تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
برای بهتر نوشتن، قلم را بهتر به دست بگیر !


توی این فضای گنگ شبکه‌های اجتماعی،وبلاگ‌ گردی می‌تونه چیز‌های خوبی یادمون بده.

برای نمونه امروز به معرفی یک کتاب توسط یک وبلاگ برخوردم که به شما هم پیشنهادش می‌کنم (اینجا کلیک کنید) 



سعی کنید قصه‌گو خوبی باشید؛ یعنی به عنوان یک راوی روی نوشتن متمرکز شوید. به صورت حرفه‌ای آنچه مخاطب‌تان نمی‌داند بگویید و یا آنچه ندیده را نشانش دهید. این کار سختی آنچنانی هم ندارد؛ کافی است خود را یک راهنمای تور گردشگری تصور کنید،‌البته مواظب باشید از این‌ راهنما‌های حرّاف حوصل سربر بدون علم نشوید؛ بلکه از آن دوست داشتنی‌ها شوید ... شما از قصه‌گویی‌های مادربزرگتان خسته می‌شدید؟ مشخص است که نه؛ چون آن‌ها کارشان را حرفه‌ای انجام می‌دهند و این در ذات‌شان است و قصه‌گویی باید در ذات نویسنده نهادینه شود.
هر قصه‌ی خوب باید در عقل و قلب با هم تاثیر بگذارد، و ۸۰ درصد این نحو از تاثیرگذاری روی دوش راوی است، مابقی روی برعهده اصل جریان و حادثه است.
نویسنده هم باید با هنر قصه‌گویی هم قلب را و هم عقل را تحت تاثیر قرار دهد و زمینه هر چه بیشتر اقناع مخاطب را فراهم کند.


من عاشق وبلاگ‌نویسی هستم؛‌ و زمانی که وبلاگ‌نویسی می‌کنم رشد و بزرگ شدن را در خودم احساس می‌کنم.
و این طبیعی است که چیزی که شما را رشد می‌دهد و بزرگ‌تان می‌کند عاشق‌ش می‌شوید؛ به خصوص وقتی که برای خودتان محسوس است. فکر می‌کنید چرا عاشق پدر و مادرمان می‌شویم؟ نمی‌گویم شما هم بیایید وبلاگ‌نویسی کنید و معشوقه شما نویسندگی باشد؛ ولی باید یک چنین چیزی در زندگی‌تان داشته باشید و در آن مسیر قدم بردارید و به سوی موفقیت بروید.
وقتی در مسیر علاقه و استعداد‌تان قدم می‌زنید، از سختی‌های مسیر هم لذت می‌برید، یادگیری در این زمینه مثل خوردن یک ناهار لذیذ برای‌تان لذت بخش است و دیگر از کتاب خواندن خسته نمی شوید. و تمرین کردن در این راه برای‌تان مثل عشق بازی با دلبر است. کسی هم هست که از عشق‌بازی با دلبر خسته شود؟


اثر هنری هر چه بی‌واسطه‌تر باشد، موثر‌تر است! و این شامل نوشته هم می‌شود؛ مگر نویسنده دانشمندی نیست که از هنر قلم خوب استفاده می‌کند؟
پس نویسنده هم باید واسطه‌گری خود را در نوشته از بین ببرد تا مخاطب با یک تجربه دست اول روبه‌رو شود و تحت تاثیر قرار گیرد. وقتی تجربه‌ای دست اول روبه‌روی آدم بنشیند، معجزه به پا می‌شود. نویسنده نباید معجزه کند، بلکه اصلا باید پای خود را از نوشته بیرون بکشد تا معجزه خود برای مخاطب رخ دهد.
یک نویسنده هیچ‌گاه نباید دنبال شهرت باشد، هرچند در مسیر نویسندگی کمک حال او است، ولی نباید خود به دنبال آن باشد. وقتی تو او را رها کردی خودش به دنبال تو می‌آید. این خصوصیت تمام چیز‌های این دنیا است، باید به آن پشت کنی تا خودش منت تو را بکشد.
وقتی تو به در جستجوی شهرت باشی از چشم مخاطبان می‌افتی؛ پس باید سعی کنی خودت را از نوشته بیرون بکشی؛ و آن‌گاه اگر خوب بنویسی شهرت هم برایت فراهم می‌شود.


پی‌نوشت عکسی : وقتی یک نویسنده دنبال شهرت باشد،‌ مانند کودکی می‌شود که می‌خواهد جلب توجه کند


 اگر می خواهید نویسنده‌ای موفق باشید سعی کنید مانند جمله‌ای که در متن جای خوبی پیدا کرده است، نویسنده‌ای جا افتاده باشید.
دیده‌اید بعضی جملات در یک نوشته چقدر خوب جای خود نشسته‌اند؟ احساس می‌کنید که اگر این جمله جایی دیگر در این نوشته می‌آمد و یا حتی در نوشته‌ای دیگر می‌آمد همه‌ چیز را خراب می‌کرد.
برای موفقیت در نویسندگی هم باید جا افتاده شوید؛ بنابراین به این زودی‌ها منتظر موفقیت نباشید و موفقیت در نویسندگی کمی مسیر طولانی دارد.
و برای آن که بفهمید جای شما کجا است باید بنویسید، زیاد هم بنویسید، در موضوعات و قالب‌های مختلف، با ژست‌های مختلف و گاهی متضاد.


وقتی می نویسی؛ این تو هستی که آدم‌ها، موقعیت‌ها و حادثه‌ها را خلق می‌کنی. پس در عالم نوشته‌های خود خوب خالقی باشید! اصلا بایید از خدا یاد بگیرید که چگونه خلق کنید.
یکی از دلایلی که من به نویسندگی عشق می‌ورزم همین است که من هم می‌توانم خودم را شبیه خدا کنم؛ وقتی می‌بینی در مسیری به سوی تشبّه به خدا هستی،  حس خوبی به تو دست می‌دهد. و اگر تو هم به این حس خوب دست بدهی، کافی است تا انتهای موفقیت بروی.

ببین خدا هم زیبا خلق می‌کند هم زشت٬ تو هم باید در نوشته‌ات زیبا و زشت را کنار هم بگذاری تا نوشته‌ات مانند این عالم زیبا شود، ببین چه نظم و پیوستگی منطقی در دنیا خود‌نمایی می‌کند؛ نوشته‌های تو هم باید اینگونه باشد.
پس لازم است که به اطراف خود نگاه کنید و در همین دنیا زندگی کنید تا بیاموزید که چگونه خلق کنید.


ژورنالیسم به زبان فرانسوی یا روزنامه‌نگاری به زبان شیرین خودمان، یک رشته‌ای است که اگر موفقیت در نویسندگی را می‌خواهی باید کمی از آن سر در بیاوری!
برای بلاگ‌نویس که از نان شب هم واجب‌تر است؛ اگر می‌خواهید در وبلاگ‌نویسی موفقیت کسب کنید، قبل از آنکه به فکر دامنه شخصی و قالب وبلاگت باشی، به فکر یادگرفتن روزنامه‌نگاری باش!

شما اگر نگاهی به روزنامه‌ها و مجلات و سایت‌های اخبار داشته باشید، قدرت جذب و کشش قلم یک روزنامه‌نگار را احساس می‌کنید. و هر نویسنده‌ای به این جذاب نوشتن نیاز دارد، و از لوازم ضروری وبلاگ نویسی است.
حتی اگر نویسنده‌ای باشی که تخصصی می‌نویسد باز هم به قلم جذاب نیاز داری. اگر بهترین و بالاترین علم را هم داشته باشی اگر با قلم جذاب آن را انتقال ندهی با مرگ تو، آن‌هم می‌میرد.

یکی از قسمت‌های مهم وبلاگ‌نویسی، انتخاب تیتر و عنوان پست است که با یادگیری روزنامه‌نگاری در این زمینه حرفه‌ای می‌شود و اگر کسی چشمش به تیتر پست‌ شما بخورد محال است که نخوانده رها کند.

پست آشفته‌ای شد ولی اشکالی ندارد؛ از این فرصت تابستان هم که شده استفاده کنید و کمی روزنامه‌نگاری بیاموزید. حتی اگر به دوره‌ی آموزشی دسترسی ندارید، از فضای مجازی استفاده کنید!


گفت‌وگو و ارتباط با مردم از مهم‌ترین عوامل موفقیت در نوسندگی است!
تو برای مردم می‌نویسی وقتی که زبان حرف زدن آن‌ها را بلد نباشی، چه می‌خواهی بنویسی؟ اصلا بنویسی هم فکر می‌کنی می‌خوانند؟ خود تو تا وقتی با نوشته‌ای احساس همزاد پنداری نکنی و یا با نوشته ارتباط نگیری چشمت به خواندش می‌رود؟

بعضی وقت‌ها لازم است که از وسایل حمل و نقل عمومی استفاده کنید و با گپ وگفت با کنار دستی‌تان چیز‌های جدید یاد بگیرید، انرژی بگیرید، روح و روانتان شاداب شود و اگر چیزی در چنته دارید یاد بدهید. گاهی اوقات باید اتومبیل شخصی را کنار بگذارید و در تاکسی یا اتوبوس واحد و یا مترو از گفت‌وگو لذت ببرید مانند وقتی که در جاده راهنما می‌زنید و در شانه جاده با یک چای از منظره لذت می‌برید.
تا وقتی که حاضر نیستید وقت بیشتری برای ارتباط با مردم بگذارید، از یادگرفتن خیلی چیزها محروم می‌شوید. 
اگر از مترو استفاده نکنی و از ماشین شخصی و یا آژانس دل نکنی، علامه دهر هم که باشی، نمی‌توانی حرفت را به مردم انتقال بدهی؛ تو زبان مردم را یاد نگرفته‌ای.



وبلاگ‌خوانی یکی از علایق من است، خواندن دوستانی که در حال رشد و رسیدن به موفقیت هستند برایم هیجان انگیز است و یکی از راه‌های ایجاد حس نوشتن را در وبلاگ‌خوانی می‌دانم و سعی می‌کنم در این عرصه به روز باشم، هرچند در چالش‌های وبلاگی شرکت نمی‌کنم ولی از دنبال کنندگان پرپا قرص این چالش‌ها هستم.
وبلاگ‌خواندن روح روانم را تازه می‌کند وقتی قلم زورش می‌آید برایم برقصد، وبلاگ‌خوانی حکم آهنگ بندری را دارد و قلم را در میدان کاغذ به رقص می‌آورد.
امّا هر وبلاگی هم آدم را سر کیف نمی‌آورد، اگر یک پست از وبلاگی مرا به وجد بیاورد تا وقتی که ذوق مرا کور نکرده است مطالب آن را پی‌گیری می‌کنم.
وقتی یک پست افتضاح و یا کپی شده از یک وبلاگ بخوانم دوباره به همین راحتی‌ها به آن وبلاگ سر نمی‌زنم.

امّا یکی از مشخصه‌‌های وبلاگ‌های که دنبال می‌کند خلاقیت است.
نه فقط صرف خلاقیت در نوشتن و مطالب، این که بدیهی است و اگر نوشته‌ای خلاقانه نباشد ارزش دنبال کردن ندارد؛
خلاقیت در خود وبلاگ را می‌گویم؛ خلاقیت در عکس‌ها، تییتر‌ها، عنوان کلی وبلاگ، کلمات کلیدی، عنوان‌های صفحات جداگانه یا همان تیتر‌‌های بالای وبلاگ، موضوعات، پیوند‌ها، قالب و ظاهر
خلاصه آن که خلاقیت در جذب و حفظ مخاطب نقش مهمی دارد. شما برای افزایش خلاقیت ذهن و قلم‌تان چه کار‌هایی انجام می‌دهید؟


در این دوران که انستاگرام رواج فراوانی یافته است و ذهن مردم فوق العاده تصویری شده است و به همین راحتی‌ها حوصله خواندن متن پیدا نمی‌کند، بلاگرها باید زرنگ باشند و در پست‌های خود از تصاویر حرفه‌ای استفاده کنند.

فهم بصری که در تصاویر موجود است نه تنها جذب مخاطب می‌کند بلکه در تفهیم متن شما کمک دهنده‌ای واقعی و فوق تصور است.
وقتی یک تصویر مرتبط و هنری و خلاقانه ابتدای نوشته شما خودنمایی می‌کند، خواننده در نگاه اول متوجه موضوع نوشته می‌شود و احتمال مطالعه پست شما بالا می‌رود.
هرچند مخالف این هستم که فضای وبلاگ‌مان را اینستاگرامی کنیم(کتاب اینترنت با مغرما چه می‌کند راتورق کنید) ولی نباید از تصاویر برای انتقال معنا غفلت کنیم.
استفاده هوشمندانه و خلاقانه از تصاویر از ویژگی های یک بلاگر موفق است. این روز‌ها که وبلاگ‌نویسی روبه افول است شما می‌توانید یک وبلاگ‌نویس حرفه‌ای شوید و حتی کسب درآمد کنید.

بنظرم برای پست‌های معمولی و متوسط یک وبلاگ یک تصویر کافی است، ولی بعضی از مطالب طولانی در میانه و در انتها به تصاویر بیشتری نیاز دارند تا با استفاده از تغییر روش انتقال مفهوم  رفع خستگی کنید و هم مطلب را تثبیت کنید و دل زدگی برای مخاطب به وجود نیاورید. و گاهی هم به خاطر طولانی بودن و متنوع بودن موضوعاتی که در یک پست نگارش شده است لازم است چند تصویر در میانه مطالب بگنجانیم.

نکته مهم در استفاده از تصاویر این است که اولا نباید وبلاگ سنگین شود و با تصاویر پرحجم سرعت مرور وبلاگ را پایین بیاویم و دوما به بهانه کاهش حجم نباید کار بی‌کیفیت تحویل مخاطب عزیز بدهیم سوما هم اینکه تصاویر را در جایی آپلود کنید که دائمی باشد و بعد از گذشت مدتی تصویر حذف نشود چرا که اثر بجا مانده بسیار دلخراش است. وقتی می‌بینی تصویر اول متن از بین رفته است میل خواندن از بین می‌رود.

من معمولا از این سایت «wallpaperswide» برای تصاویر وبلاگم استفاده می‌کنم، هم تنوع موضوع دارد و هم تنوع سایز و کیفیت و نکته مهم‌تر رایگان است:)
شما از چه طریقی تصاویر وبلاگ‌تان را پیدا می‌کنید؟؟

۱ ۲ ۳ ... ۸ ۹ ۱۰

ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ

با قلم، وبلاگ و کتاب رفاقت دارم!

☆☆☆☆☆☆☆
من در حال آموختن هستم!
و در این وبلاگــ تلاش می‌کنم باب گفتگو باز شود؛
پس اگر اشتباه می‌کنم با خیال راحت نظرت را بگو در منطق من تعصب راه ندارد!