسید، هرچند انتقال پیام و معنا صورت می‌گیرد، ولی اعتماد نویسنده به شما از بین می‌رود.


بهتر راه صیانت قلم از انواع غلط املایی:

همانگونه در قبل اشاره کردم، نه نتها باید آثار بزرگان ادب فارسی را مطالعه کنید، بلکه باید با آن‌ها انس داشته باشید.

دیدن مکرر املای صحیح یک کلمه ناخودآگاه طریق صحیح به کار بردن کلمه را در ضمیر خاطر نشان می‌کند.


یکی از هزاران مشکل شیوه کلاسیک تحصیلی ما در همین بحث املا است، کلماتی که معمولا در املای آن‌ها خطا رخ می‌دهد فراوان نیست، اما در مدارس هیچ‌گاه آموزش خود را بر این مبنا قرار نمی‌دهند که دانش‌آموزان را از گذر‌گاه کلمات پرکاربرد که امکان خطا دارند، به نحو صحیح عبور دهند؛‌ تا هم کاربرد داشته باشد و هم مسیر کوتاه باشد.


در پست‌ بعدی مهمترین کلماتی که امکان خطای املایی دارد را می‌آورم، تا هم بیاموزیم و هم ببیند که چقدر آسان است.




۹۷-۳-۱۹ ۳ ۲ ۴۳

۹۷-۳-۱۹ ۳ ۲ ۴۳



نظر کسانی که می‌گویند درست نویسی باعث صیانت زبان از گزند‌ها می‌شود، را قبول ندارم!

      مگر نه این است که زبان یک موجود زنده است؟

             موجود زنده دیگر چه‌نیازی به نگه‌داری ما دارد؟!!!

                 بله؛ بعضی از خطرات بزرگ را که متوجه زبان است با درست نویسی می‌توان دفع کرد، آن هم در جایی که زبان قدرت حفظ خود را نداشته باشد.

لذا نباید آن‌قدر در درست نویسی سخت گرفت که کسی جرأت نکند به سمت نویسندگی برود.

        نویسندگان بزرگ با آثار ارجمند خود از زبان صیانت می‌کنند، پس راه را بر نویسندگان جوان دشوار نکنید که عطایش را به لقایش ببخشند!


بعضی‌ها هم می‌گویند درست‌نویسی ضروری است برای اینکه به وحدت زبانی نزدیک شویم !!!!!

     اصلا زیبایی زبان به تنوع و گوناگونی آن است.


امّا به نظر من درست نویسی را باید یادگرفت و در نوشته‌هایمان استفاده کرد تنها برای این که مراد و مقصود خود رابه نحوه‌ی صحیح به خواننده برسانیم و مخاطب راحت‌تر با نوشته‌ی ما انس بگیرد.

            همین و بس !

                 لذا به عقیده من فراگیری درست نویسی تا همین حد کافی است.


پست‌هایی که در آینده در موضوع  "درست‌نویسی" در وبلاگ منتشر می‌شود تماما با این هدف است. و اگر هم حوصله ندارید که باهم مطالب درست‌نویسی را بیاموزیم و می‌خواهید هرچه زود‌تر فرابگیرید و به کار ببندید، کتاب استاد ابوالحسن نجفی تحت عنوان غلط ننویسیم را به شما پیشنهاد می‌کنم.

    البته حواس‌تان باشد با همین هدفی که گفتم مطالعه کنید.


نکته ضروری :

صرف یادگیری قواعد درست‌نویسی فایده‌ای ندارد!  درست‌نویسی باید برای شما ملکه شود.

برای این‌که این قواعد در ذهن شما ماندگار شود و تبدیل به ملکه ذهنی شود، باید قواعد را کاربردی بیاموزید و تجربه کنید؛ یعنی پس از فراگیری یک دوری کلی قواعد باید دست به قلم شوید و در هر مقام و مجرای قاعده اگر حضور ذهن به آن نکته درست‌نویسی ندارید، به آن رجوع کنید. لذا توصیه می‌کنم از قواعد خلاصه برداری کنید تا در هنگام رجوع راحت باشید.



۹۷-۳-۱۷ ۰ ۴ ۲۸

۹۷-۳-۱۷ ۰ ۴ ۲۸



وقتی در هنگام نوشتن مخاطب خود رادر نظر می‌گیری، نوشته‌ات فرم و غالب خاصی به خود می‌گیرد، حتی تا حد هویت بخشی به نوشته پیش می‌رود.

توصیه عمومی در تصور مخاطب در هنگام قلم به دست گرفتن،‌ فرض مخاطب با ویژگی‌های زیر است:

۱. باهوش   ۲. منتقد   ۳. منصف    ۴. آشنایی با نویسنده


و هرقدر که شمار مخاطب فرضی کمتر باشد، از آن رو که ناخواسته احساس صمیمیت بیشتری به وجود می‌آید، کار نوشتن راحت‌تر است و نوشته‌ای ساده و بی پیرایه از آب در می‌آید.

     برخلاف وقتی که تعداد مخاطبان زیاد توهم شود،‌ که قلم لکنت به خود می‌گیرد و ما را دچار مصنوعی سازی می‌کند.

تصور مخاطب واحد نوشتن را لذت بخش می‌کند و قدرت جذب بالایی در نوشته ایجاد می‌کند، چنان‌چه می‌بینید نامه‌های خصوصی که منتشر می‌شود خوانندگان بسیاری دارد؛ به عنوان مثال نامه‌های ابراهیم نادری به همسرش را دیده‌اید ؟؟


پیشنهاد من در این زمینه :

گاهی مناسب‌ترین مخاطب خود نویسنده است !

وقتی خودت مخاطب و خواننده نوشته خودت باشی،‌ نوشته تو تبدیل به گفتگویی صریح و بی‌پرده می‌شود و صداقت در قلمت موج می‌زند و توانایی ذهنی نویسنده را به صورت جهشی رشد می‌دهد.


وقتی برای خودت می‌نویسی؛ 

زیاده گویی نمی‌کنی.

خواننده را دور نمی‌زنی.

فخر فروشی نمی‌کنی.

از بحث اصلی دور نمی‌شوی.

دروغ و ریا نوشته‌ات را سست نمی‌کند.

و .......


و از بهترین راه‌ها برای جلوگیری از اینکه مقاله علمی به انشاء تبدیل نشود همین خود مخاطبی است. وجدان خودت دائما مراقب قلم تو است.


آفت خود مخاطبی :

وقتی نوشته‌ را برای خودت بنویسی،‌ به خاطر آن ارتباطی که با فهم مطلب داری احساس می‌کنی راحت قابل فهم است، لذا اهتمام به جمله بندی نداری و توجهی به قواعد نگارش و نشانه‌گذاری فنی نمی‌کنی و ممکن است جملاتت ربط منطقی نداشته باشد.


برای رفع این مشکل؛ نوشته خود را بعد از تمام شدن، با نگاه شخص سوم بخوانی !



۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۲۵

۹۷-۳-۱۵ ۰ ۴ ۲۵



چند راه‌کار و روشی که از مطالعه آثار نویسندگان موفق به دست آوردم از این قرار است :


۱. پرهیز از تکرار :

        در غیر ضرورت دوباره گویی نکنید! اثر قبلی را هم از بین می‌برد.

             اگر نوآوری در محتوا ندارید، حداقل شیوه بیان را نو کنید و تغییر دهید.


۲. بین خواننده و شنونده فرق بگذارید:

         مخاطب اگر شنونده باشد توقعاتی دارد، که اگر هم‌او خواننده باشد خواسته‌هایش تغییر می‌کند.

           پس ای کسانی که هم در فن سخنوری وهم فن قلمسرایی دست دارید؛ 

           به این نکته توجه کنید که در دو مقام هستید و مخاطب شما هم در دو مقام است.


۳. سادگی در نوشته



۴. بهترین زبان نوشته، زبان معیار است!

           زبان معیار فاصله میان نویسنده و خواننده را کم می‌کند.

           لازمه‌ی داشتن قلم زبان معیار، مطالعه آثار معاصران خود است. شعر نو هم برای این منظور بد نیست.


۵. اگر موارد دیگر یافتم برای‌تان می‌نویسم ... شما هم اگر چیزی یافته‌اید در نظرات آن را با دوستان‌تان تقسیم کنید!


۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۳۸

۹۷-۳-۱۳ ۲ ۲ ۳۸



امروز می‌خواهم از یکی از آفات نویسندگی برای‌تان بگویم، البته این خطر بیشتر نویسندگان جوان را تهدید می‌کند.


با یکی از دوستانم که از سخنرانان مشهور است گفتگو می‌کردیم، او از دست خود گله داشت که وقتی سخنرانی کسی را گوش می‌دهد، اصلا نمی‌تواند روی محتوای آن تمرکز کند و تمام توجه‌ش به سبک و روش سخنران و نحوه‌ی ورود و خروج است. 


در همان زمان این فکر به ذهنم آمد که بسیاری از کسانی که به فکر افزایش قدرت قلم خود هستند و می‌خواهند نویسنده‌ای صاحب قلم شوند، وقتی کتاب‌ها را مطالعه می‌کنند نمی‌توانند از محتوای آن استفاده کافی را ببرند و بیشتر به دنبال سبک نوشتار نویسنده هستند. 

این نحوه از مطالعه را دیگر نمی‌توان گفت مطالعه، چرا که تو مطالب علمی را از دست می‌دهی!

مانند آن است که بر سرسفره‌ای مهمان باشی و سفره‌آرایی آنقدر تو را به خود جذب کند که از غذای آن بی‌بهره بمانی٬ تا حدی که داد میزبان درآید که من این همه سفره‌آرایی کردم تا تو بیشتر از این کباب‌ها میل کنی.


دوستان عزیزم برای اینکه گرفتار این مشکل نشویم، لازم است گاهی هم به جای نویسنده بودن، آدم باشیم؛

یعنی مطالعاتی داشته باشیم برای دل خودمان، نه برای آن که قلم خود را قوی کنیم.

و بهترین نحوه آن مطالعات مناسبتی است، مثلا در حال حاضر که در ماه مبارک رمضان هستیم، باید برای دل خودمان کتاب‌هایی در مورد روزه و این ماه بخوانیم. و یا به هر مناسبت دیگری کتابی به خاطر دلمان به دست بگیریم. و از خوبی‌های تقویم ما ملو بودن از مناسبت‌ها است؛ از قمری بگیر تا شمسی و میلادی.


به نظرم این سبک از مطالعه، یعنی مطالعه مناسبتی برای دل خود، باید تا پایان عمر همنشین ما باشد.


دو کتابی که در این ماه مبارک خواندم از این قرار است:


۱. روزه دریچه‌ای به عالم معنا (دانلود و آشنایی بیشتر در اینجا)


۲. رمضان دریچه رؤیت (دانلود و اطلاعات بیشتر در اینجا)




شما هم کتاب‌هایی که به مناسبت ماه رمضان خوانده‌اید به من معرفی کنید!

و یا به هر مناسبت دیگر


۹۷-۳-۱۳ ۳ ۲ ۵۶

۹۷-۳-۱۳ ۳ ۲ ۵۶



آلکسی تولستوی در کتاب رسالت زبان و ادبیات می‌گوید :

        باید در وجود یک نویسنده در آن واحد، یک متفکر و یک هنرمند و یک نقاد با هم مشغول کار باشند، وجود یکی کافی نیست.


ادمه‌اش را از زبان من بشنوید :

       متفکر عقل را متقاعد می‌کند ولی هنوز دل مانده است برای همراهی دل و اعتقاد آن هنرمند دست به کار می‌شود.

               نقّاد هم آن سنگ دل است که کار متفکر و هنرمند را بررسی می‌کند که هیچ کدام افراط و تفریط نکنند.


ای نویسنده محترم! 

   تو علاوه بر متقاعد کردن عقل به اعتقاد قلب هم نیاز داری، پس استدلالی خشک برخورد نکن.

            و همچنین حواست باشد که در هنگام گفت‌گو با قلب، عقل را از یاد نبری که در آن صورت قلب همراهیت نمی‌کند و اگر هم چند قدمی با تو راه آمد، بدان که به زودی رفیق نمیه‌راه می‌شود.




۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۵

۹۷-۳-۱۱ ۰ ۳ ۴۵


۱ ۲ ۳ ۴ ۵

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

قلم، آن دست‌مایه سوگند خدا، از علایق شخصی من است!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!